9bbbbb.jpg

آینه جم- حسین حشمتی

شاید توقع زیادی باشد اگر از دولت چهاردهم (به عنوان بخش اجرائی نظام) که ازیک سو با دسیسه های ناجوانمردانه دشمنان خارجی می جنگد واز دیگر سو باتوجه به شرایط فعلی روابط خارجی با مشکلات تامین معاش و درمان طبقهء فرودست جامعه دست وپنجه نرم می کند، از کم وکیف اجرای خدمات توسط عوامل اجرائی ذیربط گلایه کنیم اما از آنجائی که بر حسب قانون، دولت مسئول امور اجرائی است و کلیه پرسنل وزارتخانه ها تحت فرمان و قاعدتا نظارت دولت هستند لاجرم رسیدگی به وضعیت سالمندان بیمار و محتاج هم برعهده دولت است.

در توضیح بیشتراین مشکل اجتماعی باید یادآور شد که بخشی از وظایف سازمانهای بهزیستی،تامین اجتماعی و بعضی ازصندوق های بازنشستگی را نگهداری و درمان سالمندان تحت پوشش تشکیل می دهد اما متاسفانه بعضی از عوامل اجرایی زیر مجموعه، وظایف خود را آنگونه که باید و شاید انجام نمی دهند لاجرم خانواده هائی که همسر یا والدین زمین‌گیر دارند ناگزیرند با استخدام پرستار متخصص یا مواظب عادی، از آنان نگهداری کنند که به هر حال هر دو نوع، معضلات خاص خود را دارند.

 

نگارنده در میان فامیل خود این قبیل مسائل را شاهد بوده است. مثلا یکی از فامیل های نزدیک که دارای همسری معلول و زمین گیراست می گفت، برای پرستاری موثر از همسر خود، دو بانوی مراقب را برای ۱۶ساعت در صبح و بعدازظهر استخدام کرده و ۸ ساعت بعدی را خودش برعهده گرفته که آنهم باتوجه به سختی کارفنی که انجام می دهد دیگر رمقی برایش باقی نمی ماند تا صرف مراقبت از همسرش بنماید. مضافا به این که فرزندانش هم درشهر های دور مشغول کارو تحصیل هستند و نمی توانند درمراقبت از والده سهمی برعهده بگیرند، لذا مجبور شده در شیفت سوم نیز مراقب استخدام کند و برای این سه شیفت ماهانه ۳۵ میلیون تومان دستمزد پرداخت نماید وچون وسع مالیش چنین امکانی را به او نمی دهد۵۰در صد این هزینه را پسرانش بر عهده گرفته اند.

معضل اصلی اما در این میان، بدرفتاری مراقبان با همسرش است که حاضر به انجام وظایف خویش نیستند، مثلا برای اجابت مزاج همسرش را با ویلچر به دستشویی می برند و تکلیف می کنند که خودش کارش را انجام دهد و چون توان حرکتی ندارد می افتد و دچار آسیب دیدگی بدنی می شود، ناچارا در چند جای حمام و دستشوئی دستگیره نصب کرده تا با استفاده ازآنها دچار آسیب جسمی نشود بااین همه احتیاط باز هم در موقع جابه جائی از صندلی ویلچر به لگن فرنگی می افتد وبه علت چاقی بلند شدنش ناممکن است وچون مراقب به تنهائی از عهده بر نمی آید زنگ می زند تا من ازسرکار به خانه بیایم و خلاصه درحالی که اشک از چشمانش جاری است از من می پرسد بدبختی و بیچارگی از این بدتر و بیشتر هم برای مردی پیش می آید؟ در جوابش غیر از دلداری و توصیه به توکل به خداوند رحیم و کریم کاری از دستم بر نمی آید.

 

 

خلیج فارس

[کد خبر:AJ53755]
پايگاه خبري تحليلي آينه ي جم


نوشتن دیدگاه

جدیدترین مطالب