آینه جم/حسین حشمتی
زمانی در برنامه صبحگاهی و پرمخاطب «صبح جمعه با شما»، مرحوم مرتضی احمدی، هنرمند و طنزپرداز نامآشنای رادیو ایران، ترانهای را با این مضمون درباره گرانی نان و گوشت میخواند: «نون دونهای یه عباسی، گوشت کیلویی سه عباسی».
اثری که در قالب طنز و به اصطلاح آن روزها «تکهپرانی»، عملکرد مدیران وقت را به چالش میکشید. در پی آن نیز نشریات فکاهی محبوبی همچون «توفیق» با زبان شعر، کاریکاتور و متلکهای گزنده موضوع را پیگیری میکردند که در بسیاری از مواقع، این بازتابهای رسانهای اثربخش هم بود.
هدف نگارنده از این مقدمه، مقایسه سادهانگارانه قیمت مایحتاج عمومی امروز با گذشته نیست؛ چراکه در آن دوران، معیشت به شکل امروزی جلوههای تجملاتی نداشت. در آن سالها، برای بخش عمدهای از جامعه امکانپذیر نبود که همزمان صاحب خانه و خودروی شخصی باشند، هر سال به سفرهای سیاحتی و زیارتی بروند یا هزینههای میلیاردی برای ازدواج جوانان متحمل شوند.
واقعیت آن است که در آن روزگار، بخش زیادی از جمعیت ۳۵ میلیون نفری کشور با دشواریهای معیشتی روبهرو بودند. اجارهنشینی در خانههایی با حیاطهای مشترک و اتاقهای متعدد (شبیه به فضای سریال قدیمی «خانه قمرخانم») رایج بود. از آب آشامیدنی تصفیهشده خبری نبود، برق خانگی بیشتر در انحصار طبقات خاص قرار داشت و به دلیل کمبود فرصتهای شغلی، بسیاری از مردان و جوانان برای کار به کشورهای همسایه خلیج فارس مهاجرت میکردند؛ مهاجرتی که گاه سالها بیخبری و دشواری در ارسال درآمد برای خانوادهها را به همراه داشت.
امروز اما وضعیت متفاوت است؛ هرچند در سالهای اخیر به دلیل تحریمهای شدید و آسیب به بخشهای تولیدی و صنعتی، نظام اشتغال با چالشهایی مواجه شد، اما کارآفرینان و بخشهای تولیدی تمام تلاش خود را برای جبران مافات به کار بستهاند. از سوی دیگر، مواد غذایی، دارو و کالاهای اساسی که حداقل نیازهای ضروری قشرهای آسیبپذیر جامعه را تشکیل میدهند، به وفور در بازار یافت میشوند؛ اما مشکل اساسی، روند صعودی و روزانه قیمتهاست.
به عنوان نمونه، نان که قوت لایموت و اصلیترین منبع تغذیه قشرهای فرودست جامعه به شمار میرود، با این توجیه که نانواییها آزادپز شدهاند، افزایش قیمت چشمگیری داشته است. متصدیان نانواییها ادعا میکنند که دیگر آرد سهمیهای دولتی به آنها تعلق نمیگیرد. اگر این ادعا صحت داشته باشد، مسئولان ذیربط در دولت چهاردهم باید هرچه سریعتر تدبیری برای ساماندهی این وضعیت بیندیشند.
دشواری کار اینجاست که این افزایش قیمتها شامل نانهای معمولی و ساده نیز شده است؛ بماند که پاشیدن چند گرم کنجد سفید بیکیفیت یا سیاهدانه بر روی نان، بهانهای شده تا چند هزار تومان دیگر به صورت سلیقهای به قیمت هر قرص نان اضافه کنند. افزون بر این، کیفیت آرد مصرفی نیز خود داستانی جداگانه و به اصطلاح «قوز بالای قوز» است.
از سوی دیگر، در فصل تابستان به دلیل گرمای طاقتفرسای فضای نانوایی و حرارت تنور، کارگران شاغل در این بخش معمولاً قادر به استفاده از لباسهای فرم استاندارد نیستند و در شرایط سختی کار میکنند که این موضوع بر بهداشت کار نیز سایه میاندازد؛ هرچند خریداران به دلیل درک سختی کار این کارگران، معمولاً سکوت اختیار میکنند.
البته این وضعیت بیشتر مربوط به نانواییهای سنتی در شهرهای کوچک است؛ چراکه در کلانشهرها، فرآیند پخت نان از مرحله خمیرگیری تا پهن شدن روی تسمههای دوار و انتقال به میزهای فلزی مشبک، به صورت تماماتوماتیک انجام میشود که هم به سود کارفرماست و هم از نظر بهداشتی رضایت مشتری را جلب میکند.
اما به قول معروف: «دردم از یار است و درمان نیز هم». مسئله اصلی، گرانیهای بیرویه و گاه بدون نظارت مؤثر بر قیمت انواع نان است که به صورت آرام و مستمر در جریان است. این روند تا جایی پیش رفته که تهیه چند قرص نان ساده نیز برای خانوارهای کمدرآمد دشوار شده است؛ تا حدی که حتی برخی از خیرانی که پیش از این اقدام به توزیع نان صلواتی میکردند، به دلیل هزینههای بالا، این کار خیر را متوقف یا به مسیرهای دیگری هدایت کردهاند.
با این همه، چشم امید نیازمندان همواره به لطف و تدبیر گشایشگر پروردگار است.
[کد خبر:AJ53935]