00000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000003196881.jpg

 

اینه جم- مهدی جعفری زاده

بعضی مواقع در سالیان قبل تاکنون «کارها و افعالی» مورد تهی قرار گرفته که در شرع مقدس جایگاه «منکر» نداشته است و متاسفانه با تفسیرها و نظرات خودسرانه، آنها را در رده منکر قرار داده و با تأسف بیشتر وقت زیادی از قوای مقننه، مجریه، قضاییه و نیروهای مسلح و جامعه مبلغان دینی را تلف کرده تا منکر بودن آنها را به جامعه القا کنند.

از جمله این موارد، همین موتورسواری زنان است که با مقاومت زنان بالاخره دولت به این نتیجه رسید که رسماً صدور گواهینامه موتورسیکلت را برای بانوان قانونی کند.

اگر موتورسواری زنان اشکال شرعی و قانونی نداشت چرا مسئولان طی چندین سال با آن مخالفت کردند و باعث فشار جامعه زنان و نارضایتی آنان شدند؟ آیا حتما باید یک تقابل و درگیری فکری کلامی و فیزیکی طی چند سال رخ بدهد تا مسئولان ذیربط در مقابل بعضی خواسته های مردم یا مطالبات برخی از اقشار جامعه تسلیم شوند؟ آیا این روش غلط مدیریتی، این باور را در بین مردم تقویت نمی کند که برای رسیدن به خواسته های همگانی باید با فشار و مقاومت در برابر مسئولان به خواسته های خود رسید؟

به راستی نتایج حاصله از چنین روشی خطرناک نیست؟ اگر موتورسواری زنان از نظر شرعی اشکال داشته و منکر محسوب می شود آیا دولت می تواند با مصوبه خود «منکر» را تبدیل به معروف با مباح کند؟ قطعا پاسخ منفی است. پس معلوم می شود که ماهیت موتورسواری زنان خلاف شرع نبوده و بعضی خودسرانه برای آن دلیل شرعی تراشیده اند.

متاسفانه از این گونه موارد در موضوعات مختلف بارها شاهد بوده ایم که به مرور زمان آزاد شده اند. اما پرسش مهم این است که چرا باید این روش های غلط در برهه های زمانی متعدد روی دهد و نهایتا با پیشروی مردم و عقب نشینی تصمیم گیران، جای خود را در جامعه باز کند؟ آیا از همان ابتدا با دیدگاهی باز و نگاهی عالمانه نمی شد با خواسته های معمولی مردم همراه و هماهنگ شد و هزینه سازی بی جهت به خاطر آنها نکرد؟

0000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000022225.jpg

 

 

آینه جم- مهدی جعفری زاده

به این جملات و عبارات که عضو هیئت مدیره انجمن داروسازان ایران گفته دقت کنید:

  • در دو تا سه ماه اخیر قیمت بسیاری از داروها بین 10 تا 600 درصد افزایش یافته
  • پیش بینی می‌شود که حتی بیشتر هم بشود
  • پرداخت این هزینه‌ها بیش از 60 تا 70 درصد از جیب مردم است
  •  حدود 200 قلم دارو دچار کمبود شده و این عدد به صورت روزانه در حال افزایش است
  • متاسفانه در کشور ما سازمان‌های بیمه گر جزو ناکارآمدترین سازمان‌ها هستند
  • سازمان تأمین اجتماعی به دلیل عدم دریافت مطالبات خود از بخش دولتی دچار ناترازی شده و همین مسئله باعث عدم پرداخت مطالبات بخش درمان می‌شود

جملات فوق از متن فقط یک خبر بیرون کشیده شده است و گویای این است که بیماران و داروخانه داران و پزشکان و مراکز درمانی با چه مشکلات عدیده‌ای دست و پنجه نرم می‌کنند.

موارد ذکر شده در بالا نیاز به هیچ تحلیل و توضیحی ندارد و به راحتی، مردم و مسئولان می‌دانند که در نظام بهداشتی، درمانی و دارویی کشور چه خبر است و بیماران بیچاره در چه گردابی افتاده‌اند! حال با این شرایط سخت، چه باید کرد؟

 

اگر برخی مسئولان و برخی کارمندان ادارات خاص دارای حقوق بالا و امکانات رایگان و ویژه هستند اما سایر کارمندان که اکثریت را تشکیل می‌دهند و کارگران و عموم مردم، که باید هزینه 70 درصد دارو و درمان را از جیب خود بپردازند، واقعاً ندارند و در ناتوانی روزافزون گرفتار آمده‌اند.

مزدبگیران در منگنه فشارهای سنگین زندگی، از بسیاری از مواهب اولیه‌ی یک زندگی ساده محروم شده‌اند؛ یکی از این محرومیت‌ها که عواقب بسیار خطرناکی دارد، ناتوانی در تامین هزینه‌های دارو و درمان است؛ دارو و درمان اقلامی بدون جایگزین هستند که اگر نتوانی تهیه کنی، باید پیه مرگ را به تن بمالی، عزیزت مقابل چشمانت آب شود و تو دست و پا بسته، فقط تماشا کنی.

آیا دولت و نمایندگان مجلس نمی‌بینند که کارگران، بازنشستگان و فرودستان، درگیر «ناگوارترین اتفاق ممکن» یعنی چشم‌پوشی از درمان و زجر ناتوانی در تامین هزینه‌های سلامت هستند؟ آیا نمی‌دانند حذف ارز ترجیحی دارو و گرانی دارو و درمان، این ناگواری‌ها را تا سر حد مرگ تشدید می‌کند؟

مسئولان باید راه نجاتی برای این کشتی توفان زده پیدا کنند قبل ازآنکه دیر و دیر و دیرتر بشود.

 

0000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000065yt.jpg

 

آینه جم  ؛ حسن ظهوری ــ طی چند سال گذشته، با رشد شبکه‌های اجتماعی به‌ویژه اینستاگرام و اقبال مردم به جستجو و دنبال کردن موضوعات در این فضا، بسیاری از خیریه‌ها که معمولاً اصلی‌ترین پایگاه‌های حل بحران‌های اجتماعی، به‌خصوص بیماری‌های لاعلاج و امثال آن هستند، از این بسترهای مجازی برای بهبود فرایند کمک‌رسانی به جامعه هدف خود استفاده می‌کردند. اما حالا با قطع اینترنت، این جامعه هدف خیلی دورتر از آن است که حتی تلاش‌های اندک هم برای کمک به آن‌ها مثمرثمر باشد.
با قطعی اینترنت، درآمدهای خیریه‌ها به شکلی باورنکردنی کاهش یافت؛ تا جایی که بسیاری از آن‌ها از همین حالا در حال تعطیل شدن هستند، یا حقوق پرسنل خود را نپرداخته‌اند و یا به تعدیل نیرو فکر می‌کنند. هرکدام از این اتفاقات می‌تواند آینده جامعه هدفِ خیریه‌ها را تحت‌الشعاع قرار دهد. شبکه‌های اجتماعی مهم‌ترین محل بازخورد تبلیغات، نمایش فیلم‌ها، عکس‌ها و مشاهدات مردمی از فعالیت خیریه‌ها بود و از این طریق کمک‌های مالی بسیاری برای نیازمندان جمع‌آوری می‌شد. 
در چنین اوضاع و احوالی، کالابرگ‌های یک میلیون تومانی هم نمی‌تواند دردی از نیازمندانی که از طریق خیریه‌ها تأمین می‌شدند دوا کند؛ چراکه این کالابرگ‌ها تقریباً هیچ گرهی از زندگی آن‌ها باز نمی‌کند و نیازهای آنان بسیار فراتر از کالاهای اساسی است که بخواهند با یک میلیون تومان بخرند. 
جامعه‌ای که تحت پوشش خیریه‌هاست، طیف وسیعی را شامل می‌شود؛ از نیازمندان و فقرا گرفته تا آسیب‌دیدگان از اعتیاد، زنان سرپرست خانوار و کودکانی که اگر به‌موقع به آن‌ها رسیدگی نشود، به جمعیت کودکان کار می‌پیوندند. از سوی دیگر، بیماران لاعلاج و ازکارافتادگانی هستند که اگر مورد رسیدگی دقیق قرار نگیرند، وضعیت‌شان به یک بحران اجتماعی بزرگ بدل می‌شود؛ بحرانی که پیش از این، با پیوستن مردم به شبکه‌های اجتماعی و فعالیت‌های خیرخواهانه، تا اندازه‌ای کنترل شده و در مسیر حل مقطعی قرار داشت.
خیریه‌ها شکل گرفته‌اند تا باری از دوش دولت بردارند. اگرچه تحقق عدالت و برابری اجتماعی از وظایف دولت است، اما این موضوع غالباً در حد یک رؤیا باقی مانده و هیچ دولتی در هیچ دوره‌ای موفق نشده است عدالت اجتماعی را آن‌طور که در تخیل انسان می‌گنجد، به‌طور کامل اجرایی کند. به همین دلیل خیریه‌ها وارد میدان شده‌اند تا توانمندان را قانع کنند بخشی از دارایی خود را صرف نجات نیازمندان کنند؛ همان توانمندانی که مدت‌هاست اخبار و احوال را از شبکه‌های اجتماعی دنبال می‌کنند.
خیریه‌ها همواره تلاش کرده‌اند با بحران گرسنگی و سوءتغذیه، به‌خصوص در میان کودکان، مقابله کنند. این تلاش‌ها نتیجه‌بخش بود و گاهی بحران فقر در مناطق محرومی چون سیستان‌وبلوچستان با همین فعالیت‌ها کنترل می‌شد. با تکیه بر همین اقدامات بود که مدارس بسیاری در استان‌های محروم ساخته شد و خیرین موفق شدند بخشی از بحران معیشت، سوءتغذیه و آموزش را از بین ببرند. در واقع در تمام دنیا، خیریه‌ها این بارِ مانده بر زمین را برمی‌دارند و با کمک توانمندان به مقصد می‌رسانند. اما برای این کار به ابزار نیاز دارند؛ فضایی برای معرفی و جایی برای روایت داستان زندگی آدم‌های نیازمند. تا به امروز هیچ فضایی به‌اندازه شبکه‌های اجتماعی، به‌ویژه اینستاگرام، به این موضوع کمک نکرده بود.
خیریه‌ها حتی موفق شده بودند در شرایط بحرانی مانند سیل و زلزله، با فراخوان و دعوت از مردم، پیوند اجتماعی را تقویت کرده و بحران را با همکاری مردم و دولت به سرانجامی معلوم برسانند. اما این‌بار ماجرا متفاوت است؛ اکنون آن‌قدر دستشان از فراخوان‌های کمک‌رسانی کوتاه شده که خودشان هم برای بقا و کمک به دیگران، نیازمند یاری جدی هستند.
در چنین شرایطی، محرومان، نیازمندان و بیماران لاعلاج زانوی غم بغل گرفته‌اند؛ چراکه می‌دانند اگر خیریه‌ها به دادشان نرسند، از سوی دولت کمک چندانی به آن‌ها نخواهد شد و اگر هم کمکی برسد، آن‌قدر ناچیز است که حتی روزنه‌ای کوچک از حفره‌های بزرگ زندگی‌شان را پر نخواهد کرد.
به همین سبب بسیاری معتقدند اگر اینترنت به‌زودی وصل نشود و شبکه‌های اجتماعی در دسترس قرار نگیرند تا خیریه‌ها و حامیانِ نیازمندان دوباره یکدیگر را بیابند، بحران معیشتی بزرگی در راه خواهد بود؛ بحرانی که در آن فقر سلطنت می‌کند. و کیست که نداند با آغاز سلطنت فقر، چالش‌های اجتماعی عظیمی پدید می‌آید که حتی کودکانِ خانه‌ها را هم به خیابان‌ها و به صفِ کودکان کار می‌کشاند. این همان بحرانی است که اگر آغاز شود، جبران و حل‌وفصل آن سال‌ها به طول می‌انجامد.
 
منبع:عصر ایران

0000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000005084.jpg

 

آینه جم- غلامعلی بدخشان - فعال اجتماعی
بهمن‌ماه ۱۴۰۴

تحولات اخیر و گذر از تلاطم‌ها به ساحل ثبات، بیش از آنکه یک مقصد نهایی باشد، آغازی است برای یک آزمون بزرگ. امروز که غبار حوادث فرونشسته و آرامش بر فضای عمومی جامعه حاکم شده است، نخستین و حیاتی‌ترین وظیفه مسئولان، «خوانش درستِ سکوتِ پس از توفان» است. ثبات کنونی، فرصتی زرین و در عین حال مسئولیتی سنگین است تا ریشه‌های اصلی گلایه‌ها در ترازوی نقد و عمل قرار گیرند.

واقعیت غیرقابل انکار این است که بخش بزرگی از مطالبات و اعتراضات، نه از سر عناد، بلکه برخاسته از دردهای انباشته در سفره‌های مردم بود. «معیشت»، «تورم» و «گرانی» واژگانی نیستند که تنها در علم اقتصاد معنا شوند؛ این‌ها لمسِ روزمره‌ی پدری است که شرمندگی را به خانه می‌برد و جوانی است که افق تشکیل خانواده را در غبار تورم گم کرده است.

در این برهه حساس، وظایف مسئولان را می‌توان در سه محور اساسی خلاصه کرد:

*۱. اولویت‌بخشی به جراحی‌های واقعی اقتصادی:* ثبات سیاسی و امنیتی بدون پشتوانه‌ی ثبات اقتصادی، شکننده خواهد بود. وظیفه فوری دستگاه‌های اجرایی، مهار افسارگسیختگی قیمت‌ها و بازگرداندن پیش‌بینی‌پذیری به اقتصاد است. مردم باید حس کنند که برای بهبود معیشت آن‌ها، نه فقط بخشنامه، بلکه «اراده‌ای ملموس» در جریان است.

*۲. ترمیم سرمایه اجتماعی و پل‌سازی میان دولت و ملت:* مسئولان باید از اتاق‌های در بسته به میان توده‌های مردم بازگردند. شنیدن صدای نقد، حتی اگر تلخ باشد، داروی شفابخشِ حکمرانی است. ایجاد بسترهای قانونی برای بیان اعتراضات معیشتی، راه را بر سوءاستفاده‌گران می‌بندد و به مردم اطمینان می‌دهد که صدایشان شنیده می‌شود.

*۳. شفافیت و عدالت در توزیع منابع:* در شرایطی که مردم سختی‌های اقتصادی را تحمل می‌کنند، مشاهده هرگونه تبعیض، رانت یا فساد، بر زخم‌های آنان نمک می‌پاشد. وظیفه دستگاه‌های نظارتی در این دوره، صیانتِ سخت‌گیرانه از بیت‌المال و اطمینان‌بخشی به جامعه است که «سختی‌ها برای همه و فرصت‌ها نیز برای همه» است.
 در پایان  باید گفت:ثبات  امروز نه مجوزی  برای خمودگی بلکه شیپوری برای بیداری است،اکنون  که کشور به آرامش  نسبی رسيد ه است ،نوبت مسئولان است که ("جهاد معیشتی )و(انقلاب کارآمد ی)پاسخ  شایسته ای به صبوری این ملت نجیب  بدهند ایران مقتدر ،بیش از هرچیز  نیازمند  مردمي  است که در  پناه اقتصاد  پویا  ،به آینده‌ای  روشن  امیدوار باشند .

0000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000065yt.jpg

 

 

آینه جم-احسان مسلمی- کارشناس حوزه کسب و کار

پس از اعتراضات اخیر، اینترنت قطع شد و این وضعیت درحال ورود به پانزدهمین روز است.

 

به گفته معاون وزارت ارتباطات و فناوری زیان و عدم النفع قطع اینترنت برای کسب‌وکارها، روزانه حدود ۶۰۰ میلیارد تومان است. کارشناسان هشدار می‌دهند که این سطح از خاموشی که از 300 ساعت عبور کرده علاوه بر فلج کردن اقتصاد دیجیتال و معیشت حوزه آن ، «نقاط کور امنیتی» خطرناکی را ایجاد کرده است. تعدیل نیرو بخش قابل‌توجهی از قطع اینترنت بوده، همچنین ادانه قطع اینترنت می‌تواند تبدیل به بحران شود. به همین دلیل دولت باید اینترنت را وصل کند و از پیامد آن نهراسد.

 

کسب‌وکارها که هنوز از زیر بار هزینه‌های قطع اینترنت در جنگ 12 روزه خارج نشده‌اند، دو هفته است که هیچ‌گونه امکانی برای اتصال به اینترنت و فقط به‌صورت قطره‌چکانی امکان اتصال را دارند.

 

اقتصاد دیجیتال که پیش از این در هوای بدون اکسیژن تنفس می‌کرد، حالا نفسش به شماره افتاده است.

 

شرکت‌هایی که به ارائه خدمات و مشاورۀ مالی به شهروندان می‌پردازند و سعی در حفظ ارزش پول مشتریان‌شان در روزهای تورم و تحریم دارند، ازجمله این کسب‌وکارها هستند که درگاه‌های ارتباط با مخاطبان خود را در این مدت از دست دادند.

 

این شرکت‌ها دیگر حتی امکان رصد اطلاعات مربوط به نوسان بازارهای جهانی که ابتدایی‌ترین نیاز تحلیلی‌شان است را ندارند.

 

نکته مهم‌تر، خاموشی اینترنت ، عملاً امکان پشتیبانی از مخاطبان را از بین برده و اختلالات درگاه‌های پرداخت بانکی ضربه‌ای جبران‌ناپذیر به اعتماد مشتریان وارد کرده است.

 

از سوی دیگر، چشم اندازی درباره اتصال مجدد اینترنت وجود ندارد و آینده‌ای مبهم پیش روی صاحبان بنگاه‌های اقتصادی است. بلاتکلیفی و شانه خالی‌کردن ارگان‌ها از زیر بار مسئولیت، تصمیم‌گیری را به سخت‌ترین اقدام روزهای بی‌اینترنتی تبدیل کرده است.

 

چنین روندی باعث شده کسب‌وکارهای مستقل وابسته به بخش خصوصی اولین قربانیان قطعی سراسری اینترنت شوند و تعطیلی آن‌ها چندان دور از ذهن نباشد.

 

البته این تنها نوک کوه یخ قطعی سراسری اینترنت است که به چشم می‌خورد؛ از گوشه‌های تاریک و خاموش این تصمیم که در قالب‌هایی نظیر بیکاری و سقوط قدرت خرید بیرون می‌زنند نیز نمی‌توان به‌راحتی گذشت. مواردی که تاب‌آوری جامعه را از بین می‌برد و زمانی که فرسودگی جای تاب‌آوری را بگیرد، در قالب خشم بیرون می‌ریزد.

 

 

 

خلیج‌فارس 

جدیدترین مطالب