
آینه جم/دکتر پروین تاج محمدی
آینه جم-بوشهر با اقتصاد پنجگانه نفت، گاز، صیادی، کشاورزی، تجارت دریایی و گردشگری، یکی از مهمترین قطبهای اقتصادی جنوب کشور است؛ اما در کمال تعجب، این شهرستان ثروتمند، در بسیاری از شاخصهای توسعه شهری، از برخی شهرستانهای کوچک و کمبرخوردار نیز عقبتر است. این پرسش تلخ اما واقعی، سالهاست که ذهن هر شهروند دغدغه را به خود مشغول کرده است: چرا بوشهر با اینهمه ظرفیت، از توسعه بنیادین بیبهره است؟
مصادیق عینی توسعه ناقص در بوشهر
حملونقل و ترافیک: شهری که روزانه پذیرای هزاران خودروست، اما نه پارکینگ چندطبقهای استاندارد دارد و نه سیستم حملونقل عمومی کارآمد. محله سنگی و خیابان نادر، هر روزه شاهد گرههای ترافیکی حلنشدنیاند که نشان از عملکرد ضعیف راهنمایی و رانندگی و نبود برنامهریزی اصولی دارد.
بهداشت و درمان: مردم بوشهر برای امآرآی یا سیتیاسکن پیشرفته، ناچار به سفر به شیراز یا تهران هستند. درمانگاههای تخصصی با تجهیزات مدرن، یا وجود ندارند یا بسیار محدودند.
زیرساختهای صنفی: بوشهر بهعنوان قطب صیادی و پرورش میگو، فاقد بازار تخصصی آبزیان با سردخانههای استاندارد است. بازار فعلی در دل بافت مسکونی، مشکلات ترافیکی و بهداشتی جدی ایجاد کرده است.
فضاهای تجاری، فرهنگی و تفریحی: بوشهر فاقد مالهای مدرن، سینماهای استاندارد، تئاتر، گالریهای هنری و کتابخانههای مجهز است. پارکهای شهری نیز از کیفیت و تعداد کافی بیبهرهاند.
معماری و فضای سبز: ترکیبی ناهماهنگ از بافتهای فرسوده و ساختوسازهای بیهویت، نمای شهری بوشهر را نازیبا کرده است. سرانه فضای سبز نیز پایینتر از استانداردهای ملی است.
چرا بوشهر توسعهنیافته ماند؟
در این سه دهه، دولتهای مختلفی بر سر کار آمدهاند؛ استاندارانی با سبقههای سیاسی گوناگون و شوراهای شهری با ترکیبهای متنوع؛ اما نتیجه، چیزی جز انباشت نارضایتی و عقبماندگی نبوده است.
ریشههای اصلی این توسعه ناقص: فقدان برنامهریزی راهبردی و سند آمایش شهری: بوشهر با تصمیمهای مقطعی و سلیقهای مدیران مختلف اداره شده است. گویی این شهر، هیچگاه یک نقشه راه مدون نداشته است.
نگاه ابزاری مدیران غیربومی: بسیاری از آنان که از تهران میآیند، بوشهر را پلهای برای ترقی میبینند، نه یک امانت تاریخی. بههمین دلیل، به پروژههای نمایشی میپردازند، نه کارهای زیرساختی و بلندمدت.
ناکارآمدی مدیران بومی: آنان نیز با وجود آشنایی کامل با ظرفیتها و گرههای شهری، نتوانستهاند نگاهی فراتر از مناسبات جناحی داشته باشند. بسیاری بهجای پروژههای کلان توسعهای، به توزیع امکانات در میان حامیان خود پرداختهاند و فرصت تاریخی تحول را از دست دادهاند.
ناکارآمدی شوراهای شهر: شوراها که وظیفه نظارت و پیگیری مطالبات مردم را دارند، در بوشهر نهتنها نقش مؤثری ایفا نکردهاند، بلکه گاه خود به بخشی از مشکل تبدیل شدهاند. حضور افراد نالایق و فاقد تخصص، همراه با نگاههای جناحی و منافع شخصی، شوراها را به نهادی حاشیهای تبدیل کرده است. نظارت ضعیف بر عملکرد شهرداری، عدم پیگیری جدی مطالبات مردم و غفلت از اولویتهای اساسی شهر، همگی نشان از بحران کارآمدی در این نهاد دارد.
عدم مطالبهگری مردم و غفلت از سرمایه اجتماعی: خستگی و ناامیدی جمعی، بزرگترین مانع توسعه شده است. نهادهای مدنی نیز یا ضعیفاند و یا نتوانستهاند نقش مؤثر خود را ایفا کنند. بسیاری از پروژهها بدون نظرخواهی از مردم و کارشناسان محلی، طراحی و اجرا شدهاند که نتیجه آن، نارضایتی و اتلاف منابع بوده است.
تدوین سند آمایش راهبردی توسعه شهری با مشارکت نخبگان محلی، کارشناسان علومشهری و نمایندگان مردم، برای یک بازه بیستساله. این سند، باید بهعنوان نقشه راه فرابخشی و فراجناحی، تغییر دولتها و شوراها را تاب بیاورد و تمام حوزههای کلیدی توسعه را پوشش دهد.
نهادینهسازی نظارت همگانی و پاسخگویی مدیران از طریق تقویت نقش نظارتی شوراها، فعالسازی نهادهای مدنی و انعکاس عملکرد مدیران در رسانههای محلی. شفافیت مالی و اجرایی، بهعنوان یک اصل غیرقابلاجتناب، باید در دستورکار مدیران ارشد قرار گیرد.
تغییر پارادایم مدیریتی از «تصدیگری» به «تسهیلگری»؛ عبور از نگاه سنتی مدیریت شهری به رویکردی که در آن، مدیران، خود را «خدمتگزار» و «امانتدار» شهر میدانند و نه «صاحباختیار» آن. این تغییر نگاه، نیازمند بازتعریف رابطه مردم و حاکمیت در عرصهی توسعهی شهری است
[کد خبر:AJ54326]