A000000000007u.jpg

 

آینه جم- گالیا حق پرست؛

در نگاه‌های سطحی، موزه اغلب به عنوان فضایی ایستا و سرد تصور می‌شود؛ جایی که اشیاء در پشت شیشه‌ها، دور از دسترس و بی‌صدا، به انتظارِ فراموشی می‌نشینند، اما این تعریف تنها پوسته‌ی ظاهریِ یک پدیده‌ی پیچیده‌ی فرهنگی است.

 

موزه در حقیقت، کارگاهی زنده است که در آن زمان نه تنها حفظ می‌شود، بلکه بازتولید و تفسیر می‌گردد و نقش آن در حفظ میراث فرهنگی، فراتر از نگهداری فیزیکی اشیاء، فرآیندی پویا و چندلایه است که در آن میراث از حالت خاموش به سخن‌گو تبدیل می‌شود. حفظ میراث در موزه‌ها تنها به معنای کنترل دما، رطوبت و نور برای جلوگیری از فساد مواد نیست، بلکه به معنای مدیریت معناست؛ هر قطعه‌ی سفال، هر کتیبه‌ی فرسوده و هر تکه‌ی پارچه‌ی قدیمی، حاملی از حافظه‌ی جمعی هستند که اگر در بسترِ درستی قرار نگیرند، به زباله‌های تاریخی تبدیل می‌شوند و موزه با ایجاد بافتِ روایی برای این اشیاء، آن‌ها را از انزوا نجات می‌دهد تا در این فضا، یک سکه‌ی ساسانی دیگر فقط یک فلز نباشد، بلکه نمادی از اقتصاد، قدرت سیاسی و هنر ضرب‌سکه‌ی آن دوره باشد که داستانِ زندگیِ مردمانی را روایت می‌کند که قرن‌ها پیش زندگی می‌کردند و این تبدیلِ شیء به داستان، هسته‌ی اصلیِ نقش موزه در حفظ میراث است.

 

یکی از چالش‌های بزرگِ امروز، شکافِ نسلی و گسستِ تاریخی است و موزه‌ها با ارائه‌ی فضایی تعاملی و تحلیلی، این پل را بازسازی می‌کنند؛ آن‌ها به نسل جدید اجازه می‌دهند تا نه تنها گذشته را تماشا کند، بلکه با آن گفتگو کند.

 

وقتی کودکی در موزه، نه فقط با لمسِ یک اثر، بلکه با یادگیریِ هنرِ «بیرون کشیدنِ شی از دلِ خاک»، با ریشه‌های پنهانِ هویتِ خود آشنا می‌شود، دیگر فقط یک بازدیدکننده نیست؛ او به یک «کاوشگرِ تاریخ» تبدیل می‌شود. این لحظه، نقطه‌ی اتصالِ گذشته به حال است؛ جایی که او می‌آموزد چگونه با دقت و احترام، لایه‌های پنهانِ تاریخ را از زیرِ خاکِ سردِ زمان بیرون بکشد و درمی‌یابد که هر قطعه‌ی کشف‌شده، داستانی از زندگی‌ مردمانی است که پیش از او زندگی می‌کردند و حالا او وارثِ این میراث است.

 

این تجربه، یادگیریِ یک مهارتِ باستان‌شناسی را با درکِ عمیقِ هویتِ ملی ترکیب می‌کند و به کودک می‌آموزد که چگونه گذشته را نه فقط تماشا کند، بلکه با دستانِ خود و با آگاهی، آن را احیا و حفظ کند. این تجربه‌ی عینی باعث می‌شود که میراث فرهنگی از یک مفهوم انتزاعی و دور، به بخشی از هویتِ شخصی و جمعیِ فرد تبدیل شود و در این حالت، حفظ میراث دیگر یک وظیفه‌ی اداری نیست، بلکه یک نیازِ درونی برای بقای هویت است.

 

و نیز در دنیایی که تاریخ‌ها دستخوش تحریف می‌شوند و روایت‌ها بر اساس منافع لحظه‌ای تغییر می‌کنند، موزه به عنوان مستندِ بی‌طرف عمل می‌کند و با تکیه بر شواهدِ عینی و مستند، در برابرِ فراموشیِ عمدی و تحریفِ تاریخ ایستادگی می‌کند و آن‌ها فضایی امن برای نگهداریِ حقیقت‌های تاریخی هستند که حتی در دورانِ جنگ یا بحران‌های اجتماعی نیز باید حفظ شوند و تخریبِ یک موزه، تخریبِ حافظه‌ی جمعیِ یک ملت است؛ بنابراین، حفظ موزه‌ها در دورانِ جنگ، استراتژیِ دفاعی‌ترین لایه‌ی هویتِ یک کشور محسوب می‌شود.

 

نقش موزه در عصر حاضر، دیگر به نمایشِ صرفِ اشیاء محدود نمی‌شود و موزه‌های مدرن باید به تجربه‌سازان تبدیل شوند و استفاده از فناوری‌های دیجیتال، واقعیت افزوده و روایت‌های چندرسانه‌ای، به موزه‌ها اجازه می‌دهد تا میراث را به زبانی امروزی و جذاب بازگو کنند و این رویکرد باعث می‌شود که میراث فرهنگی نه به عنوان یک بارِ سنگینِ تاریخی، بلکه به عنوان یک منبعِ غنیِ الهام‌بخش برای آینده دیده شود و در نهایت، موزه تنها یک ساختمان نیست، بلکه قلبِ تپنده‌ی حافظه‌ی یک ملت است و حفظ میراث فرهنگی در موزه‌ها، فرآیندی است که در آن گذشته زنده می‌شود، حال معنا می‌یابد و آینده شکل می‌گیرد و اگر موزه‌ها نتوانند از نقشِ انبار به نقشِ کارگاهِ خلاقیت تغییر وضعیت دهند، میراث فرهنگی به زودی به خاطره‌ای دور و بی‌معنا تبدیل خواهد شد و بنابراین، سرمایه‌گذاری بر روی موزه‌ها، سرمایه‌گذاری بر روی بقای هویت و تداوم تمدن است.

 

خلیج فارس 

[کد خبر:AJ53494]
پايگاه خبري تحليلي آينه ي جم

کانال تلگرامی پايگاه خبري تحليلي آينه ي جم