Unbbbv16_141307.jpg

 

 

From the Lion's Roar to the Crawl in Islamabad; Why "America First" Became "Am

erica Last"?

 

משאגת האריה לזחילה באיסלאמאבאד; מדוע "אמריקה תחילה" הפכה ל"אמریקה אחרונה"?

 

یادداشت: محسن امینی

 

در فروردین ۱۴۰۵، واشینگتن درگیر پارادوکسی است که ریشه‌های قدرت این کشور را هدف قرار داده است. شواهد نشان می‌دهد مردی که با وعده «اول آمریکا» به قدرت بازگشت، حالا تمام دارایی‌های راهبردی ایالات متحده را در قماری هزینه می‌کند که برنده آن نه شهروندان آمریکایی، بلکه لابی‌های خاص قدرت هستند.

 

این سقوط از جایی آغاز شد که سایه پرونده‌های سیاه «جفری اپستین» و نفوذ بی‌حدومرز نتانیاهو بر تصمیمات کاخ سفید سنگینی کرد. به نظر می‌رسد ترامپ در چنبره‌ای از باج‌گیری‌های شخصی و سیاسی گرفتار شده که او را ناچار کرده منافع ملی آمریکا را فدای بقای سیاسی جریانی خاص کند. در میانه‌ی این بحران، حاکمان واشینگتن دنیا را به چشم یک «کازینوی بزرگ» می‌بینند، گزارش‌های مالی از جابجایی‌های مشکوک در بازار طلا و نفت، درست پیش از توئیت‌های تنش‌زای ترامپ، نشان می‌دهد که تیم فعلی از ناامنی جهان برای نوسان‌گیری و ثروت‌اندوزی سوءاستفاده می‌کند، در حالی که مردم آمریکا هزینه این بازی را با تورم و لمس بی‌ارزشی خود برای هیئت حاکمه می‌پردازند.

 

پیامد مستقیم این تصمیماتِ تحت فشار، در ماجراجویی‌های پیرامون تنگه هرمز نمایان شد. ترامپ با تحریک لابی‌ها وارد بازی‌ای شد که نتیجه‌اش «محاصره‌ی خودِ آمریکا» بود. واکنش مقتدرانه ایران در مدیریت نظارتی بر هرمز در پاسخ به تهدیدات واشینگتن، باعث شد تا هزینه این تنش‌آفرینی مستقیماً به سفره آمریکایی‌ها بازگردد. حالا قیمت سوخت و معیشت در قلب آمریکا به مرز انفجار رسیده و ترامپ عملاً با دست خود، امنیت غذایی کشورش را در بن‌بستی قرار داده که خروج از آن ساده نیست.

 

این بن‌بست اقتصادی، ضعف‌های پنهان ماشین جنگی آمریکا را هم عیان کرد. وقتی ذخایر موشکی بر اثر مدیریت غلط و دوخت‌ودوزهای سیاسی تخلیه شد، افسانه‌های تکنولوژیک واشینگتن هم در میدان عمل فرو ریخت. هدف‌گیری دقیق جنگنده‌ F-35 و سرنگونی پهپاد «تریتون» توسط سامانه‌های بومی ایران، نشان داد که برتری‌های ادعایی دیگر در میدان واقعیت کار نمی‌کنند. این آسیب‌پذیری، دست آمریکا را حتی در برابر قدرت‌نمایی برای چین در شرق آسیا هم بست تا جایی که انفعال ناوهای هواپیمابر در مقابل پکن، به یک تصویر تکراری تبدیل شده است.

 

همین زنجیره از بن‌بست‌ها بود که واشینگتن را با پای لرزان به میز مذاکره در اسلام‌آباد کشاند. مذاکراتی ماراتن‌گونه که در آن، استیصال تیم آمریکایی و تماس‌های مکرر و اضطراری آن‌ها با کاخ سفید به‌ویژه زمانی که ایران ادامه گفتگوها را به توقف فوری جنایات در لبنان گره زد، پرده از یک واقعیت بزرگ برداشت. در واقع، اعلام ناگهانی آتش‌بس توسط ترامپ در بحبوحه این جلسات، نه از روی اختیار، بلکه تنها راهِ واشینگتن برای نجات مذاکرات از فروپاشی کامل بود. این یعنی «دیپلماسی آمریکا» دیگر نه یک کنش مقتدرانه، بلکه تقلا برای خروج از بن‌بستی است که از سواحل مدیترانه تا آب‌های هرمز گسترده شده، حالا این ایران است که با دستِ پُر، قواعد بازی را روی میز می‌چیند و آمریکا صرفاً به دنبال راهی برای فرار از آواری است که خودش مسبب آن بوده است.

 

حالا در حالی که ریزش کرسی‌های جمهوری‌خواهان در انتخابات‌های ویژه، اکثریت شکننده ترامپ در مجلس را به مویی بند کرده، او در تنهاترین وضعیت تاریخی خود قرار دارد. با از دست رفتن هر صندلی در واشینگتن، قدرت مانور او کمتر و ابهامات درباره آینده‌اش بیشتر می‌شود. تاریخ نشان داده که وقتی منافع شخصی و فشارهای پشت‌پرده بر مصالح ملی پیشی می‌گیرد، نتیجه در میدان و صندوق‌های رای خود را نشان می‌دهد. حالا همه به یاد تکیه‌کلام معروف او می‌افتند که این بار نه برای رقبایش، بلکه برای تقدیر خود او نوشته شده است:

 

"We will see what happens..."

"אנחנו נראה מה יקרה..."

«خواهیم دید چه خواهد شد...»

 

 

[کد خبر:AJ53269]
پايگاه خبري تحليلي آينه ي جم

کانال تلگرامی پايگاه خبري تحليلي آينه ي جم