15tfghh.jpg

اینه جم- حسن محدث زاده

در فاصله کمتر از یک هفته، ۲ پاساژ در ۲ شهر، در شمال و جنوب استان بوشهر، اسیر شعله‌های آتش شدند؛ اولی در شهر تجاری گناوه و دومی در شهر صنعتی- تجاری عسلویه. حمله و هجوم شعله‌ها و گُر گرفتن محل کسب و تجارت را نمی‌توان به سوختن اموال یک کاسب و تاجر، محدود و محصور کرد بلکه آتش برآمده از حجره‌ها و مغازه‌ها، سوختن بخشی از امید، دسترنج و آینده یک شهر است؛ به‌ویژه آنجا که مختصات عمده اقتصادی شهر با تجارت، بازار و دادوستد آمیخته باشد.

سوختن بخشی از بازار، می‌تواند مترادف با از بین رفتن سرمایه و شغل، فشار اقتصادی بر خانواده‌ها، ایجاد اضطراب و احساس ناامنی در جامعه، کاهش اعتماد عمومی به دستگاه‌های مسئول و حتی ایجاد التهاب و اختلال در نظم اجتماعی همراه شود. با  افتادن آتش به جان یک پاساژ، امنیت روانی و اقتصادی شهر نیز آسیب می‌بیند و به مخاطره می‌افتد.

آتش گرفتن سریالی پاساژها، زنگ خطری است که این بار با صدایی به بلندی از بین رفتن اموال ده‌ها کاسب، روشن و طنین‌انداز شده است. اگر این زنگ خطر را به آژیر یک حادثه ناشی از سهل‌انگاری تقلیل دهیم و همه ماجرا را به یک سیم برق فرسوده و از رمق افتاده نسبت دهیم، چه‌بسا فردا خانواده‌های دیگری به خاک سیاه بنشینند و سرمایه سال‌ها زندگی‌شان، در چند دقیقه دود و خاکستر شود.

به زعم نگارنده، مهم‌تر از جلساتی که برای چگونگی حمایت از آسیب‌دیدگان مالی این ۲ حادثه تشکیل شده و می‌شود، تشکیل یک کمیته یا کمیسیون عملگرا با محوریت استانداری و حضور دستگاه‌های مسئول است؛ کمیسیونی که مأموریت اصلی آن، بررسی، کاوش و تدقیق چرایی وقوع این حوادث و شناسایی نقاط ضعف و خلأهای موجود در ایمنی بازارها و مجتمع‌های تجاری باشد.

استان بوشهر، استانی است که بخش قابل توجهی از اقتصاد برخی شهرهای آن به بازار، تجارت، مراکز خرید و فعالیت‌های اقتصادی گره خورده است. بنابراین، ایمنی پاساژها و بازارها را نمی‌توان صرفاً یک موضوع فنی یا اداری تلقی کرد. پشت هر مغازه، سرمایه یک خانواده، معیشت چند نفر و گاه حاصل سال‌ها تلاش و پس‌انداز قرار دارد. از همین رو، کوچک‌ترین غفلت در حوزه ایمنی می‌تواند تبعاتی بسیار بزرگ‌تر از یک حادثه معمولی به دنبال داشته باشد.

این کمیسیون، اگر با رویکردی عملیاتی تشکیل شود، باید بتواند در کوتاه‌مدت و میان‌مدت، طرح‌های پیشگیرانه را اجرا و ضریب ایمنی و امنیت تجاری و روانی جامعه را افزایش دهد؛ به گونه‌ای که کسبه و شهروندان اطمینان حاصل کنند که پس از وقوع حادثه، صرفاً به دنبال مقصر و جبران خسارت نخواهیم بود، بلکه پیش از وقوع حادثه نیز برای جلوگیری از آن برنامه داریم.

قانون‌گذار در بند ۱۴ ماده ۵۵ قانون شهرداری‌ها، شهرداری را به اتخاذ تدابیر مؤثر و اقدامات لازم برای حفظ شهر از خطر حریق و نیز رفع خطر از بناها و دیوارهای شکسته و خطرناک مکلف کرده است. در تبصره ذیل همین بند نیز به صراحت از پاساژها به عنوان یکی از اماکن عمومی محل رفت‌وآمد مردم سخن به میان آمده و تکالیفی برای شهرداری در زمینه شناسایی و رفع خطر پیش‌بینی شده است. بنابراین، موضوع ایمنی پاساژها، مسئله‌ای خارج از وظایف مدیریت شهری نیست که تنها پس از وقوع آتش‌سوزی مورد توجه قرار گیرد.

به واقع، به جای اینکه آتش‌نشانی صرفاً آخرین حلقه زنجیره و نهادی باشد که پس از شعله‌ور شدن آتش وارد میدان می‌شود، مردان سرخ‌پوش باید یکی از حلقه‌های نخستین پیشگیری نیز باشند؛ با اجرای طرح‌های ضربتی، بازدیدهای هدفمند، شناسایی گلوگاه‌های خطرآفرین، بررسی تجهیزات اطفای حریق و ارائه هشدار، مشاوره و راهنمایی‌های لازم به مالکان و هیأت‌مدیره مجتمع‌های تجاری.

البته نباید از این پرسش غفلت کرد که آیا پاساژهای دچار حریق و سایر مجتمع‌های تجاری، در زمان احداث، الزامات ایمنی و پیشگیری از حریق را در نقشه و اجرا رعایت کرده‌اند؟ آیا شهرداری و سازمان آتش‌نشانی در مراحل صدور پروانه، نظارت بر ساخت‌وساز و صدور پایان کار، این الزامات را به‌طور دقیق کنترل کرده‌اند؟ آیا پس از بهره‌برداری نیز بازدیدهای دوره‌ای و نظارت مستمر انجام شده است؟

به عبارتی، شهرداری و سایر دستگاه‌های مسئول، از لحظه نخستین که هنوز آجری بر آجر گذاشته نشده، تا زمانی که لهیب آتش، امیدها را می‌سوزاند و مأموران آتش‌نشانی به جنگ خشم آتش می‌روند، مسئولیتی خطیر و حساس بر عهده دارند. مسئولیت ایمنی، نباید با صدور پروانه پایان یابد و نظارت نباید پس از افتتاح یک پاساژ، به فراموشی سپرده شود.

البته وظیفه قانونی شهرداری و سایر دستگاه‌های مسئول، نافی مسئولیت مالکان و اعضای هیأت‌مدیره مجتمع‌های تجاری نیست. اگر مالک یا هیأت‌مدیره، اخطار قانونی و مشاوره‌های لازم را دریافت کرده‌اند و با وجود اطلاع از نواقص خطرآفرین، چشم بر آنها بسته‌اند و می‌بندند، باید با استفاده از ظرفیت قانونی و پس از بررسی کارشناسی، با متخلفان احتمالی برخورد شود. اخطار ایمنی، زمانی معنا پیدا می‌کند که در صورت بی‌توجهی، ضمانت اجرای مؤثر نیز وجود داشته باشد.

بررسیدن و برکاویدن دقیق این ۲ حادثه تلخ، شناسایی زنجیره خطاها، مشخص شدن مسئولیت هر دستگاه و برخورد قانونی با خاطیان احتمالی با حمایت دستگاه قضایی، در کنار اطلاع‌رسانی روشن و صریح درباره نتایج بررسی‌ها، می‌تواند نقطه آغاز یک مسیر تازه باشد.

نباید اجازه داد آتش این دو پاساژ، تنها چند روزی تیتر خبرها باشد و پس از آن، بازار به روال سابق بازگردد؛ روالی که ممکن است در آن، سیم‌های فرسوده، تجهیزات ناکافی، راه‌های خروج نامناسب و بی‌توجهی به هشدارهای ایمنی همچنان در کمین باشند.

اگر قرار است از این دو حادثه درسی گرفته شود، بهترین درس آن است که پیش از آنکه آتش بعدی زبانه بکشد، خرمن خطر را شناسایی و خشک کنیم.

[کد خبر:AJ54575]
پايگاه خبري تحليلي آينه ي جم

کانال تلگرامی پايگاه خبري تحليلي آينه ي جم