آینه جم، وقتی منتخبی به قدرت تصمیم گیری و اجرای تصمیم می رسد در مقام اول باید وعده های انتخاباتی اش را بیاد بیاورد چون اگر بین این دو مهم فاصله افتاد یادآوری آن از سوی انتخاب کنندگان پیامدهای سختی را به همراه دارد.

141764541886.jpg

عبدالمجید اورا:، شاید برای بسیاری شعارهای تبلیغاتی حکم تصمیم اول و اخر را در انتخابات داشته باشد با قصد یا بدون قصد...
در اینجا شاید بی ربط نباشد که عبارتی را از اندره مالرو برجسته ترین فلیسوف و سیاستمدار معاصر فرانسوی را نقل کنم: "هرگز در طول زندگی ازکسانیکه همیشه با من موافق بوده اند چیزی نیاموخته ام"

امادر مباحث علوم سیاسی بین دو مفهوم مورد نظر در نسبت تقدم و تاخر شعار و عمل گرائی گاهی تباین و تضاد حاکی از بروز ناتوانی، موانع، اهمال و مواردی نیز در فرار حقیقت و عدم شناخت از واقعیت ثبت شده و مورد مطالعه قرار میگیرد.

هدف  از این نوشتار رسیدن به تصویری ذهنی و تشویق به دستیابی در رهیافت مکانیزمی برای تحقق اهداف است تا شعارهای قبل از انتخاب کمترین فاصله را تا نقطه ی عملگرائی پیدا کند و فرصت پوزش به وقت انتخابات بعدی موکول نگردد بخصوص اینکه هر چند گاه یکبار عده ی با سابقه ی معروف، وزنی مشخص، و نیتی آشکار گروهی را با خوشبینی تا مرز جنون پیش می برند اما پس از مدتی نه چندان طولانی، هنگامیکه همه ی گرد وخاک  کوفتن پای اصرار بر زمین و صدای گوشخراش دهل "منم" "منم" فرو می خوابد و تیره ابر چند لایه از فضای انتخابات کنار میرود رنگین کمان شعارها در اندک فرصتی، تفاوتی نمی کند کدام رنگ پیشتر یا بعدتر از اینسو به آنسو یا عکس آن...  ولی آرام آرام از چشم انداز "صندوق رای" رخت برمی بندد روشی که بخشی از جامعه آنرا  می پسندد یا به آن عادت کرده و یا حتی آنرا به عنوان امری مسلم و رایج، می پذیرد تا جائیکه نقّاد عادی هم در صورت نقد و اعتراض به آن به افراطی گری محکوم شده و به معلوم الحالی متهم می شود.


مهم اینکه در عهد هر دولتی و هر دوره مجلسی هر دو منتخب در تعاطی مستقیم با دو مفهوم مذکور با مردم مربوطند و مرتبط  و منبع مطالبه و در عرصه انتخابات های زیبا و پرشوری که در رده بالاترین شاخص های کمی و کیفی را در میان انتخابات های جهان قرار دارد در جایگاهی بخدمت مشغول می شوند.


مجموعه ی نظام و کشور اعتبار سیاسی خود را در اعتماد مردم به رهن می گذارد و هر بار می خواهد با صداقت و تلاش در حصانت ازحریم قانون اساسی و اصالت اندیشه سرزمینی، سکون، رکود و انجماد، بدعادتی  و سرد مزاجی و دیربیداری سیاسی را با ابزارهای موجود فرهنگی و سیاسی، انتخاباتی را برگزار می کند تا با حضور نخبگان و انتخاب کنندگان اقتدار سیاسی ملی را بمنظور توسعه و پیشرفت کشور، که در واقع برای تامین منافع مردم و بهروری از منابع انسانی و طبیعی در دسترس به هدف نهائی که همانا در این بخش یعنی خدمت به مردم خلاصه می شود نهادینه کرده و رهنمون شود.


اما گاهی این اصل به فراموشی می افتد و گرایش خاص فصلی گویا رغبت به همه کاره شدن، میلی روزافزون نشان می دهد و شعار یا"من" و یا بعد از من طوفان سیل را  یکسره بر سر می کشد.

پس از این  است که میان این دو مفهوم جدایی می افتد و  سرپیچی از وعده های انتخاباتی  قطعی می شود.

 هر نهاد و شخصیت منتخب سیاسی از نفوذ در منطقه ی از جغرافیای کشور یا یارگیری از طبقاتی خاصی در بازتاب از گسترش ایده خاصی سخن می گوید، به احتمال  قوی این جریان از جمعیت انبوهی که به انتظار مانده است، جمعیتی که احساس شهروندی و تعلق به جامعه ی بزرگ را احساس کرده و در پرتو مفاهیمی تعریف شده مانند حاکمیت، امنیت، حق و قانون، عدالت و آزادی را که نمایندگی می کند. جا می ماند"چون بخود اندیشیده است.


وقتی منتخبی به قدرت تصمیم گیری و اجرای تصمیم می رسد در مقام اول باید وعده های انتخاباتی اش را بیاد بیاورد چون اگر بین این دو مهم فاصله افتاد یادآوری آن از سوی انتخاب کنندگان پیامدهای سختی را به همراه دارد و فرصت زمان معذرت خواهی محترمانه تا گذر از زمان اجرای وعده نباید آنقدر دور شود که ارزش جبرانی خود را از دست داده باشد و نباید رابطه بین اراده جمعی و فردی در تعامل "تضاد مانند" باقی بماند.  خواست عمومی تعبیر و عمل بوعده هاست که در  یک قرارداد اخلاقی متعارف میان افراد به توافق درصندوق رای رسیده است.
عموماً تعریف و ارزیابی عملکرد منتخبی به منظور دستیابی حتی در چارچوب قانون، به پایان دوره منصب و حساب کشی حزبی و گروهی واگذار میشود تا استفاده از مکانیزم های شناسایی شده متعارف شناخته شده...


بنا به گفته بزرگان سیاست ایده آل می تواند اگر بخواهیم بر روی زمین حاصل شود، که آن را تبدیل به  "آرمانشهر" کند این تنها در تخیل یا آسمان نیست و نهفته در اراده ی تک تک انسانهاست...
قدرت سیاسی زمانی که به تمام کمال در ادای نتیجه تعهدات خود به عموم مردم صرف شود و اعمال گردد، وقتی درموقعیت پاسخگویی قرار می گیرد، برای پاسخ به سئوال هزینه کمرشکنی را متحمل نمی شود و همواره سرشار از انرژی مثبت است.


و وقتی در موضع ضعف باشد از میان انتقاد رفتن وحشت دارد و با توجه به تلاش صرف سیاسی برای کنترل امور به فرا فکنی میپردازد.  قدرت سیاسی برسمیت شناخته شده ی که ساز کار اداره  جمعی جامعه به عنوان بازی کل؛ بر اساس آگاهی کامل از ضرورت ها و الزامات از طریق  بینش و بررسی دقیق تفاوت ها و شرایط در محدوده  کشور و جهان به زندگی شهروندان خود  حس واقعی از تعلق می دهد وقتی می تواند به ادای وظایف بپردازد که جامعه را در عرض خود در عرصه نقش آفرینی انسجام  داده و  اختلافات را به حداقل برساند.


 قدرت سیاسی در بی طرفی نهفته است، و در یک فاصله با تمام شهروندان قرار می گیرد. طبیعی است حذف شدگان پس از اعمال جریان اعلال و حذف اگر 700 هزار نفر باشند و هریک به تهیه  و تدارک 20 تا 30 رای از افکار عمومی در مرحله ی بعد بپردازند قهراً به اضافه ی نسبت رای بدست نیامده و آمده دوره گذشته، طرح نوی از گرایش سیاسی را پی خواهد انداخت و این فرض طبیعتی انکار ناپذیر در تداول گفتمان سیاسی است.


 قدرت سیاسی که به دنبال بلع نهادهای دولتی و حکومتی یا در صدد ساختارشکنی در ماهیت اطمینان بخش و باثبات فعلی کشور باشد؛ به تداوم و بقای خود رحم نکرده است، و در واقع نیاز ها را در انتخاب کارآمد ترین سازکاررفع نیازها جدی نگرفته است، در حالی که قدرت  سیاسی در انتخاب و نتایج ناشی از استانداردهای پایا و روائی عملکرد صادقانه و احساس افتخار ملی با طرح فراوان توجیهات نخ نما شده دور کرده است.

قضاوت مردم در درک ساختار و تعاملات، پاسخ به ضرورت های حقیقی از شرایط موجود در "مفهوم" شعار تا عمل گرائی کاری چندان سخت نیست. برای ایشان وقایع ملموس و محسوس است.

با توجه به موارد فوق، با نظارت مستقیم افکار عمومی هر گونه انحراف از وعده های انتخاباتی، درمقابل با آنچه از ارزش فرد در رای باقی  مانده " بدون آسیب رسیدن به شهرت مردم" که ممکن است در منافع آسیب دیده باشند، هر منتخبی را از صحنه کنار می زند.


بنابراین در برای تحقق بخشیدن به اجزا و اهداف یک کاندید یا هرمنتخی به عنوان محتوای یک برنامه و تبلیغات انتخاباتی در اصل که اخلاقی باشد با تایید درونی از منظر دانائی وتوانائی برای هر منتخبی  صلاحیت  وشایستگی اول بشمار می اید.
 تعهد و آگاهی برتر" حکم می کند که فرد ضرورت ها  و اهداف و زمینه ها را بشناسد و سپس به میدان  انتخابات پای بگذارد.
و بقول ناپلئون: ممکن است بهترین خوش قولی این باشد که قول ندهیم!

 

 

 

نجوای کنگان

[کد خبر:AJ9387]
پايگاه خبري تحليلي آينه ي جم

کانال تلگرامی پايگاه خبري تحليلي آينه ي جم