آینه جم- الیاس احمدحسینی
گاهی مرگ یک انسان، آینهای است که یک شهر خود را در آن میبیند. آینهای که نشان میدهد چه کسانی را به یاد میسپارد و چرا. بازگشت پیکر حاج محمود کریمی از آمریکا به گناوه و حضور گسترده مردم در مراسم تشییع و تدفین، شنبه چهارم مهرماه ۱۴۰۵، فقط بدرقه یک شهروند نبود. بازگشت نام و خاطره انسانی بود که بخشی از زندگیاش با زادگاه و مردم آن گره خورده بود.
حاج محمود کریمی (۱۴۰۵-۱۳۳۳)، دانشآموخته حقوق، وکیل و از افراد برخوردار گناوه بود. اما در روز وداع، آنچه بیش از دارایی و موقعیت او به چشم آمد، رابطه او و خانوادهاش با جامعه بود. حاج غلامحسین، پدر او، و حاج امیر و حاج عبدالحسین، عموهایش، در حافظه بسیاری از مردم گناوه با خیرخواهی، دستگیری و مشارکت در امور عامالمنفعه شناخته میشوند؛ از ساخت مدرسه، مسجد و آبانبار تا بیمارستان و داروخانه و یاری نیازمندان.
این نکته مهم است: ثروت زمانی در حافظه اجتماعی معنا پیدا میکند که از حصار مالکیت خصوصی بیرون بیاید و بخشی از آن به زندگی عمومی بازگردد. خانوادهای که از امکانات برخوردار است اما بخشی از توان خود را صرف جامعه میکند، میان سرمایه اقتصادی و سرمایه اجتماعی پلی میسازد.
در برابر این تصویر، «نوکیسگی» قرار میگیرد. نه صرفاً به معنای ثروتمندشدن، بلکه زمانی که ثروت از مسئولیت اجتماعی جدا و به ابزار نفوذ، قدرت و تصاحب فرصتهای عمومی تبدیل شود. شهری که در آن برخی با عناوینی چون «حاجی»، «معتمد» و «ریشسفید» یا از طریق حضور در نهادهایی مانند شورای شهر و مراکز قدرت، صاحب نفوذ اجتماعی میشوند، بیش از همیشه به شفافیت و نظارت نیاز دارد.
در گناوه درباره وضعیت برخی املاک و فضاهای عمومی، آموزشی و بهداشتی، سالهاست پرسشها و اعتراضهایی مطرح است. همچنین ادعاهایی درباره تلاش برای تصاحب، تغییر کاربری یا تثبیت مالکیت چنین فضاهایی وجود دارد. اگر جایی جعل سند، سوءاستفاده از موقعیت یا بهرهگیری از روابط برای دستاندازی به اموال عمومی رخ داده باشد، دیگر با یک اختلاف خصوصی روبهرو نیستیم، سخن از حق عمومی شهروندان است.
شهر فقط خیابان و ساختمان و زمین نیست، حافظه مشترک آدمهایی است که در آن زندگی میکنند. اگر مدرسه، پارک، فضای سبز، ساحل دریا و حریم رودخانه از «حق عمومی» به «فرصت خصوصی» تبدیل شوند، چیزی فراتر از یک ملک از دست میرود: اعتماد عمومی.
شاید بازگشت حاج محمود کریمی، ناخواسته، همین پرسش را پیش روی گناوه گذاشته باشد: آدمها پس از رفتنشان چه چیزی برای شهر باقی میگذارند؟
ملک و سرمایه را میتوان خرید، فروخت و به ارث گذاشت اما احترام مردم را نمیتوان سند زد. آنچه در حافظه شهر میماند، نه اندازه ثروت، بلکه نسبت انسان با مردم و سهمی است که از توان خود در آبادانی و خیر عمومی گذاشته است.
منبع:گناوهآنلاین