
آینه جم- حاتم ابتسام: در منطق قرآن، جنگ صرفاً یک تقابل نظامی نیست؛ یک «موقعیت تاریخی» است که در آن، چندین سنت الهی بهطور همزمان فعال میشود. اگر این سنتها دیده نشوند، جنگ یا به خشونتی کور تقلیل پیدا میکند، یا به تحلیلی صرفاً سیاسی و مادی فروکاسته میشود. اما وقتی از منظر وحی به آن نگاه کنیم، میدان نبرد به صحنهای برای آزمون، شفا و اعتلا تبدیل میشود.
خداوند در آیه ۴ سوره محمد (ص) تصریح میکند که اگر میخواست، خود مستقیماً دشمنان را نابود میکرد، اما چنین نمیکند «لِیَبْلُوَ بَعْضَکُمْ بِبَعْضٍ»؛ تا برخی از شما را با برخی دیگر بیازماید.
این جمله، معنای جنگ را دگرگون میکند. ما در جنگ، فقط در حال «زدن دشمن» نیستیم، بلکه در حال «آشکارشدن خود» هستیم. جنگ، صحنهای است که در آن، ایمان از ادعا جدا میشود، صبر از شعار تفکیک میگردد و حقیقتِ باطنها برملا میشود.
در این میدان، معلوم میشود چه کسی پای حقیقت میایستد و چه کسی در لحظه سختی، عقب مینشیند. معلوم میشود «ملت» تا چه اندازه واقعیت دارد و تا چه اندازه صرفاً یک واژه است. پس جنگ، پیش از آنکه صحنه شکست یا پیروزی دشمن باشد، صحنه کشف نسبت ما با حقیقت است.
اما این تمام ماجرا نیست. خداوند در آیه ۱۴ سوره توبه، لایهای عمیقتر را بیان میکند: «وَیَشْفِ صُدُورَ قَوْمٍ مُؤْمِنِینَ»؛ بجنگید تا خداوند سینههای مجروح مؤمنان را شفا دهد.
اینجا، جنگ دیگر فقط آزمون نیست؛ درمان هم هست. ملتی که زخم خورده، شهید داده، تحریم شده یا سالها زیر فشار زیسته، در میدان مقاومت، به نوعی «بازسازی درونی» میرسد. این شفا، صرفاً احساسی نیست؛ یک ترمیم عمیق در سطح هویت جمعی است.
زخم، اگر بیپاسخ بماند، به فرسایش تبدیل میشود. اما اگر در مسیر حق قرار بگیرد، به نیرویی برای بازیابی کرامت بدل میشود. جنگ در این معنا، انتقام کور نیست؛ بازگرداندن تعادل روحی یک ملت است. از همینجاست که میتوان فهمید چرا ملتی که داغدار است، همزمان میتواند «رو به رشد» باشد. ما شهید دادهایم، اما فرو نریختهایم. زخم خوردهایم، اما از هم نپاشیدهایم. بلکه در دل همین فقدانها، به انسجامی تازه رسیدهایم، به فهمی عمیقتر از خود و به تعریفی واقعیتر از «ما». این همان نقطهای است که جنگ، به «اعتلا» میرسد.
در سنت الهی، پیروزی فقط به معنای غلبه بر دشمن نیست؛ به معنای ارتقای درونی جبهه حق است. ملتی که از دل بحران، به سطح بالاتری از وحدت، بصیرت و اراده میرسد، حتی پیش از پایان جنگ نیز در مسیر پیروزی قرار گرفته است.
از این منظر، تقابل ما با اسرائیل و آمریکا صرفاً یک نزاع ژئوپلیتیک نیست. ما درگیر یک پروژه تاریخی هستیم که در آن، هم باید دشمنی را مهار کنیم که ماهیتش بر طغیان بنا شده و هم باید خود را در این میدان بسازیم. اگر نجنگیم، نه آزمونی رخ میدهد، نه شفایی حاصل میشود، و نه اعتلایی شکل میگیرد. در آن صورت، زخمها انباشته میشوند، تحقیرها زمان میخورد و هویت جمعی فرسوده میشود.
اما اگر بایستیم، حتی در دل سختی، سه اتفاق همزمان رخ میدهد: آزموده میشویم، شفا مییابیم و رشد میکنیم. و این دقیقاً همان نقطهای است که معادله را برای دشمن پیچیده میکند. او جنگ را فقط در سطح انواع سلاح و تحریم میبیند، درحالیکه ما در میدانی میجنگیم که «روح» نیز در آن درگیر است.
در چنین میدانی، شکستدادن یک ملت، فقط با غلبه نظامی ممکن نیست. چرا که آن ملت، در حال تبدیلکردن زخم به قدرت، فقدان به معنا، و رنج به مسیر رشد است.
منبع: خبرگزاری مهر
[کد خبر:AJ53210]