5622772.jpg

 

 

آینه جم- نصرالله شفیعی 
با کاروان دل، از آبپخش تا کربلا
از آبپخش آمدم؛ شهری که سه دهه است از آن کوچ کرده‌ام، اما هرگز دل از آن نکندم. شهری که خانه‌ی خاطراتم است، شهر نخل‌ها، شهر نهرهای جاری، شهر مردانگی و ایستادگی. هر هفته، در خلوت خود به آن بازمی‌گردم؛ نه با قدم، که با دل. صفحه به صفحه خاطراتم را ورق می‌زنم و نوجوانی، رفاقت‌ها و آرمان‌خواهی‌ها را دوباره زندگی می‌کنم.
آبپخش، نگین سبز دشتستان، در رگ‌هایم جاری است. درختان نخلش به‌سان مردمانش، راست‌قامت و صبور. رودهای پرخروشش، نماد زنانی و مردانی که سال‌ها، پاک و زلال زندگی کردند. در این دیار، یاد می‌گیرند چگونه می‌توان ایستاد، چگونه می‌توان عاشقانه زیست و عاشقانه رفت...
شهری که برادرانم، خواهرم، فرزندان برادرانم، و همسرانشان – آن مادران مهربان دل‌سوز – در آن زندگی می‌کنند. شهری که دوستان بسیجی‌ام، یاران مسجدی‌ام، رفیقان گرمابه و گلستانم را در خود دارد. اما بیش از همه، شهدایم... آن ستارگان خاموش‌ناشدنی. با آنان که در کنارشان معنای زندگی را دریافتم، در روزهایی که باور و اخلاص، نفس می‌کشید.
اکنون، پس از سال‌ها، همراه با کاروان شهرم، از مرز شلمچه گذشته‌ام تا زائر اربعین شوم. در کنار فرزندان همان خاک، با اشک و عشق، قدم در راهی نهادم که هزاران شهید از آن عبور کردند. هر قدمم، نوای دلی بود از آبپخش. صدای نخل‌ها، زمزمه رودها، و لبخند شهیدان، همراهم بود. من تنها نبودم، با تمام خاطراتم، با تمام دلدادگان آبپخش، با ارواح پاک شهیدان، به کربلا رفتم.
در پیاده‌روی اربعین، آبپخش کنارم بود؛ نه فقط به عنوان یک شهر، بلکه به‌مثابه یک ریشه، یک هویت، یک عشق. هر نخل، هر نهر، هر کوچه، در دلم بود. و من، با کاروان دلی که از آبپخش برخاسته، به دیدار سیدالشهدا رفتم.
در دل شب، در دل راه
شب از نیمه گذشته است. ستاره‌ها خسته بر پهنه‌ی آسمان نشسته‌اند و ازدحامی سنگین، آغشته به زمزمه‌های دل‌های مشتاق، بر پایانه مرزی عراق سایه افکنده است. ازدحام زائران، شانه‌به‌شانه و دل‌به‌دل، به دنبال مرکبی‌اند که آن‌ها را به نجف، به دیدار مولا، برساند. در این همهمه‌ی بی‌قراری، ما خود را در دل اتوبوسی می‌یابیم که آماده‌ی سفر است.
نسیم خنک کولر، همچون دستی نوازشگر، از گرد راه می‌رسد و خستگی را از تن‌ها می‌روبد. راننده عراقی، آرام و بی‌تفاوت، سیگار دومش را روشن می‌کند. بوی تلخ دود، در تضاد با شور مقدس این سفر، در فضا پخش می‌شود، بی‌آنکه نگاهی به کودکان خواب‌آلود یا مادران بی‌تاب بیندازد.
چشمانش، تیزبین و خونسرد، از ابتدای اتوبوس تا انتهای آن را می‌کاود. با نگاهی سنگین مطمئن می‌شود که صندلی‌ای بی‌سفر باقی نمانده. در سکوتی کوتاه، صدای صلواتی از زائری مهربان می‌پیچد و همزمان، در اتوبوس بسته می‌شود و چرخ‌هایش آرام به حرکت درمی‌آیند.
چراغ‌ها هنوز روشن‌اند. کودکان هنوز در آغوش مادرانشان جای نگرفته‌اند. بزرگان کاروان – آن‌هایی که طعم تجربه را چشیده‌اند – چشم از هیچ چیز برنمی‌دارند. مراقب‌اند، حاضر، بیدار.
کاروان «آب‌پخشی‌ها» قرار است تا نجف و کربلا یکدل و یکسفر بماند. در میانه‌ی اتوبوس، سید جواد مهدوی می‌ایستد؛ قامتش آرام، نگاهش گرم، لبخندش برگرفته از آفتاب نخلستان‌های دیار. لب به صلوات می‌گشاید و جمع، صلای او را با صدایی بلندتر پاسخ می‌دهد. آرامشی عمیق میان جمع می‌نشیند. دعای سلامتی می‌خواند، تذکراتی می‌دهد، و اتوبوس آرام از پایانه دور می‌شود.
جاده، آرام و بی‌انتها، در پیش چشممان گسترده است. ایست‌های بازرسی یکی پس از دیگری جا می‌مانند و بصره، مقصد موقت پیش از دیدار یار، پیش‌رویمان شکل می‌گیرد.  وقت زیادی تا اذان صبح نمانده و زائران، آرام گرفته‌اند. آن قدر خستگی ترافیک نای همراهان را گرفته که بی اراده خود را به خواب می سپارند. چراغ اصلی داخل اتوبوس خاموش می‌شود و تاریکی، آرام‌آرام، درون اتوبوس را در آغوش می‌گیرد.
در بیرون، شب است و بیابان. هیچ صدایی جز عبور تند ماشین‌هایی که از کنارمان رد می‌شوند، شنیده نمی‌شود.
من و همسرم کنار هم نشسته‌ایم. نگاهی، لبخندی، و آرام‌آرام، صدای دلنواز آیت‌الکرسی در گوش جانم می‌پیچد. بعد، آیه‌ای آشنا:
«سبحان الذی سخر لنا هذا و ما کنا له مقرنین، و انا الی ربنا لمنقلبون»
چشم‌ها را می‌بندم. اتوبوس می‌رود، همچون دل‌هایی که در این مسیر، بی‌اختیار به سوی معشوق می‌تپند. از بلندگو، نوحه‌ای عربی آرام می‌پیچد. انگار خود جاده نیز ناله می‌کند، به شوق آن‌که قرار است میزبان قدم‌های زائران حسین باشد.
سفری آغاز شده است، نه تنها در جغرافیا، که در دل. و هر کیلومتر، گامی‌ست به سوی دلدادگی، به سوی مقصدی که نامش نجف است، اما در حقیقت، آرامگاه جان‌های بی‌قرار است.
نصرالله شفیعی، سه شنبه ۱۴ مرداد ۱۴۰۴ شمسی
مطلب مرتبط:
 
 
 
 
 

 

 

 

آینه جم-عبدالرسول عمادی 
دیشب تلویزیون ایران در اخبار ساعت هشت و نیم شبکه دو جلسه ای را نشان می داد با موضوع عدالت آموزشی که در آن در دو سوی آقای پزشکیان رئیس جمهور محترم وزیر آموزش و پرورش و رئیس جامعه خیرین مدرسه ساز نشسته بودند و در گذر دوربین از روی اشخاص معاونان و مشاوران وزیر آموزش و پرورش را دیدم.
در مورد ابن‌نشست و نحوه انعکاس اخبار آن نکاتی را عرض می کنم.
 
یک
این که آقای پزشکیان به آموزش و پرورش اهتمام کرده و در چند ماه اول ریاست جمهوری اش جلسه ای ویژه رسیدگی به مساله عدالت آموزشی برگزار کرده امید بخش است و البته باید این اهتمام را تا اندازه زیادی مناثر از رئیس دفتر رئیس جمهور دانست. این اتفاق امیدواری به اولویت یافتن امر خطیر تعلیم و تربیت را بیشتر می کند.
 
دو.
تلویزیون به خبر این‌جلسه به صورتی گذرا پرداخت در حالی که خبر بعد که جلسه اصحاب رسانه با رئیس مجلس بود را آب و تاب فراوان داد این امر نشان می دهد که در نگاه رسانه ملی اهمیت رئیس جمهور از رئیس مجلس کمتر و اهمیت تعلیم و تربیت از رسانه فروتر است.
 
سه.
در شرایطی که نزدیک به ده درصد از لازم‌التعلیم ها در کشور ما جذب مدارس نشده اند و مدارس مناطق روستایی از حداقل های فضا و تجهیزات بی بهره اند و مدارس شبانه روزی با فقر شدید امکانات خوابگاهی و سوء تغذیه دانش آموزان دست به گریبان هستند تشخیص رئیس جمهور برای تشکیل جلسه حول مساله عدالت آموزشی تشخیص کارشناسانه ای است.
در اخبار تلویزیون که دقت کردم به جز چند جمله کلی از سخنان رئیس جمهور در مورد عدالت آموزشی چیزی دستگیرم نشد تا بدانم که برای تحقق عدالت آموزشی چه برنامه ای و با چه اولویت بندی طراحی شده است اما اگر با کمک دولت و خیرین بتوان مرحله به مرحله مدارس تخریبی را از دانش آموز خالی و بازسازی کرد، مدارس در معرض خطر را ایمن ساخت، حداقل تجهیزات کلاسی را فراهم کرد، کمبود معلم را برطرف کرد و بازماندگان از مسیر تعلیم و تربیت را به این مسیر برگرداند کارهای بزرگ و تاریخی در آموزش و پرورش امروز ایران انجام‌شده است
 
چهار.
تا همین حالا هم کار بزرگی در آموزش و پرورش دولت جهاردهم انجام شده و آن‌ تجدید نظر در رد صلاحیت ۴۷ درصدی داوطلبان تحصیل در دانشگاه فرهنگیان است. یک‌تکریم خوب از شان و مقام.معلمی.
در دولت سیزدهم رد صلاحیت شدگان دانشگاه فرهنگیان از دو درصد دولت قبل از آن جهشی صاعقه وار کرد و به ۴۷ درصد رسید.
در این چند ماه گزینش وزارت آموزش و پرورش دولت چهاردهم مسیر این جوانان به ناحق مردود شده را برای برگشت هموار کرده است و امید است که با تکمیل این‌ فرایند اکثر قریب به اتفاق این عاشقان شغل معلمی به تحصیل برگردند.
ظهور چنین اراده ای در دولت آقای پزشکیان ما را به انجام‌اقدامات بزرگ و مهم در حوزه تعلیم و تربیت امیدوار می کند. این اقدامات بزرگ را عجالتا باید همین تامین حداقل های مورد نیاز مدارس دانست.
 
پنج.
اگر عدالت آموزشی به معنایی که در بند سه این نوشته آمد صورت تحقق بیابد شاید بتوان به آرزوهای بزرگتری برای آموزش و پرورش ایران هم اندیشید.
آرزوهایی چون داشتن نظام تعلیم و تربیتی مبتنی بر اقتضائات پداگوژیک و باز کردن قید و بندهای سلایق سیاسی از دست و پای مدرسه.
آماده سازی مدارس برای مهارت آموزی 
و هماهنگ شدن با جامعه جهانی در داشتن مدرسه ای فعال و پویا که موتور محرک توسعه ملی باشد.
 
 

به گزارش آينه جم، دکتر سید کمال الدین شهریاری صبح امروز در نشست با خبرنگاران ، ضمن ارائه گزارشی از عملکرد حوزه کاری خود طی یک سال گذشته، جوابگوی سوالات خبرنگاران بود.

مدیرکل آموزش و پرورش استان بوشهر گفت: در حال حاضر آموزش و پرورش دچار چالش های جدی است که مهمترین آن کمبود منابع مالی و نیروی انسانی است.
کمبود نیروی انسانی چالش اصلی آموزش و پرورش است

 

به گزارش آینه جم به نقل از مهر، ناصر کرمی صبح یکشنبه در نشست خبرنگاران در بوشهر با تبریک روز خبرنگار اظهار داشت: خبرنگاران نقش تاثیرگزاری در پیشرفت و توسعه در جوامع دارد و همین تاثیرگزاری آنها موجب می شود تا ارگان ها و دستگاه های اجرای خواهان ارتباط بهتر و بیشتر با خبرنگاران داشته باشند.

وی با بیان اینکه معلمان و خبرنگاران در برخی رسالت ها یکسان هستند، افزود: معلمان طبق سند بنیادی وظیفه دارد دانش آموز را به نحوی تربیت کند که به فردی آگاه، پرسشگر و پاسخگو تبدیل کند، خبرنگاران نیز به دنبال ایجاد همین ویژگی ها در جامعه هستند.

مدیرکل آموزش و پرورش استان بوشهر با بیان اینکه آموزش همواره در زمان های مختلف دچار مشکل ها و چالش هایی بوده است، عنوان کرد: از سال های دور تا کنون آموزش و پرورش آن جایگاهی که باید داشته باشد نبوده است.

کرمی با بیان اینکه در حال حاضر آموزش و پرورش دچار چالش های جدی است که مهمترین آن کمبود منابع مالی و نیروی انسانی است، تصریح کرد: بالغ بر ۳ هزار  نفر کمبود معلم در سال تحصیلی جدید در استان وجود دارد که یک هزار و ۵۲ نفر از تریق حق التدریس تامین می شود اما همچنان با کمبود یک هزار و ۸۹۰ معلم روبرو هستیم.

وی  با اشاره به اینکه در سال تحصیلی جدید پیش بینی ثبت نام ۲۳ دانش آموز کلاس اولی می شود، بیان کرد: در سال تحصیلی جدید پنج هزارو ۵۶۲ کلاس درس برای تحصیل ۲۲۳ هزار  دانش آموز آماده شده که تا کنون ۱۷۳ هزارو ۴۱۹ نفر در سامانه ثبت نام نام نویسی کرده اند.

مدیرکل آموزش و پرورش استان بوشهر با بیان اینکه در سال گذشته ۱۴ هزار نفر کادر آموزشی در مدارس فعالیت می کرد، گفت: در سال تحصیلی آینده بالغ بر ۷۰۰ معلم بازنشسته می شود که با توجه به کمبود نیرو و نیاز استان ۱۴۸ نفر تا کنون همکاری خود را بمدت یکسال تمدید کرده اند.

کرمی عنوان کرد: هیچ کلاس درسی در مقطع ابتدایی بخاطر کمبود معلم و تعداد دانش آموزان تعطیل نخواهد شد اما در مقطع دبیرستان به دلیل تنوع درسی و نیاز به تعداد زیادی معلم کلاس ها با یکدیگر تجمیع می شود.

جدیدترین مطالب