Vh4524_276.jpg

 

 

آینه جم؛ احسان محمدی- پیرمرد، نجار بود. با التفات آشنایی صاحب‌ نفوذ، سفارش‌های ساخت تابوت را به او می‌دادند. سال‌های جنگ با «صدام» هر روز چند شهید از جبهه‌ها می‌رسید تهران. نیاز به تابوت برای تشییع پیکرها بیشتر شده بود و بازار پیرمرد هم گرم.

 

جنگ که تمام شد، تابوت، دیگر مشتری زیادی نداشت و کسب و کار پیرمرد کم رونق شد اما از آن روز جمله تازه‌ای سر زبانش افتاد و هر جا می‌رفت می‌گفت:

 

- این مملکت دیگه مملکت نمیشه!

 

 

در واقع پیرمرد، مملکت را تا وقتی مملکت می‌دید که مشتری تابوت زیاد بود، که آدم‌های بیشتری کُشته می‌شدند! خیلی از آدم‌ها این طور جهان را از دریچه تنگ منفعت خودشان می‌بینند.

 

 زبان و ادبیات فارسی پر از ترکیب‌های دل‌نشین و مثل‌های شیرین است، اما به نظرم یکی از ضد توسعه‌ترین ضرب‌المثل‌های جهان هم به ما تعلق دارد. اینکه بعضی‌ها می‌گویند: «دیگی که برای من نجوشد، می‌خواهم سر سگ در آن بجوشد!» این امتداد حرف همان پیرمرد است، یعنی اگر در چیزی «منفعت» من وجود داشت موافق آن هستم، در غیر اینصورت زیر میز لگد می‌زنم!

 

این فقط در حساب و کتاب روزانه نیست، کسانی که «ایران» را مثل یک «نان‌دانی» شخصی می‌بینند و حاضرند زندگی هزاران نفر دیگر خاکستر شود تا آن‌ها حال جیب‌شان بهتر شود، هم‌ردیف پیرمرد تابوت‌ساز هستند. مثل آن‌ها که از یک انفجار در گوشه شهر برای رسانه های خارج نشین ویدیو می‌فرستند و چون جای خودشان امن است می‌گویند: «بزن! بزن! تنک‌یو عمو ترامپ! تنک‌یو بی‌بی!» و کسانی هم با دیدن این ویدیوها در آن سوی دنیا می‌زنند و می‌رقصند و دست مریزاد می‌گویند!/می‌گفتند.

 

همین آدم‌ها درست وقتی که ویرانی سراغ خودشان یا عزیزان شان بیاید می‌گویند: «ما چه می‌دونستیم اینطوری میشه! یعنی شما میگید ترامپ به خاطر حرف ما حمله کرد به ایران؟» ... «ترامپ» دیروز در یکی از آخرین اظهارنظرهایش گفت: «ایرانی‌هایی که مخالف دولت‌شان هستند، از حمله به تأسیسات انرژی و برق حمایت خواهند کرد.»

 

یعنی آن‌ها که با تجمع، توئیت، ای‌میل زدن و رقصیدن، دشمن را برای حمله به «ایران» جسورتر و جنگ و تجاوز و نابودی را «راه‌حل» بهبود معرفی کردند، در مظان آن‌اند که «عاملیت»، «مشروعیت» یا حتی «شراکت» دارند درزخمی که بر تن وطن نشست و چه بسا در مصیبت‌های دیگر که در راه است و دورباد...

 

*** عصر ایران 

W0967468.jpg

 

آینه جم- مهردادجشنی پور: این روزها خیابان های ایران زیست شبانه ای متفاوت را تجربه می کند، تجربه ای از جنس حضور گسترده مردمی پرچم به دست در زیر بمباران های وحشیانه رژیم صهیونیستی و امریکای جنایت کار به مراکز عمدتا غیر نظامی.

 

سی و دومین شب حمله رژیم کودک کش اسراییل و آمریکا به خاک ایران در حالی گذشت که بار دیگر اهمیت مولفه‌های غیرنظامی در قدرت ملی همچنان برجسته است.

 

اینجا صحبت از تاب‌آوری اجتماعی یعنی توان جامعه در مواجهه با تهدیدات خارجی و بحران‌های امنیتی به عنوان یکی از قدرتمندترین ابزارهای بازدارندگی است. حضور شبانه مردم در خیابان‌ها و حمایت معنوی از نیروهای نظامی و همبستگی عمومی نمادی زنده از انسجام داخلی و اراده ملی است که حتی می‌تواند از برتری سخت‌افزاری نیز مؤثرتر واقع شود.

 

این حضور اجتماعی چند لایه پیامدهای از جمله تقویت روحیه نیروهای نظامی، بازدارندگی ادراکی و مشروعیت اجتماعی را در بر می گیرد.

 

در مولفه تقویت روحیه نیروهای نظامی حضور شبانه مردم در خیابان ها ستون اصلی قدرت ملی را نشان می دهد. وقتی جامعه پشت نیروهای مسلح قرار دارد و حضور مردمی به شکل مستقیم یا نمادین احساس می‌شود انگیزه، اعتماد به نفس و تاب‌آوری روانی نیروها افزایش می‌یابد که در بحران‌های فرسایشی و طولانی‌مدت جنگی همین روحیه می‌تواند تعیین‌کننده کارآمدی عملیاتی باشد.

 

در موضوع بازدارندگی ادراکی حمایت عمومی در کف خیابان ها سیگنالی آشکار برای طرف مقابل است که نشان می‌دهد فشار نظامی و تهدید خارجی قادر به شکستن اراده ملی نیست. در این مولفه ادراکی هر اقدام خصمانه دشمن به‌سرعت با مجموعه‌ای از هزینه‌ها و واکنش‌های غیرقابل پیش‌بینی مواجه می‌شود. این پیام روانی معادلات محاسباتی دشمن را پیچیده و موازنه را به نفع ایران تغییر می‌دهد.

 

موضوع مهم تر، مشروعیت اجتماعی با یک بازنمایی رسانه ای است. حضور مردم وقتی در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی بازتاب می‌یابد تصویر جامعه‌ای متحد و مقاوم را تقویت می‌کند. این روایت در داخل کشور انسجام و در سطح منطقه و جهان نشان می‌دهد که ایران نه تنها یک بازیگر سخت، بلکه یک جامعه آماده و مقاوم است که در مواجهه با فشار خارجی یکپارچه و فعال باقی مانده است.

 

البته تداوم این سرمایه اجتماعی با یک مدیریت هوشمندانه توسط مردم در حال تبدیل به یک مزیت راهبردی پایدار است که بر خلاف تحلیل های دشمن که از آن به عنوان یک نمایش موقت و مقطعی یاد می کنند سبب تقویت موازنه و اتحاد ملی شده است.

 

در مجموع تاب‌آوری اجتماعی این شب های مردم ایران ترکیبی از همبستگی، حضور نمادین و حمایت معنوی است که به عنوان ستون مکمل قدرت سخت و ابزار مؤثر بازدارندگی ملی به شمار می رود. این مولفه نشان می‌دهد که قدرت واقعی یک کشور در زمان جنگ نه تنها در تجهیزات و فناوری بلکه در اراده جمعی، انسجام اجتماعی و ظرفیت پاسخ به فشارهای خارجی تجلی می‌یابد.

 

هر تلاش برای تضعیف ایران وقتی با چنین تاب‌آوری گسترده‌ای مواجه شود نه تنها نتیجه‌ای فوری نمی‌دهد بلکه می‌تواند هزینه‌ها و پیامدهای راهبردی را به مهاجم تحمیل و ابتکار عمل را به کشور بازگرداند.

 

اگر از ابتدای هفته سوم جنگ تغییر معادلات به نفع ایران رقم خورد و بعد از چند روز آمریکایی ها را مجبور به ارسال سیگنال هایی برای مذاکره کرد، بدون شک نباید از نقش برجسته حضور آگاهانه و خودجوش شبانه مردم در خیابان ها گذشت.

 

مردم ایران در کنار نیروهای مسلح به کشورهای متخاصم نشان دادند که هر تهدید آغاز تقویت و بازدارندگی و هر فشار فرصتی برای مقاومت بیشتر و اتحاد ملی است.

 

 

 

 

Xzzzzg49_674.jpg

 

 

 آینه جم- جواد لقمان زاده/ مدیر کل پدافند غیر عامل استانداری بوشهر

(فروردین ماه ۱۴۰۵)

 

ما را ببخش، خارج‌نشین عزیز. اینجا، در این سرزمین ترک‌خورده و دودآلود، بمب های آتشین یکی‌یکی بر سقف خانه‌هایمان می‌افتند و صدای فروریختن دیوارها تبدیل شده به پس‌زمینهٔ ثابت زندگی‌مان. اما شما… شما آن‌طرف دریا در امنیت کامل نشسته‌اید و لابد از دست ما دلخورید که چرا نمی‌توانیم احساسات لطیف شما را مدیریت کنیم.

 

می‌دانم، گاهی ما زیادی شلوغش می‌کنیم. بالاخره آدم وقتی زیر بارش آتش راه می‌رود، حواسش نمی‌رسد که مبادا با غر زدن‌هایش حال خوب شما را خراب کند. ما را ببخشید. شما مشکلات مهم‌تری دارید: دیر رسیدن قطار، سرد شدن قهوه یا اینکه اینترنت کافه برای چند دقیقه کند می‌شود. زندگی سختی دارید، به‌خدا که درک می‌کنیم.

 

البته خوب است گاهی کمی خجالت بکشید. نه چیزی عجیب، فقط کمی. شاید یک لحظه فکر کنید که در همین خاک ترک‌خورده، آدم‌هایی هستند که زیر بار همین موشک ها و آتش‌ها راه می‌روند، نفس می‌کشند، می‌جنگند و سعی می‌کنند زنده بمانند. شاید بد نباشد گاهی به سرزمینی که روزی خانه‌تان بود هم فکر کنید، نه اینکه تمام عشقتان را نثار آن جاهای صیقلی و آرامِ آن‌سوی دریا کنید.

 

ما اینجا، در دل ویرانه‌ها، با دشمنی دست‌و‌پنجه نرم می‌کنیم که هر روز با شکل دیگری سر می‌رسد؛ یک روز در قالب صدای انفجار، یک روز به شکل سایه‌ای تیره بر آسمان. اما شما آن‌طرف، میان هوای تمیز و خیابان‌های آرام، به‌جای اینکه حداقل اندکی همراهی کنید، تنها کاری که می‌کنید این است که آهی بکشید و بگویید: «اوضاع آنجا خیلی بده…» و بعد هم سریع سراغ فنجان لاته‌تان بروید.

 

گاهی این‌قدر غرق در ستایش سرزمین جدیدتان می‌شوید که انگار گذشته و خاکتان را پشت یک پردهٔ فراموشی می‌گذارید. انگار هرچه آن‌طرف است پاک و مقدس و هرچه این‌طرف است دردسر و اضافه‌بار. شاید بد نباشد اندکی از این شیفتگی کم کنید. ما که نمی‌گوییم برگردید زیر همین آوارها، فقط می‌گوییم کمی یادآوری بد نیست. کمی درک. کمی نگاه به پشت‌سر. همین.

 

می‌دانید چیست؟ درد ما فقط موشک، جنگنده و آتش نیست. درد ما این است که آن‌طرف دریا کسانی نشسته‌اند که روزی این خاک را خانه می‌نامیدند، اما حالا حتی حاضر نیستند زحمت یک همدلی درست‌وحسابی را بکشند. این است که در گلوی آدم می‌ماند.

 

و اما شما، خارج‌نشین عزیز، بدانید که حتی در دل همین دود و آوار، بذرهای امید کاشته می‌شوند. شاید امروز ما تنها کسانی باشیم که زیر بار موشک ها نفس می‌کشیم، اما روزی خواهد رسید که به لطف خدا و همت رزمندگان دلاور، ایران عزیز ما سر بلند خواهد کرد. شاید نه به شکوهی که شما در سرزمین‌های دوردست می‌بینید، اما به شکوهی از جنس خودمان، شکوهی که از دل همین خاکِ آلوده به خون و اشک برخواهد خاست. خدارو چه دیدید؟ شاید همین عروسی که می‌گویند به کوچه ما خواهد آمد، روزی جشن همین سربلندی باشد، نه جشن فراموشی. پس کمی صبر داشته باشید، حتی اگر مجبورید آن را از پشت پنجره‌های ایمن خودتان تماشا کنید.

 

اگر گاهی پیام‌هایمان بوی خاک و دود می‌دهد، اگر در حرف‌هایمان طعنه‌ای نشسته، ما را ببخشید. شاید حق دارید که دوست دارید ما تمیز و مرتب، با ادب و لحنی آرام از دل ویرانه‌ها برایتان پیام بفرستیم. ولی خب… اینجا شرایط کمی متفاوت است.

 

خارج‌نشین عزیز، خوب است گاهی فقط یک لحظه بایستید، نفسی بکشید و فکر کنید:  

آیا انصاف نیست که کمی از دغدغه‌های بی‌خطر آن‌سوی دریا فاصله بگیرید و نیم‌نگاهی به جایی بیندازید که هنوز آدم‌هایی زیر بار آتش و دود، نفس می‌کشند؟

 

 

 

 

 

 

 

Y2490919.jpg

 

 

آینه جم/ حامد عرب زاده*: در شرایطی که نظم انرژی جهانی تحت تأثیر رقابت‌های ژئوپلیتیکی و تحریم‌های یک‌جانبه قرار دارد، جزیره خارگ همچنان به‌عنوان محور ثقل صادرات نفت ایران، نقش تعیین‌کننده‌ای در حفظ توازن بازار و تأمین پایدار منابع ارزی کشور ایفا می‌کند.

این جزیره با برخورداری از زیرساخت‌های پیچیده بارگیری، ذخیره‌سازی و مدیریت جریان نفت خام، به یکی از پیشرفته‌ترین پایانه‌های انرژی در منطقه خلیج فارس تبدیل شده است؛ جایگاهی که آن را به یک دارایی راهبردی در سطح ملی و منطقه‌ای ارتقا داده است.

بررسی‌ها نشان می‌دهد که خارگ نه‌تنها یک پایانه صادراتی، بلکه بخشی از معماری کلان امنیت انرژی ایران است. طراحی چندلایه زیرساختی، تنوع در مسیرهای عملیاتی و قابلیت بازیابی سریع در شرایط بحران، موجب شده این جزیره در برابر شوک‌های خارجی، از تحریم تا تهدیدات امنیتی، عملکردی پایدار و قابل اتکا داشته باشد.

در واقع، خارگ را می‌توان نمونه‌ای از «تاب‌آوری عملیاتی» در صنعت نفت دانست؛ مفهومی که در ادبیات نوین انرژی به‌عنوان شاخصی کلیدی در ارزیابی قدرت کشورها مطرح است.

شکست اشراف اطلاعاتی آمریکا و رژیم صهیونیستی

در سال‌های اخیر، آمریکا و رژیم صهیونیستی با بهره‌گیری از ابزارهای اطلاعاتی، ماهواره‌ای و شبکه‌های رصد دریایی، تلاش گسترده‌ای برای شناسایی الگوهای صادرات نفت ایران انجام داده‌اند.

با این حال، پیچیدگی در زنجیره لجستیکی، استفاده از روش‌های متنوع بارگیری و انعطاف‌پذیری در مدیریت مسیرهای صادراتی، موجب شده این تلاش‌ها به نتایج دقیق و قابل اتکا منجر نشود.

تحلیلگران معتقدند که «ابهام عملیاتی» ایجادشده در فرآیند صادرات نفت از خارگ، عملاً یک لایه دفاعی نامرئی در برابر جنگ اطلاعاتی دشمنان ایجاد کرده است؛ به‌گونه‌ای که حتی پیشرفته‌ترین سامانه‌های پایش نیز قادر به ارائه تصویری کامل از این فرآیند نیستند.

خارگ گره ژئواستراتژیک در معادلات انرژی خاورمیانه

موقعیت جغرافیایی خارگ در قلب خلیج فارس، این جزیره را به یکی از مهم‌ترین نقاط ژئواستراتژیک در معادلات انرژی منطقه تبدیل کرده است. نزدیکی به آبراه‌های حیاتی، دسترسی به مسیرهای اصلی انتقال نفت و قرارگیری در مدار تعاملات انرژی شرق و غرب، اهمیت این جزیره را دوچندان کرده است.

در سطح کلان، خارگ نه‌تنها یک پایانه صادراتی، بلکه یک «گره ژئوانرژتیک» محسوب می‌شود که بر توازن عرضه در بازارهای جهانی تأثیرگذار است. به همین دلیل، هرگونه تغییر در وضعیت عملیاتی این جزیره، می‌تواند بازتابی مستقیم در قیمت‌ها و جریان انرژی در سطح بین‌المللی داشته باشد.

نقش خارگ در راهبرد خنثی‌سازی تحریم‌ها

در چارچوب سیاست‌های کلان اقتصادی کشور، خارگ به یکی از ابزارهای کلیدی در راهبرد خنثی‌سازی تحریم‌ها تبدیل شده است. بهره‌گیری از ظرفیت‌های فنی، توسعه زیرساخت‌های ذخیره‌سازی و افزایش انعطاف‌پذیری در عملیات صادرات، این امکان را فراهم کرده تا جریان فروش نفت ایران حتی در شدیدترین محدودیت‌ها نیز تداوم یابد.

کارشناسان بر این باورند که تجربه موفق ایران در مدیریت صادرات نفت از خارگ، می‌تواند به‌عنوان یک الگوی عملیاتی در سایر حوزه‌های اقتصادی نیز مورد استفاده قرار گیرد.

چشم‌انداز آینده؛ تقویت جایگاه راهبردی خارگ

با توجه به تحولات سریع در بازار جهانی انرژی و افزایش رقابت میان بازیگران منطقه‌ای، تقویت زیرساخت‌های خارگ و ارتقای فناوری‌های مرتبط با آن، ضرورتی اجتناب‌ناپذیر به نظر می‌رسد. توسعه ظرفیت‌های جدید، بهینه‌سازی فرآیندها و ارتقای امنیت عملیاتی، می‌تواند جایگاه این جزیره را به‌عنوان محور ثبات انرژی ایران تثبیت کند.

در مجموع، جزیره خارگ امروز فراتر از یک پایانه نفتی، به نمادی از اقتدار ژئوپلیتیکی و هوشمندی عملیاتی ایران در عرصه انرژی تبدیل شده است؛ نقطه‌ای که نه‌تنها ثبات داخلی راین می‌کند، بلکه معادلات منطقه‌ای و حتی جهانی را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد.

* فعال حوزه رسانه

* خبرگزاری مهر 

 

Ydfhhb.jpg

 

آینه جم/جواد لقمان زاده | مدیر کل پدافند غیر عامل استانداری بوشهر

 

روزهای سخت همیشه در تاریخ بشر وجود داشته‌اند؛ روزهایی که هوا سنگین‌تر می‌شود، دل‌ها بیشتر می‌لرزد و چشم‌ها بی‌قرارتر دنبال نشانه‌ای از آرامش می‌گردند. امروز نیز سرزمین ما، ایران، درگیر جنگ و روزگاری دشوار شده است؛ روزهایی که شاید هیچ‌کس انتظارش را نداشت. اما یک حقیقت روشن وجود دارد:

“ما مردمی هستیم که بارها در برابر سختی‌ها ایستاده‌ایم و بار دیگر هم می‌توانیم”.

 

در چنین لحظاتی، بیش از هر چیز به یاد آوردن این نکته ضروری است که قدرت واقعی یک جامعه در ثروت، تجهیزات یا حتی تعداد نفراتش نیست؛ قدرت واقعی یک ملت در دل‌های نزدیک، در مهربانی‌های کوچک و در همان نیروی بی‌صدا و عمیقی است که اسمش اتحاد است.

اتحاد یعنی فهمیدن این‌که اکنون زمان کنار هم بودن است، نه کنار کشیدن. زمان شنیدن است، نه قضاوت. زمان آرام کردن دست‌هایی است که می‌لرزند، زمان دلگرمی دادن به کسانی که نگرانند و زمان باور به اینکه تاریکی هرچقدر بلند باشد، عمرش کوتاه‌تر از روشنایی است. انسان‌های متحد مثل نخی ناپیدا به هم وصل‌اند؛ نخی که اگر هر کدام از ما کمی آن را محکم‌تر بگیریم، رشته‌ای نیرومند می‌شود که هیچ طوفانی نمی‌تواند پاره‌اش کند.

 

امروز، بیش از هر دوران دیگری، ما نیاز داریم به یاد بیاوریم که : “ایران فقط یک نام روی نقشه نیست”. ایران یعنی انسان‌هایی که صبح‌ها با امید بیدار می‌شوند؛ یعنی پدرانی که دل‌شان برای امنیت فرزندان‌شان می‌تپد؛ مادرانی که در دل دعا می‌کنند روزهای روشن برگردد؛ جوانانی که آینده‌شان را هنوز هم می‌توانند تصور کنند و سالمندانی که تجربه‌شان می‌گوید هیچ سختی جاودانه نیست. ایران همین آدم‌هاست، همین انسان‌ها، همین قلب‌ها.

 

امید داشتن در روزهای دشوار ساده نیست؛ اتفاقاً همین سخت بودنش است که آن را ارزشمند می‌کند. امید، یک واژه‌ی شاعرانه نیست، یک انتخاب است؛ انتخابی که هر روز باید دوباره و دوباره انجامش دهیم. امید یعنی باور داشته باشیم که اوضاع تغییر می‌کند، که دست‌های ما توان ساختن دارند و که حتی از دل ویرانی هم امکان روییدن هست.

 

گاهی لازم است یادی بکنیم از تاریخ؛ نه برای مقایسه یا تحلیل، بلکه برای یادآوری اینکه نسل‌های پیش از ما هم روزهای سخت دیده‌اند و باز ایستاده‌اند و آینده ساخته‌اند. آن‌ها نیز مثل ما ترسیده بودند، دل‌نگران بودند، اما باور داشتند که باید باقی بمانند و همین باقی ماندن، همین کنار هم بودن، آن‌ها را به روزهای بهتر رساند. امروز نوبت ماست که همین نقش را بازی کنیم؛ نوبت نسل امروز ایران است که چراغ امید را دست به دست حفظ کند.

 

قدرت اتحاد، فقط در لحظات بزرگ و تصمیم‌های عظیم نیست؛ گاهی در یک لبخند است، گاهی در حالِ خوب نگه داشتن خانواده، گاهی در تماس گرفتن با دوستی که نگران است، گاهی در کمک کردن به همسایه، گاهی در اینکه شایعه‌ای را پخش نکنیم و گاهی فقط در اینکه آرام بمانیم.

 

این‌ها کارهای کوچکی‌اند که اثرشان بزرگ‌تر از هر اقدام نمایشی است. این رفتارهای ساده، مثل آجرهایی هستند که دیوار امنیت روانی جامعه را می‌سازند.

 

امروز، هر کدام از ما می‌تواند یک نقطه‌ی روشن باشد. لازم نیست کار خارق‌العاده‌ای انجام دهیم. کافی‌ست هرکس در جای خودش، به اندازه توان خودش، دلگرمی بدهد، آرامش بسازد و امید را هرچند کوچک در دل خودش و اطرافیانش روشن نگه دارد. حتی یک جمله کوتاه، یک نگاه مهربان یا یک خبر خوب می‌تواند مثل جرقه‌ای باشد که تاریکی را کنار می‌زند.

 

اگر قرار است پیروز شویم، پیروزی ما در گذشته از جنس اتحاد بوده و امروز هم همین خواهد بود. پیروزی واقعی این است که نگذاریم ترس، ناامیدی یا خستگی ما را از هم جدا کند. پیروزی یعنی حفظ کنار هم بودن؛ حفظ انسانیت؛ حفظ امید.

 

 

 

جدیدترین مطالب