
آینه جم؛ حجت عبدالهی پور
در فصلهای انتخاباتی، ناگهان گونهای نادر اما پرتعداد از «شهروندانِ بهشدت مسئول» ظهور میکند؛ افرادی که سالها با شهر خود رابطهای در حد عبور از چراغ قرمز داشتهاند، اما درست در آستانه انتخابات شوراها، چنان احساس تکلیف میکنند که گویی اگر نامشان بر برگه رأی ننشیند، نظم کیهانی مختل خواهد شد. این احساس مسئولیتِ ناگهانی البته پدیدهای قابل مطالعه است؛ چیزی میان بیداری وجدانی و بیدارباش تبلیغاتی.
در پوسترها، شهر بهطرزی شگفتآور تمیز است، آسفالتها برق میزنند، لبخندها به قاعدهاند و افق توسعه تا بینهایت امتداد دارد. نامزد محترم با نگاهی که همزمان آینده را میبیند و گذشته را اصلاح میکند، وعده میدهد: «تحول»، «شفافیت»، «مشارکت»، «شهر هوشمند»، «اشتغال پایدار» و چند واژه دیگر که آنقدر تکرار شدهاند که دیگر نه بوی سیاست میدهند و نه بوی واقعیت؛ بیشتر بوی چاپ تازه میدهند.
مسئله البته خودِ وعده دادن نیست؛ سیاست بدون وعده، همانقدر بیمعناست که شورا بدون شورا. مسئله نسبتِ وعده با امکان است. در بسیاری از موارد، وعدهها چنان سخاوتمندانهاند که گویی منابع شهری نه از عوارض و بودجه محدود، بلکه از چاههای نفت شخصی تأمین میشود. گاه نامزد شورا چنان درباره سیاست خارجی، نرخ ارز یا اصلاحات کلان اقتصادی سخن میگوید که خواننده پوستر دچار تردید میشود: آیا این انتخابات شوراهاست یا مدیریت جهان؟
طنز ماجرا آنجاست که پس از انتخابات، همان پوسترها که روزی بر دیوارها تکیه زده بودند، بهآرامی کنده میشوند؛ گویی وعدهها نیز همراه با چسبشان تاریخ مصرف داشتهاند. شهر میماند و شورا و صورتجلسههایی که کمتر کسی میخواند. وعدههای بزرگ، در بهترین حالت، به «در دست بررسی» تبدیل میشوند و در بدترین حالت، به خاطرهای محو از یک لبخند فتوشاپشده.
با این حال، نقد این پدیده نباید به بدبینی مزمن بینجامد. شوراهای شهر، در ذات خود، یکی از نزدیکترین سطوح حکمرانی به زندگی روزمره شهرونداناند. تصمیمهایشان میتواند بر کیفیت پیادهرو، حملونقل عمومی، فضای سبز و شفافیت مالی اثر مستقیم بگذارد. دقیقاً به همین دلیل است که مسئولیت نامزد شدن، بیش از آنکه به احساس ناگهانی تکلیف وابسته باشد، به شناخت سازوکارها، آگاهی از حدود اختیارات و صداقت در بیان تواناییها نیاز دارد.
شاید زمان آن رسیده باشد که بهجای مسابقه در تولید وعدههای پرطمطراق، رقابتی در دقت، امکانسنجی و گزارشدهی شکل بگیرد. نامزدی که شجاعانه بگوید «این کار در حیطه اختیارات شورا نیست» یا «این طرح نیازمند سه سال زمان و تأمین بودجه مشخص است»، در ظاهر جذابیت کمتری نسبت به توزیعکنندگان رؤیا دارد؛ اما در عمل، به سرمایه اجتماعی پایدارتری کمک میکند.
در نهایت، اگر احساس مسئولیت قرار است فضیلتی مدنی باشد، باید پس از نصب پوستر نیز دوام بیاورد؛ در جلسات طولانی، در مواجهه با تعارض منافع، و در پاسخگویی به شهروندانی که حافظهای طولانیتر از عمر کاغذهای تبلیغاتی دارند. شهر نه با شعار اداره میشود و نه با سکوت؛ بلکه با پیوندی صادقانه میان وعده و عمل. طنز ماجرا این است که این پیوند، سادهترین وعده و در عین حال دشوارترین آنهاست.
[کد خبر:AJ52928]