0000000000000000000000000000_IMAGE634884508247772854.jpg

 

آینه جم/ عبدالمحمد شعرانی*

در روزگاری که مرزهای جغرافیایی در برابر سیل اطلاعات و رسانه‌ها کم‌رنگ‌تر از گذشته شده‌اند، بیش از هر زمان دیگری نیاز داریم درباره مفهوم «وطن» با نسل نوجوان و جوان سخن بگوییم؛ وطنی که تنها مجموعه‌ای از خاک، کوه، دشت و دریا نیست، بلکه خاطره مشترک میلیون‌ها انسان، میراث گذشتگان و امانتی برای آیندگان است.

دانش‌آموزان امروز، مدیران، معلمان، پزشکان، مهندسان، کارآفرینان و تصمیم‌سازان فردای این سرزمین هستند. اگر در دل آنان احساس تعلق به ایران، فرهنگ ایرانی‌ـ‌اسلامی و مسئولیت نسبت به آینده کشور شکل نگیرد، نمی‌توان انتظار داشت که فردا برای آبادانی و پیشرفت آن، از جان و توان خود مایه بگذارند.

وطن‌دوستی از جنس شعار نیست؛ از جنس شناخت است. کسی که تاریخ سرزمینش را بشناسد، با بزرگان علم و ادب آن آشنا باشد، از رشادت‌های شهیدان و ایثارگرانش آگاه شود و ظرفیت‌های عظیم کشورش را درک کند، به‌طور طبیعی احساس افتخار و مسئولیت خواهد کرد. این همان سرمایه‌ای است که ملت‌ها را در روزهای سخت کنار هم نگه می‌دارد و آنان را به سوی آینده‌ای روشن هدایت می‌کند.

در بیش از دو دهه حضور در آموزش و پرورش، فراز و فرودهای بسیاری را از نزدیک دیده‌ام؛ روزهای دشوار و روزهای امیدبخش، کمبودها و موفقیت‌ها، نگرانی‌ها و افتخارات. اما در تمام این سال‌ها، یک حقیقت برایم روشن‌تر شده است: هیچ سرمایه‌ای برای کشور ارزشمندتر از نسلی نیست که به خود، جامعه و وطنش باور داشته باشد.

سال‌ها حضور در کلاس درس، مدرسه و عرصه‌های مختلف مدیریتی به من آموخته است که دانش‌آموزان بیش از هر چیز به «امید» نیاز دارند. بارها دیده‌ام وقتی از موفقیت یک دانش‌آموز ایرانی، یک پژوهشگر جوان، یک ورزشکار افتخارآفرین یا فداکاری یک شهید سخن گفته می‌شود، برق خاصی در چشمان دانش‌آموزان می‌درخشد. آن لحظه‌ها به ما یادآوری می‌کند که نوجوانان این سرزمین تشنه الگوهای الهام‌بخش هستند و نیاز دارند باور کنند که آنان نیز می‌توانند در آینده، بخشی از افتخارات این کشور باشند.

مدتی پیش یکی از دوستانم که از پزشکان شناخته‌شده و موفق استان بوشهر است با من تماس گرفت و خواست فرصتی برای گفت‌وگو داشته باشیم. وقتی به دیدارش رفتم، با نگرانی گفت: «فرزند کلاس اولی من نسبت به آینده ناامید است؛ نه انگیزه‌ای برای درس خواندن دارد و نه زندگی برایش معنای روشنی دارد.»

از او پرسیدم: «در خانه بیشتر درباره چه موضوعاتی صحبت می‌کنید؟» کمی تأمل کرد و گفت: «بیشتر از مشکلات، نگرانی‌ها، سختی‌های زندگی و آینده‌ای که برایمان مبهم به نظر می‌رسد.»

به او گفتم: «پاسخ پرسشت همین‌جاست. کودکان بیش از آنکه به سخنان مستقیم ما گوش دهند، از فضای حاکم بر خانه و نگاه ما به زندگی تأثیر می‌پذیرند. وقتی امید در گفت‌وگوهای روزمره کمرنگ شود و مدام از بن‌بست‌ها و ناکامی‌ها سخن بگوییم، طبیعی است که کودک نیز جهان را از همان دریچه ببیند.»

آن روز بیش از گذشته به این باور رسیدم که مسئولیت ما در قبال نسل آینده تنها تأمین نیازهای مادی آنان نیست؛ ما موظفیم امید، اعتمادبه‌نفس و احساس توانستن را نیز به فرزندانمان منتقل کنیم. هیچ جامعه‌ای با نسل ناامید ساخته نمی‌شود و هیچ کشوری بدون باور فرزندانش به آینده، مسیر پیشرفت را طی نخواهد کرد.

در همین سال‌ها دانش‌آموزانی را دیده‌ام که از کلاس‌های ساده مدارس شهرها و روستاهای استان برخاستند و امروز در دانشگاه‌ها، مراکز علمی، عرصه‌های فرهنگی و مسئولیت‌های اجتماعی منشأ اثر شده‌اند. هر بار که خبر موفقیت یکی از آنان را می‌شنوم، بیش از گذشته یقین پیدا می‌کنم که آینده ایران در دستان همین فرزندان بااستعداد و امیدوار رقم خواهد خورد؛ فرزندانی که اگر احساس تعلق به وطن در وجودشان تقویت شود، برای آبادانی آن از هیچ تلاشی دریغ نخواهند کرد.

هنوز هم چهره بسیاری از آن دانش‌آموزان را به یاد دارم؛ نوجوانانی که روزی روی نیمکت‌های ساده مدارس این استان می‌نشستند و شاید کمتر کسی تصور می‌کرد در آینده به جایگاه‌های علمی، فرهنگی و اجتماعی ارزشمندی دست یابند. گاهی در دیدارهای اتفاقی یا از طریق یک تماس و پیام کوتاه، خبر موفقیت آنان را می‌شنوم و با خود می‌اندیشم که بزرگ‌ترین دستاورد آموزش و پرورش نه ساختمان‌ها و آمارها، بلکه همین انسان‌هایی هستند که با امید، دانش و احساس مسئولیت در مسیر خدمت به جامعه گام برمی‌دارند.

در کنار این ضرورت، پدیده‌ای نگران‌کننده نیز وجود دارد که گاه در لایه‌های مختلف جامعه و به‌ویژه در فضای مجازی خودنمایی می‌کند؛ پدیده «خودتحقیری». خودتحقیری آنجاست که فرد یا جامعه، داشته‌ها و توانمندی‌های خود را نادیده می‌گیرد و تنها به ضعف‌ها و کاستی‌ها چشم می‌دوزد.

در چنین نگاهی، موفقیت‌های دیگران بزرگ‌نمایی می‌شود و دستاوردهای خودی کم‌اهمیت جلوه می‌کند.

بی‌تردید هیچ کشوری خالی از مشکل نیست و هیچ جامعه‌ای بدون کاستی و نقص وجود ندارد؛ اما تفاوت ملت‌های پیشرو با دیگران در این است که ضمن پذیرش واقعیت‌ها، امید خود را از دست نمی‌دهند و به جای تحقیر خود، برای اصلاح و پیشرفت تلاش می‌کنند. نقد منصفانه و دلسوزانه نشانه بلوغ اجتماعی است، اما سیاه‌نمایی و القای ناتوانی، آینده یک ملت را به مخاطره می‌اندازد.

رسالت آموزش و پرورش در این میان بسیار سنگین و تعیین‌کننده است. مدرسه باید محیطی باشد که در آن دانش‌آموزان ضمن آشنایی با چالش‌های جامعه، از ظرفیت‌ها، افتخارات و موفقیت‌های کشور نیز آگاه شوند. آنان باید بیاموزند که ایران تنها گذشته‌ای پرافتخار ندارد، بلکه امروز نیز سرشار از استعدادها، توانمندی‌ها و فرصت‌هایی است که می‌تواند آینده‌ای بهتر را رقم بزند.

نسل جوان باید بداند که پیشرفت کشور نه با ناامیدی و خودکم‌بینی، بلکه با اعتمادبه‌نفس، تلاش، دانش و مسئولیت‌پذیری حاصل می‌شود. هر دانش‌آموزی که امروز در کلاس درس می‌نشیند، می‌تواند فردا گرهی از مشکلات این سرزمین بگشاید؛ به شرط آنکه باور کند متعلق به ملتی بزرگ است و برای ساختن آینده آن، سهمی ارزشمند بر عهده دارد.

امروز بیش از هر زمان دیگری باید مراقب باشیم که بذر امید، اعتمادبه‌نفس و هویت ملی در دل فرزندانمان خشک نشود. دانش‌آموزی که به کشورش افتخار می‌کند، مشکلات آن را نیز از خود می‌داند و برای رفع آن‌ها تلاش می‌کند. عشق به وطن در شعارها متولد نمی‌شود؛ در شناخت، مسئولیت‌پذیری و احساس تعلق ریشه می‌دواند.

ایران خانه مشترک همه ماست؛ خانه‌ای که نسل‌های پیشین برای حفظ آن رنج برده‌اند و نسل امروز وظیفه دارد آن را آبادتر و سرافرازتر به آیندگان بسپارد. اگر بتوانیم این احساس مسئولیت را در دل دانش‌آموزان زنده نگه داریم، بی‌تردید آینده‌ای روشن‌تر در انتظار ایران عزیز خواهد بود.

*آموزگار و مشاور اجرایی مدیرکل آموزش و پرورش استان بوشهر

 

 

9bbccr.jpg

 

آینه  جم/ مصطفی صفایی:      روز گذشته، در آیینی با حضور معاون محترم وزیر اقتصاد و دبیر شورای عالی مناطق آزاد و ویژه اقتصادی کشور، استاندار محترم بوشهر، نماینده معزز ولی‌فقیه و امام جمعه بوشهر، نمایندگان استان در مجلس شورای اسلامی و جمعی از مدیران دستگاه‌های اجرایی، مدیرعامل و اعضای هیئت‌مدیره منطقه آزاد بوشهر معارفه شدند؛ رویدادی مهم، امیدآفرین و ارزشمند که می‌تواند فصل تازه‌ای را در مسیر توسعه استان بوشهر رقم بزند.

«منطقه آزاد بوشهر» بی‌تردید اتفاقی کوچک و معمولی نیست؛ بلکه یک فرصت بزرگ اقتصادی، تجاری، سرمایه‌گذاری، اشتغال‌آفرین و زیرساختی برای کل استان بوشهر است. چنین ظرفیتی اگر با نگاه دقیق، عادلانه، کارشناسی و فراگیر، مدیریت شود، می‌تواند آثار مثبت خود را نه‌فقط در یک محدوده خاص، بلکه در زندگی مردم سراسر استان، از شمالی‌ترین تا جنوبی‌ترین نقطه، نمایان سازد.

از این منظر، لازم است صمیمانه از تلاش‌های جناب آقای دکتر ارسلان زارع، استاندار پرتلاش، بومی و دلسوز استان بوشهر قدردانی شود. تحقق و عملیاتی‌شدن این مطالبه دیرینه، حاصل پیگیری‌ها، همراهی‌ها و تلاش‌هایی است که در سال‌های گذشته از سوی مجموعه‌ای از مسئولان، نمایندگان، مدیران و دلسوزان استان دنبال شده و امروز با عنایت و توجه و پیگیری های ویژه دکتر زارع به مرحله‌ای امیدبخش رسیده است.

معاون محترم وزیر اقتصاد و دبیر شورای عالی مناطق آزاد و ویژه اقتصادی کشور نیز به‌درستی با اشاره به بخشی از ظرفیت‌های کم‌نظیر استان بوشهر، این استان را شایسته چنین امتیازی دانستند. تعبیر ارزشمند وی که:

«برخی استان‌ها دارای معادن طلا هستند اما بوشهر خودِ طلاست»،

سخنی دقیق و معنادار بود؛ زیرا بوشهر، با ظرفیت‌های عظیم انسانی، اقتصادی، جغرافیایی، دریایی، انرژی، بندری و تجاری، حقیقتاً یکی از سرمایه‌های بزرگ توسعه ملی به شمار می‌رود.

همچنین اشاره وی  به اینکه حدود ۵۲ درصد از سواحل خلیج فارس در محدوده استان بوشهر قرار دارد، نکته‌ای بسیار مهم است. این ظرفیت ساحلی، متعلق به کلیت استان بوشهر است؛ استانی پیوسته، همدل و دارای سرنوشت مشترک که هر بخش آن، از شمال تا جنوب، سهمی در هویت، اقتصاد، فرهنگ و آینده آن دارد. از همین رو انتظار می‌رود نگاه به منطقه آزاد بوشهر نیز نگاهی استانی، جامع و متوازن باشد.

در همین چارچوب، طبیعی است که شهرستان‌های جنوبی استان، از جمله دیر، کنگان و عسلویه نیز خود را بخشی جدایی‌ناپذیر از این ظرفیت بزرگ بدانند. این شهرستان‌ها سال‌هاست میزبان بخشی از مهم‌ترین پروژه‌های ملی کشور، به‌ویژه پارس جنوبی، صنایع عظیم گازی( 74 درصد گاز کشور را تولید می کنند) و ده ها پتروشیمی و زیرساخت‌های راهبردی انرژی هستند؛ پروژه‌هایی که منافع ملی فراوانی ایجاد کرده‌اند و نقش استان بوشهر را در اقتصاد ایران برجسته‌تر ساخته‌اند.

در کنار این افتخار بزرگ، مردم این مناطق نیز در حدود دو دهه اخیر با پیامدهای سنگین توسعه صنعتی زندگی کرده‌اند؛ از فشار بر زیرساخت‌های آب، برق، آموزش، درمان، سلامت، راه، ورزش و خدمات عمومی گرفته تا مسائل زیست‌محیطی، اجتماعی، ترافیکی، تصادفات جاده‌ای( جرح و فوتی ناشی از سوانح جاده ای مرتبط با صنایع مذکور)، تغییر کاربری اراضی و محدودشدن بخشی از فضاهای سنتی، تفریحی و زیست‌محیطی مردم[ توضیح: 30 هزار هکتار از اراضی شهرستان های کنگان و عسلویه در اختیار سازمان منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس است].  بیان این واقعیت‌ها نه از سر گلایه‌گذاری در برابر دیگر نقاط استان، بلکه از باب یادآوری سهم واقعی این مناطق در اقتصاد ملی و ضرورت توجه عادلانه به مطالبات و خواسته های بحق آنان است.

بر همین اساس، اکنون که امتیاز ارزشمند «منطقه آزاد بوشهر» به پشتوانه ظرفیت‌های گسترده استان عزیزمان[ و پیگیری های برادر گرامی جناب آقای دکتر زارع و دولت محترم و زحمت کش دکتر پزشکیان و به شکل ویژه وزارت محترم اقتصاد] شکل گرفته است، انتظار می‌رود طراحی، اجرا و بهره‌مندی از آن نیز با نگاهی متوازن و فراگیر دنبال شود؛ به‌گونه‌ای که همه مردم استان، در هر شهرستانی که زندگی می‌کنند، احساس کنند در این فرصت بزرگ سهیم‌اند و آثار آن را در توسعه، اشتغال، سرمایه‌گذاری و بهبود زیرساخت‌های منطقه خود لمس خواهند کرد؛ به عبارتی این امتیاز نباید فقط محدود به یک منطقه جغرافیایی کوچک باشد و سایر مناطق استان از آن محروم باشند.

محدوده فعالیت منطقه آزاد بوشهر ، کل استان است یا یک محدوده کوچک؟

در روزهای اخیر، برخی شنیده‌ها و گمانه‌زنی‌ها درباره محدودبودن شعاع فعالیت یا خدماتی منطقه آزاد بوشهر به حدود ۷۰ کیلومتر یا کمتر مطرح شده است[ که در اطلاعات جدید و به روز شده ویکی پدیا اینگونه آمده است:      ۲۶ هزار و ۱۰۰ هکتار مساحت  شامل: سایت‌های پرورش میگو، منطقه ویژه اقتصادی و شهرک صنعتی بوشهر یک و دو را نیز در بر می‌گیرد. از سوی دیگر جزیره عباسک، بندر بوشهر، بندر نگین، جزیره شرکت صنایع دریایی ایران (صدرا) و جزیره صدف نیز در منطقه آزاد بوشهر قرار گرفته‌اند.  ].

البته خوشبختانه تاکنون چنین موضوعی از سوی منابع رسمی تأیید نشده است. با این حال، از آنجا که اصل موضوع برای افکار عمومی استان اهمیت زیادی دارد، شایسته است مسئولان محترم با شفاف‌سازی به‌موقع، اجازه ندهند هیچ ابهامی در ذهن مردم شکل بگیرد یا این تصور به وجود آید که بخش زیادی از مردم استان از حلاوت این فرصت بزرگ، کمتر بهره‌مند خواهند شد.

مردم استان بوشهر، چه در شمال و مرکز و چه در جنوب استان، یک خانواده واحد هستند و توسعه هیچ نقطه‌ای از استان نباید در برابر توسعه نقطه‌ای دیگر تعریف شود. خواسته اصلی این است که منطقه آزاد بوشهر به‌عنوان یک فرصت مشترک استانی دیده شود؛ فرصتی که بتواند پیوند اقتصادی، تجاری و زیرساختی شهرستان‌ها را تقویت کند و به جای ایجاد فاصله ذهنی و منفی، حس هم‌افزایی، مشارکت و منفعت مشترک را در سراسر استان افزایش دهد.

از جناب آقای استاندار، به‌عنوان نماینده عالی دولت در استان و مدیری منصف، بومی و آشنا با ظرفیت‌ها و حساسیت‌های اجتماعی استان بوشهر، انتظار می‌رود با تدبیر، گفت‌وگو و پیگیری مؤثر در سطح ملی، زمینه‌ای فراهم شود که تصمیمات مربوط به منطقه آزاد بوشهر با رویکرد توسعه متوازن( برای سراسر  استان) اتخاذ شود. بی‌تردید اگر این موضوع از ابتدا با دقت، عدالت و نگاه همه‌جانبه مدیریت شود، می‌تواند به الگویی موفق از همدلی و توسعه در استان تبدیل شود.

از نیروهای توانمند شهرستان های جنوبی نیز در ترکیب مدیریتی( موظف یا غیر موظف) یا مشورتی منطقه آزاد بوشهر استفاده شود  

نکته دوم، مربوط به ترکیب مدیریتی و مشورتی منطقه آزاد بوشهر است. تردیدی نیست که مدیرعامل و اعضای محترم هیئت‌مدیره ی منصوب‌شده، از نیروهای توانمند، باسابقه و دارای تجربه مدیریتی هستند و انتخاب آنان بر پایه توانایی‌ها و سوابق درخشانشان صورت گرفته است. سخن در اینجا ناظر به نفی شایستگی هیچ‌یک از عزیزان نیست؛ بلکه تأکید بر این است که استفاده از ظرفیت نخبگان شهرستان‌های مختلف استان، به‌ویژه شهرستان‌های کنگان، دیر،   عسلویه و…، می‌تواند به غنای تصمیم‌سازی‌ها و افزایش حس مشارکت عمومی کمک کند.

از این رو، درخواست می‌شود جناب آقای استاندار محترم و همچنین جناب آقای دکتر موسی احمدی، نماینده محترم مردم شهرستان‌های کنگان، دیر، جم و عسلویه در مجلس شورای اسلامی، این مطالبه منصفانه را به وزیر محترم اقتصاد و مسئولان ذی‌ربط منتقل فرمایند که چرا از نخبگان و نیروهای توانمند این چهار شهرستان در ترکیب مدیریتی( موظف یا غیر موظف) یا مشورتی منطقه آزاد بوشهر استفاده نشود؟  حتی در گام نخست، می‌توان از ظرفیت آنان در قالب اعضای غیرموظف، مشاوران تخصصی، کمیته‌های راهبردی یا کارگروه‌های توسعه‌ای بهره گرفت تا هم تصمیمات دقیق‌تر شود و هم احساس مشارکت و تعلق در سطح استان تقویت گردد.

در پایان، بار دیگر از همه تلاش‌های جناب آقای استاندار، مجموعه دولت در استان، فرمانداران، مدیران اجرایی، نمایندگان و همه خدمتگزاران مردم در شهرستان‌های مختلف بوشهر صمیمانه قدردانی می‌شود. مردم استان، به‌ویژه در مقاطع دشوار اخیر، همراهی‌ها، پیگیری‌ها و خدمات ارزشمند مجموعه مدیریتی استان را دیده‌اند و ارج می‌نهند. امید است منطقه آزاد بوشهر، با نگاه وحدت‌آفرین، عدالت‌محور و توسعه‌گرا، به فرصتی برای شکوفایی همه استان تبدیل شود؛ فرصتی که مردم استان بوشهر از شمال تا جنوب، خود را در آن شریک، محترم و بهره‌مند بدانند./ ثلاث 

 

 

 

 

9cvhhh.jpg

 

 

آینه جم/ سعید نوذری 

آخرین باری که تصویر «دریا» در ذهنتان نقش بست، چه زمانی بود؟ شاید در میانه گرمای کلافه‌کننده تابستان، وقتی رؤیای خنکای یک نوشیدنی کنار ساحل را مرور می‌کردید، یا در سکوتِ آرام‌بخشِ تماشای رقص موج‌ها از عرشه‌ یک قایق. دریا در ذهن ما همواره نماد «بی‌کرانگی» و «پاکیزگی» بوده است؛ مأمنی برای فرار از هیاهوی شهر و پناهگاهی برای بازیابی آرامش. اما بیائید برای لحظه‌ای، این قابِ زیبا را کنار بزنیم و به آنچه در پسِ این پرده‌ نیلگون می‌گذرد، خیره شویم؛ درست در همین لحظه که ما مشغول روزمرگی‌های خود هستیم، میلیون‌ها قطعه پلاستیک در اعماق اقیانوس‌ها، بی‌صدا در حال گرفتنِ نفس‌های حیات دریایی‌اند.

این دیگر یک بحرانِ فانتزی یا دور از دسترس نیست؛ این «خفگیِ تدریجی» بزرگترین زیست‌بوم سیاره ماست. مسئله‌ امروز، تنها چند بطری رها شده در ساحل نیست؛ مسئله، بحرانِ «بقا» برای اقیانوس‌هایی است که ریه‌های زمین محسوب می‌شوند.

یک حقیقتِ تکان‌دهنده و علمی وجود دارد که خواب را از چشمان بیدارِ محیط‌زیست‌شناسان ربوده است: اگر روند کنونی تولید و مصرف پلاستیک با همین شتاب ادامه یابد تا سال ۲۰۵۰، وزن پلاستیک‌های رها شده در اقیانوس‌ها از مجموع وزن تمام ماهیانِ دریا، پیشی خواهد گرفت. این جمله را دوباره بخوانید: «بیشتر شدنِ وزن زباله نسبت به جاندار!» این یک فاجعه‌ زیست‌محیطی تمام‌عیار است.

ما ۷۰ درصد از سیاره‌مان را با آب پوشانده‌ایم، اما در عمل، با اقیانوس‌ها چنان رفتار می‌کنیم که گویی با یک «سطل زباله‌ بی‌انتها» طرف هستیم. این تناقض میان زیباییِ ظاهری دریا و سیاهیِ اعماق آن، آینه‌ تمام‌نمایِ نوعِ نگاهِ مدرنِ ما به طبیعت است؛ نگاهی که در آن، مصرف‌گرایی بر «حق حیات» پیشی گرفته است.

هرچند ما هنوز در آخرین لحظاتِ این بازی، نباخته‌ایم. اقیانوس‌ها، با وجود تمامِ زخم‌هایی که بر پیکر دارند، هنوز قدرتِ بازیابی دارند، به شرطی که ما نیز سهم خود را بپذیریم. ما نمی‌توانیم یک‌شبه تمامِ کارخانه‌های پلاستیک‌سازی جهان را تعطیل کنیم، اما می‌توانیم «قهرمانِ سهمِ خود» باشیم.

برای عبور از این بحران، نیازمند یک «میثاقِ فردی» هستیم. سه گامِ سرنوشت‌ساز برای هر شهروند مسئول وجود دارد:

۱. انقلاب در مصرف:حذف پلاستیک‌های یک‌بار مصرف از سبد خرید، نه یک انتخاب، که یک ضرورت اخلاقی است. استفاده از کیسه‌های پارچه‌ای و بطری‌های دائمی، اولین قدم برای شکستن این چرخه‌ معیوب است.

۲. مسئولیت اجتماعی در میدان عمل: پاکسازی سواحل تنها یک فعالیت نمادین نیست؛ تمرینِ «حضورِ مؤثر» است. حتی اگر تنها یک ساعت در ماه، فارغ از هیاهوی دنیای دیجیتال، برای زدودنِ آلودگی از چهره‌ ساحل وقت بگذاریم، پیامی قوی به زیست‌بوم خود فرستاده‌ایم.

۳. ترویج آگاهی: صدایِ این فریادِ خاموشِ اقیانوس‌ها باید به گوش همگان برسد. از خانواده تا دوستان و همکاران؛ دانستن، نخستین گام برای تغییرِ سبکِ زندگی است.

اقیانوس‌ها سال‌هاست که در برابرِ سکوتِ ما، فریاد می‌زنند. ما در نقطه‌ عطفی ایستاده‌ایم که هر انتخابِ کوچکی، وزنی سنگین در ترازویِ آینده دارد. یا همچنان بخشی از این بحرانِ بزرگ باقی می‌مانیم که دستاوردش تلی از پلاستیک در عمق آب‌هاست، یا با تغییر رفتارمان، به بخشی از «راه‌حل» تبدیل می‌شویم.

بیایید پیش از آنکه نغمه‌ امواج به سکوتی ابدی و سمی تبدیل شود، صدای دریا را بشنویم. چرا که دریا، نه یک مقصد تفریحی، که «میراثِ حیات» است و ما، تنها امانت‌دارانِ آن.

 

 

 

 

9vvvx276.jpg

 

آینه جم- سجاد بهزادی

 

وال‌استریت ژورنال به تازگی گزارش داد "دونالد ترامپ به دستیاران خود گفته است اگر سربازان آمریکایی در جنگ با ایران کشته شوند، برایش به معنای پایان آتش‌بس است..."

 

رئیس جمهور کنونی ایالات متحده که بارها نشان داده است به هیچ توافق و تفاهم و معاهده بین المللی پایبند نیست، حالا از دست رفتن جان یک سربازش را، بهانه ای برای جنگ و بمباران یک ملت می کند. تنها همین حرف او من را بار دیگر به فکر فرو برد که سربازان میهن ما در این روزهای جنگ چقدر غیرت مندانه در حال دفاع از کشور هستند و جان شان را ارزانی این آب و خاک کرده اند. ما نیز باید حواسمان باشد آن ها را فراموش نکنیم و به احترام شان کلاه را از سر برداریم.

 

همه ما، حتی کسانی که با جنگ مخالف هستند می بایست برای همیشه، سرباز وطن را مایه افتخار خود بدانیم. 

 

سربازان میهن ما در شرایط جنگی امروز به مثابه مدافعانی در برابر تهدید خارجی عمل میکنند تا ما در آرامش قرار بگیریم.تلاش او معطوف به سیاستگذارانی است که تصمیم به دفاع از کشور در برابر قدرت های جهانی گرفته اند و او تابع این وضعیت هست و جان فدای این کشور شده است.

 

 احترام به سربازان به دلیل فداکاری و اطاعت از وظیفه نقشی خود، وظیفه همه ماست حتی اگر با جنگ مخالف باشیم. بنابراین، کلاه از سر برداشتن در برابر سرباز، ابراز همدلی با انسانی است که جان خود را در مسیری نهاده که دیگران را نجات دهد.

 

اگر ترامپ به سربازان خود نگاهی ابزاری برای قدرت نمایی در جهان دارد؛ اما ما ایرانیان به سربازان خود حس میهن پرستی و غرور داریم.

دستان آنها را می‌بوسیم؛ زیرا که می جنگند تا درخت سربلندی این مرز و بوم، هرگز خشک نشود.

نامتان همیشه زمزمه بادها در نجوای موج های خلیج فارس باد 

 

 

 

 

 

 

 

 

9xxffg296.jpg

 

آینه جم/ فرضعلی سالاری - کنشگر برنامه‌ریزی و توسعه منطقه‌ای 

 

جنگ، واقعیتی تلخ و ویرانگر است؛ اما آنچه سرنوشت جامعه را در چنین شرایطی تعیین می‌کند، میزان تاب‌آوری آن است. جنگ یک بحرانی چندوجهی است که هم‌زمان اقتصاد، اجتماع و روان جامعه را تحت فشار قرار می‌دهد. در چنین وضعی، پرسش اصلی این است که چگونه می‌توان جامعه را زنده، منسجم و پایدار نگه داشت و از فروپاشی کارکردهای حیاتی جلوگیری کرد.

 

در این میان، مدیریت بحران ضرورتی انکارناپذیر است؛ ضرورتی که با تصمیم‌گیری به‌موقع، هماهنگی نهادی و پیش‌بینی‌پذیری، می‌تواند از گسترش خسارت‌ها جلوگیری کند و ثبات نسبی را حفظ نماید. با این حال، سپر واقعی جامعه در برابر طوفان جنگ، تاب‌آوری اجتماعی است؛ یعنی توان جامعه برای جذب شوک، کاهش آسیب، تداوم خدمات حیاتی، سازگاری با شرایط جدید و بازیابی سریع‌تر پس از بحران است.

 

تاب‌آوری، تنها به معنای مقاومت در برابر فشار نیست، بلکه حاصل یک ساختار چندلایه است. در بعد اقتصادی، جامعه‌ای تاب‌آور است که زنجیره‌های تأمین آن پایدار، ذخایر راهبردی آن کافی و نظام توزیع آن کارآمد باشد. چنین اقتصادی می‌تواند در برابر اختلالات، سریع‌تر خود را ترمیم کند و نیازهای اساسی مردم را در سخت‌ترین شرایط نیز پاسخ دهد. در بعد اجتماعی نیز، انسجام، سرمایه اجتماعی، اعتماد عمومی و همبستگی محلی، ستون‌های اصلی تاب‌آوری‌اند. شبکه‌های محلی و روابط انسانی مستحکم، در لحظات بحران، نخستین و مؤثرترین خط دفاعی جامعه به شمار می‌روند. از سوی دیگر، حکمرانی کارآمد، شفاف و پاسخگو که توان تصمیم‌گیری به‌موقع و هماهنگی بین‌بخشی را داشته باشد، بنیان اصلی تاب‌آوری را تشکیل می‌دهد.

 

در این چارچوب، امداد اجتماعی نیز دچار تحول شده است. دوران کمک‌رسانی‌های سنتی، دیرهنگام و غیرهدفمند گذشته است. امروز، امداد اجتماعی باید هوشمند، داده‌محور و متناسب با نیاز واقعی باشد. در شرایط جنگ، کاهش درآمدها، اختلال در اشتغال، افزایش هزینه‌ها و کمبود کالاهای اساسی، فشار معیشتی و روانی شدیدی بر خانواده‌ها وارد می‌کند. در چنین وضعی، امداد اجتماعی نوین با شناسایی دقیق گروه‌های آسیب‌پذیر، اولویت‌بندی هوشمندانه منابع و ارائه حمایت‌های معیشتی، نقدی و روانی-اجتماعی هدفمند، می‌تواند از تعمیق فقر، گسترش نابرابری و تضعیف سرمایه اجتماعی جلوگیری کند. امداد مؤثر، صرفاً پاسخ به نیاز فوری نیست؛ بلکه زمینه‌ساز بازسازی ظرفیت‌های خانوار و جامعه در بلندمدت نیز هست.

 

فناوری، امروز سرعت و دقت را به امدادرسانی وارد کرده است.

 سامانه‌های هوشمند ثبت نیاز، پایگاه‌های اطلاعاتی خانوار و شبکه‌های ارتباطی دیجیتال، امکان خدمات‌رسانی دقیق‌تر و سریع‌تر را فراهم می‌کنند. با این حال، نباید فراموش کرد که روح اصلی امدادرسانی، مشارکت اجتماعی است. نهادهای مردمی، گروه‌های داوطلب، خیریه‌ها و کنشگران محلی، در لحظات بحران، پیشگامان واقعی حمایت اجتماعی‌اند. هرچه این شبکه‌ها منسجم‌تر و آموزش‌دیده‌تر باشند، جامعه در برابر بحران مقاوم‌تر خواهد بود. از این رو، هم‌افزایی میان دولت، جامعه مدنی و بخش خصوصی، پیش‌شرط موفقیت در نظام امداد اجتماعی پایدار است.

 

رسانه‌ها نیز در این میان نقشی حیاتی دارند. وظیفه رسانه مسئول، فراتر از اطلاع‌رسانی صرف است. رسانه باید ضمن پرهیز از دامن‌زدن به اضطراب و شایعه‌پراکنی، امید اجتماعی را تقویت کند، آگاهی عمومی را افزایش دهد و آمادگی جمعی را ارتقا بخشد. رسانه‌ها می‌توانند با برجسته‌سازی تجربه‌های موفق، آموزش عمومی و تبیین راهکارها، به بخشی از سازوکار مقاومت اجتماعی تبدیل شوند.

 

در نهایت، جامعه‌ای که برای بحران پیش‌بینی می‌کند، سازوکارهای حمایتی خود را فعال نگه می‌دارد، از ظرفیت فناوری بهره می‌گیرد و مردم را در فرایند امداد و بازسازی مشارکت می‌دهد، در برابر شدیدترین طوفان‌ها نیز از هم نخواهد پاشید. جنگ‌ها می‌گذرند، اما آنچه باقی می‌ماند، زیرساخت‌های تاب‌آوری، اعتماد و همبستگی اجتماعی است؛ سرمایه‌هایی که آینده یک ملت را می‌سازند.

 

اتحاد خبر

جدیدترین مطالب