
آینه جم-صابر گل عنبری*
تا این جای کار سفر عاصم منیر فرمانده ارتش پاکستان به تهران منجر به «گشایشی جدی» در مذاکرات میان ایران و آمریکا برای رسیدن به یک توافق موقت و اولیه شده است؛ توافقی که چنان که قبلا هم گفته شد امری محتمل است. پس از این یادداشت تفاهم نیز دو طرف ظرف 60 روز برای رسیدن به توافق نهائی درباره جزئیات مسائل هستهای گفتگو خواهند کرد. البته توافق جامع و نهائی نیز چنان که قبلا گفته شد، به این سادگی نیست و فعلا دور از ذهن است.
اکنون به نظر میرسد که توپ در زمین ترامپ است که این تفاهم نامه موقت را بپذیرد یا رد کند. واقعیت این است که رئیس جمهور آمریکا، هم دلایل و پیشرانهایی برای امضای این توافق اولیه دارد و نیز عوامل و پسرانهای متعددی میتواند مانع آن شود.
این که ترامپ چند روز قبل پای رهبران منطقه را در توجیه تعویق جنگ به میان کشید و دیروز هم برای ترویج توافق موقت باز به این کار متوسل شد تا این گونه کوتاه آمدن خود از مواضع قبلیش را توجیه کند؛ نشانه مثبتی برای آمادگی او برای امضای این توافق است. والا در اصل ترامپ اگر میخواست که به حرف و کلام رهبران منطقه توجه کند که اصلا نباید این جنگ را راه میانداخت. اما حالا برای خروج از این باتلاق خودساخته از آنها مایه میگذارد و خرج میکند.
اما در مقابل هم، ترامپ از دیروز در داخل آمریکا از جانب متحدان و مخالفانش و نیز از داخل اسرائیل مورد هجمه سنگینی قرار گرفته است و نه تنها کسی او را برنده این تفاهم اولیه نمیداند، بلکه بازنده معرفی میکنند؛ تا جایی که برخی متحدان او توافق کنونی را بدتر از برجام توصیف کردهاند.
همین انتقادها، فضای سنگینی علیه ترامپ در داخل آمریکا ایجاد کرده است و میتواند شخصیت خودشیفته او را تحریک و از امضای توافق و حل مسائل اندک باقیمانده خودداری کند.
هر چند برخی منابع آمریکایی برای فروکاست این وضعیت از گزاره «تمدید 60 روزه آتش بس» گفتهاند اما خود متن تفاهم نامه بر پایان جنگ در همه جبههها با شمول لبنان تاکید دارد. در مقابل هم ایران تعهد روشنی برای تعیین تکلیف سرنوشت غنی سازی اورانیوم و ذخایر اورانیوم نداده است و این مسائل به مذاکرات در 60 روز آینده موکول شده است.
صرف نظر از این که چه خواهد شد و به دور از مشکلات و مسائل داخلی ایران، اما تا اینجای کار در آنچه مربوط به جنگ و توافق موقت کنونی میشود، پذیرش پایان جنگ بدون حل و فصل پرونده هستهای از یک سو، دست برتر ایران در توافق موقت را نشان میدهد و از دیگر سو، دردسر بزرگی برای ترامپ و نتانیاهو است.
جنگی که با هدف کلانِ سرنگونی نظام جمهوری اسلامی آغاز شد، حالا به توافقی ختم میشود که در آن ترامپ نه تنها امتیاز هستهای هم نگرفته، بلکه ایران بر اساس توافق اولیه این امکان را پیدا کرده است که با استفاده از «کارت تنگه هرمز»، به جنگ پایان دهد و بخشی از داراییهایش را آزاد کرده و همچنین معافیتهایی برای فروش نفت تحریم شده خود را به دست آورد.
در کنار این ها نیز مفروض پذیرش توقف جنگ در لبنان در توافق اولیه با تهران به معنای «شناسایی» خواسته یا ناخواسته نفوذ و نقش منطقهای ایران است؛ هر چند اسرائیل با حملاتی تلاش خواهد کرد آن را نقض کند. این در حالی است که دیگر هدف عمده جنگ ایجاد وضعیتی در منطقه بود که به نفوذ منطقهای ایران پایان دهد نه آن را به شکلی به رسمیت بشناسد.
مجموع آنچه گفته شد، تصمیمگیری نهایی را برای ترامپ بسیار دشوار میکند. اگر امضا کند، با خروج از باتلاق جنگ، وارد باتلاق حملات سنگینترِ سیاسی در داخل آمریکا میشود و اگر امضا نکند و دوباره فرمان حمله بدهد، اوضاع را پیچیدهتر و بحرانیتر خواهد کرد.
باید منتظر ماند و دید او در این دوراهی نفسگیر چه تصمیمی خواهد گرفت؛ امضای توافق یا حملهای دیگر و سپس توافق ....
* کانال تلگرامی نویسنده
[کد خبر:AJ53513]