
آینه جم- عبدالرسول عمادی
سابقا در روستاهای مناطق گرمسیری رسم شب نشینی رایج بود. برق نبود و مردم در روزهای گرم سال هر یک در خانه هایشان سعی می کردند به شکلی خود را از گرمای هوا و تابش خورشید در امان نگه دارند تا روز به سر آید و خورشید غضبناک دست از سر آنها بردارد و در مغرب خویش به آرامش برسد و زمین نفسی تازه کند و از زیر مشت و لگدهای این حاکم خشمگین موقتا بیرون آید.
با غروب خورشید آدم ها هم مثل عقرب ها و مورچه ها و سایر جاندارانی که سایه ای در زیر زمین یا روی زمینجسته و در آن پناه گرفته بودند فرصتی می یافتند تا از پناهگاه خارج شوند و تحرکی بیابند.
آدم ها که نیاز به حضور در جمع دارند در چنین شرایطی ناگزیر دید و بازدید و دیدارهای خانوادگی را به شب موکول می کردند. شب ها بر روی آب انبارها و یا در حیاط منازل فرش یا گلیمی پهن می کردند وآتش و آبی فراهم می شد و در زیر نور چراغ نفتی می نشستند به قلیان کشیدن و چای خوردن و گپو گفتی حول هر چه که در روز و روزگار می گذشت.
آنها از چه حرف می زدند؟
از آنچه در زندگی روزمره شان می گذشت.
وقایع روزگار در ذهن آدم می نشیند و ذهن با آنها کلنجار می رود یافته هایش شکل جملات پیدا می کند و در حین گفت و گو بین هم رد و بدل می کنند.
باید مراقبت هم می شد که در آن هنگامه چای خوردن و قلیان کشیدن عقربی از گوشه ای سر نرسد که اگر می رسید و نیشی نه از سر کین به جای نرمی از بدنی فرو می کرد جان به دربردن به سختی بود.
باری شب نشینی در مناطق گرمسیر هم در تابستان بود و هم در زمستان و بیشتر در تابستان که زمان بیکاری بود و می شد دور هم جمع شد.
زمستان های مناطق گرمسیری زمانکار و بار و کشت و زرع است و آدم ها که روزها را در کار و تحرک بودند شب ها را به خواب می گذراندند و شب نشینی های زمستانی کمتر رایج بود.
اصطلاح شب نشینی از ابن رو بیشتر با مناطق گرمسیر تناسب دارد. گرمسیر نشینان با ترکیب "روز نشینی" آشنایی ندارند.
روز نشینی مخصوص مناطق سردسیر و برف گیر است. سردسیر نشینان بر عکس در تابستان مشغول کارند و فرصت نشست و برخاست خانوادگی و گعده کردن ندارند و زمستان که سرما و برف آنها را خانه نشین می کند فرصت بازدید از هم پیدا می کنند اما نه در شب که در روز.
زیرا شب ها بسیار سرد است و برف و آب ها یخ می زند و نمی شود از خانه خارج شد شاید خطر حمله گرگ و کفتار هم باشد کهمانع خروج از خانه شود.
کی می شود به خانه دوست و رفیق و هم ولایتی رفت؟ در ساعات روز زمستانی.
این دید و بازدید را می گویند روز نشینی.
هدف از دید و بازدیدها و شب نشینی و روز نشینی ها هم وقت گذرانی و لذت بردن از هم صحبتی و گفت و گوست.
هدف دیگری ندارد.
نه مساله ای وجود دارد تا نیاز به هم فکری و پیدا کردن راه حل داشته باشد و نه اقدامی جمعی لازم است انجام بشود تا دستی به هم بدهند و کاری را راه بیندازند.
اتفاقا علت عمده این نشستن ها و برخاستن ها همین بیکاری و داشتن اوقات فراغت است.
در کف هر یک اگر کاری بدی
این نشستن ها همه ول می شدی!
شب نشینی و روز نشینی از فرط بیکاری را اگر در دستگاههای دولتی بیکار ردیابی کنید نامش می شود گردهمایی!
گردهمایی ها در دستگاهها هدفی جز گرد هم آمدن ندارد.
چند وقتی یک بار مسئولان یک دستگاه دولتی عوامل خود را از استان ها و مناطق به تهران دعوت می کنند تا دور هم جمع بشوند و گپ و گفتی کنند.
وزیر و معاون و دستیار و قائم مقام و این ها بالاتر می نشینند و مابقی به ترتیب مقام در پلکان های پایین تر جا داده می شوند و خلاصه مباحث اینگونه جلسات که با هزینه های رفت و برگشت و ماموریت و خورد و خوراک سر به میلیاردها می زند این است که آن وزیر به این مابقی یاد آوری کند که او وزیر است و دیگران زیر دست اویند.
چه می گویند در این گردهمایی ها؟
حرف هایی از جنس کلیات ابوالبقا و هر بار هم همان ها را تکرار می کننند. حرف هایی که متر و معیاری برای سنجش آنها هم وجود ندارد.
مثلا: ایجاد تحولات بنیادین و زیر بنایی بر مبنای اسناد بالادستی
کیفیت بخشی به فعالیت ها
ارتقای جایگاه منابع انسانی در سازمان
تلاش در جهت جلب مشارکت های بین بخشی و فرابخشی در جهت تسهیل انجامامور
معمولا هم همان شخص وزیر که به دلیل قرار گرفتن در بالاترین پست دستگاه احساس خود برتر بینی و خود دانشمند انگاری می کند بیشترین زمان را به حرف های خودش اختصاص می دهد و مابقی از معاونان و مشاوران هم به نسبت دوری یا نزدیکی به این هسته نیمه سخت قدرت وقت هایی برای افاضات خود پیدا می کنند و برخی از مدیران استانی هم گاهی میکروفون ثابت یا سیاری به دست می آورند تا از زحمات وزیر محترم تشکر کنند و گردهمایی یک یا دو روزه به پایان می رسد تا دوباره دلتنگ گردهمایی بشوند و باز هم گردهم آیند تا گردهمایی کرده باشند!