0000045059.jpg

آینه جم-زيبا هوشيار
مادربزرگ با چارقد سفيدي که با سنجاقي طلايي زير گلويش را بسته بود در زير کرسي بر متکايي تکيه داده و نوه هايش چشم به دهان مادر بزرگ دوخته، منتظر قصه بودند.
مادر بزرگ، چاي را  در نعلبکي مي ريخت، تکه قندي برداشت و در چاي زد و به دهان برد و قصه را شروع کرد.
يکي بود و يکي نبود، پيرزني سفيدمويي به شهر ما آمد. اين پيرزن دوتا پسر داشت که سرما را با خود مي آوردند بنام چله بزرگ و چله کوچک. چله بزرگ، مرد مهرباني بود که از اول زمستان به مدت ۴۰ روز حکمراني ميکرد، بعد از او برادرش که چله کوچک بود و بر خلاف چله بزرگ، بدجنس و سرد بود و با خود برف و يخ و هواي سرد مي آورد، ۲۰ روز حکمراني ميکند. چله کوچک به نصيحت هاي برادر بزرگتر توجه ي نکرد تا اينکه حاکم بعدي اورا در کوه يخي به زندان انداخت.
ننه سرما که اين خبررا شنيد به کوه رفت و با نفس گرم خود، يخ‌ها را آب کرد و پسرش را آزاد کرد و به خونه برگشت و همه جا را تميز کرد و منتظر عمو نوروز شد ولي چون خسته بود خوابيد و نتونست عمو نوروز را ببيند و تا سال ديگر بايد منتظر بماند و عمو نوروز پيام آور بهار است.
افسانه هاي زيادي در مورد شب يلدا وجود دارد، ايران ما، سرزمين افسانه ها و داستانهاي شگفت انگيز هست، به همين دليل، جشن ها، داستانها و افسانه که مخصوص اقوامي با ريشه هاي کهن است در فرهنگ ما وجود دارد.
شب يلدا نه تنها در ايران، که در تاجيکستان، افغانستان و آذربايجان هم که قبلا جزو ايران بوده اند برگزار ميشود.
شب يلدا، آغاز اولين دوره (چهل روز) فصل زمستان است، به همين خاطر آنرا شب چله ميگويند و بلندترين شب سال در نيمکره شمالي زمين است، که از غروب آفتاب روز ۳۰ آذرماه (پاييز) تا طلوع آفتاب اول ماه دي (زمستان) ادامه دارد.
بنا به گفته ها، شب يلدا در زمان پادشاهي داريوش يعني ۵۰۰ سال قبل از ميلاد، در تقويم رسمي ايران ثبت شده است.
مراسم شب چله در شهرهاي مختلف، متفاوت است هر چند که هندوانه و انار و ديوان حافظ ثابت است، منتهي تغييراتي در چيدمان سفره و پذيرايي وجود دارد، به عنوان مثال در شهر ملاير يلدا را شَوچَرِه (شب چله) ميگويند در جمع خانواده، در زير کرسي که با لحاف قرمز پوشيده شده است، بزرگترها قصه و افسانه هايي در مورد اين شب ميگويند. مادر بزرگها، قوت خشک درست ميکنند که مخلوطي از کوبيده هاي بادام، گردو، گشنيز، انواع تخمه ها، شاهدانه، فندق، هسته زردآلو همراه با شيره عسلي است که به صورت گلوله از مهمانان پذيرايي ميکنند.
به نوعروس هم از طرف خانواده داماد، خنچه اي که در آن ميوه و مرغ پخته و برنج هست مي فرستند و از طرف خانواده عروس، قطعه اي طلا مي فرستند.
در شهر ملاير علاوه بر هندوانه و انار، گندم و شاهدانه، باسلق، سنجد در سفره شب چله وجود دارد و خوردن کله پاچه نيز از جمله رسمي است که در شب يلدا در شهر ملاير برگزار ميشود.
شوربختانه در حال حاضر به علت مشکلات اقتصادي و پراکندگي فاميل، کمتر اين رسوم رعايت ميشود ولي در روستاها کماکان اين رسوم را در شب يلدا بجا ميآورند.
مردم تبريز هم به علت سرماي زياد در زمستان، معتقدند که خوردن هندوانه در شب چله، لرز و سرما به تنشان تاثير نداشته و اصلا سرما را حس نمي کنند. در تبريز براي نگهداري هندوانه و خربزه، از اواخر تابستان آنها را در تور گذاشته و از سقف آشپزخانه آويزان مي کردند و يا در کاه مي‌گذاشتند.
مهمترين غذاي مردم تبريز در شب چله، برنج و مرغ و آش شير است، بعد از شام، تنقلات شامل گندم برشته يا شاهدانه، آجيل، لبو، هويج، حلواي گردو و هندوانه و خربزه و انگور و بادام و سنجد ميل مي کنند. نوازنده ها هم مينوازند و ضمن نواختن داستان هم ميگويند. در تبريز هم رسم هست که در شب چله، خانواده داماد، هديه اي براي نو عروس مي فرستند که در خنچه علاوه بر هندوانه، پارچه هاي حرير و با ارزش، ميوه و شيريني هست.
در تهران قديم نيز، که مردم در خانه هاي ويلايي زندگي ميکردند، عدهاي شال را همراه مي‌بردند و داخل خانه مي‌انداختند (البته صاحبخانه، متمول و يا بزرگ آن محل بود و درب خانه را باز مي‌گذاشتند) و صاحبخانه هديه‌اي که معمولا سکه (پول) و يا شکلات و ساير خوردني‌هاي ديگر بود، به گوشه شال مي‌پيچيد و به شال تکاني ميداد که صاحب شال متوجه شود و شال را بکشد و هم زمان ميگفت «خدا مرادت بده، بکش» و اين رسم را شال اندازون مي گفتند. شوربختانه هم اکنون اين رسوم کمرنگ شده و کمتر انجام مي شود.
در بوشهر هم به علت وضعيت جغرافيايي و آب و هوا، نيازي به استفاده از کرسي نبوده و نيست، و شب يلدا يک مهماني ساده به همراه هندوانه و انار و آجيل و آش رشته و نيز فالي از ديوان حافظ پايان بخش مهماني شب يلد است.
 
*هفته نامه نسیم جنوب
 
[کد خبر:AJ48296]
پايگاه خبري تحليلي آينه ي جم

کانال تلگرامی پايگاه خبري تحليلي آينه ي جم