
آینه جم-یوسف صفری :
منطقه عسلویه امروز نماد توسعه ی صنعتی ایران است. اما در سایهی این توسعه، حقیقتی مهم و بنیادین در حال نادیده گرفته شدن است. حقیقتی که به حق تنفس سالم، سلامت عمومی و زیستن در محیطی ایمن برای ساکنان باز می گردد.
در حالی که مردم این منطقه سنگینی هوای آلوده را بر زندگی و سلامت نسلهای خود احساس میکنند، گاه با اخباری مواجه میشوند که تضادی عمیق با واقعیتهای میدانی دارد. خبرهایی از اعطای عناوین صنعت سبز، تندیس خدمات سبز و ... به برخی واحدهای صنعتی و معدنی حکایت دارد.
این عناوین که درهمایش ملی صنعت، معدن و خدمات سبز به واحدهای صنعتی و معدنی اعطا شده است نام برخی شرکت های پتروشیمی فعال در منطقه عسلویه نیز به چشم می خورد. این پارادوکس تندیسهای سبز در هوای آلوده، پرسشی بنیادین را پیش روی افکار عمومی قرار میدهد. آیا شاخصهای انتخاب صنعت سبز، با کیفیت هوایی که مردم هر روز در این منطقه تنفس میکنند، همخوانی دارد؟
ممکن است متولیان محیطزیست استدلال کنند که این نشانها برای ایجاد فضای رقابتی میان مجتمعهای صنعتی طراحی شدهاند تا آنها را به رعایت استانداردها ترغیب کنند و در مقابل این صنایع از امتیازات یا معافیتهای قانونی برخوردار شوند. اما سوال اینجاست؛ آیا این رقابت برای بهبود وضعیت واقعی منطقه کافی است؟
خطر اصلی اینجاست که این رقابت به جای تمرکز بر سلامت عمومی، روی اعداد و ارقام کاغذی متمرکز شده است و واحدهای صنعتی و نهادهای ناظر با صرف رعایت عملکردهای درون واحدی، توجهی به آلودگی تجمیعی ندارند. این مدل تشویقی، نوعی تقلیل گرایی است. چرا که صنایع را به سمتی پیش می برد که تنها در حد استانداردهای حداقلی بماند و با دریافت برچسب سبز، از نظارت های سخت گیرانه تر معاف شود.
نقد جدی ما به این رویه یعنی نادیدهگرفتن پدیدهی آلودگی تجمیعی است. سیستمهای نظارتی اغلب براساس ارزیابیهای موردی هر واحد عمل میکنند. ممکن است یک پتروشیمی در پایشهای دورهای، آلایندگی خود را در حد مجاز نگه دارد و در نتیجه سبز شناخته شود اما وقتی دهها واحد صنعتی در یک جغرافیای محدود قرار میگیرند، اثر تجمعی آنها باری ویران گر بر منطقه تحمیل میکند.
صنعت سبز، یعنی صنعت کماثر؛ اما وقتی دهها واحد کماثر در کنار هم قرار میگیرند، خروجی نهایی می تواند یک فاجعهی محیط زیستی رقم می زند. اعطای لوحِ تقدیر و معافیت به یک واحد، بدون در نظر گرفتن بار آلودگی منطقه، پاک کردن صورتمساله است و به معنای نادیده گرفتن حق حیات مردم منطقه است.
بدیهی است احدی از ساکنان این سرزمین مخالف توسعه نیست بلکه مطالبهی ما بازگشت به واقعیت است. برای خروج از این وضعیت؛ استانداردها باید نه برای یک واحد بلکه برای یک پهنه ی صنعتی تعریف شوند. اگر مجموع خروجی صنایع یک منطقه از حد توان خودپالایی طبیعت و سلامت انسان فراتر رفت، عملاً صنعت سبز در آن منطقه محلی از اعراب ندارد واعطای معافیت تحت عنوان صنعت سبز در حالی که مردم همچنان در محاصرهی آلودگیاند، صورت مسأله پاک کردن است.
کوتاه سخن؛
تندیسها و لوحهای تقدیر، آلودگی را پاک نمیکنند. اگر مدیران و نهادهای نظارتی بویژه سازمان محیط زیست به دنبال اعتبار واقعی هستند، باید آن را در شفافیت عملکرد و کاهش واقعی آلایندههای تجمیعی بجویند. امروز وقت آن رسیده که از ویترینهای سبز عبور کنند و به واقعیت خاکستری منطقه بپردازند.
[کد خبر:AJ54262]