0250908-WA0025.jpg

آینه جم- راضیه حیدری نسب 


مدت زمانی است که موضوع توسعه دریا محور در برنامه ها و سخنرانی های مسئولین کشور و نیز در رسانه ها و‌ نشريات دریایی از اهمیت خاصی برخوردار شده و تاکیدات و توجهات زیادی به آن معطوف شده شايسته اجرایی شدن هر که بیشتر این هدف در کشور می باشد.


کشورهای مختلف جهان براساس پارامترهایی نظیر مزیت نسبی و‌ مزیت مطلق سنگ بنای توسعه خود را بنا نهاده و به سوی اهداف تعیین شده حرکت می کنند. به عنوان نمونه کشور مغولستان توسعه اقتصادی خود را بر اساس توسعه معدن محور بنا گذاشت و در سال ۲۰۱۱ بیشترین نرخ رشد اقتصادی جهان را کسب نمود(به میزان ۱۵درصد که تقریبا ۴ برابر متوسط نرخ رشد اقتصادی جهان بود). نمونه دیگر کشور ماکائو می باشد که توسعه کشورش را بر اساس توسعه توریست محور پایه‌گذاری نمود و طی سال ۲۰۱۱ شاهد رشد شگرف اقتصادی خود به میزان ۱۵درصد بود. طی چند دهه‌‌اخیر در کشورمان اهداف و‌ برنامه هایی نظیر توسعه بر پایه کشاورزی و یا توسعه بر مبنای صنعت اعلام و اجرا شده است.


با نگاهی به کشورهای مختلف جهان در می یابیم که برخی کشورها یا محصور در خشکی بوده و دسترسی به دریا ندارند (مانند اوگاندا، کنگو، نپال، مغولستان، تاجیکستان) و یا علیرغم داشتن دریا به عللی نظیر بی ثباتی سیاسی و ... بی برنامگی و مدیریت ناکارا، ضعف زیر ساخت‌ها، کمبود متخصصین دریایی ‌و ... از دریاها‌ استفاده‌ چندانی نبرده و فاقد ناوگان دریایی مناسب هستند. 


ایران از شمال و جنوب به پهنه‌های آبی دسترسی دارد که این فرصتی عالی برای بهره بردن از مزایای گردشگری دریایی است. هفت استان ایران یعنی استان‌های گیلان، مازندران، گلستان، بوشهر، خوزستان، هرمزگان و سیستان و بلوچستان با دریای خزر، خلیج فارس و دریای عمان هم‌جوار هستند و سواحل طولانی دارند. از این رو کشور ما ظرفیت بالایی در امر گردشگری دریایی دارد. اما به نظر می‌رسد که نبودن مرجع و متولی برای پرداختن به این بخش از صنعت گردشگری، باعث شده که بسیاری از این فرصت‌ها، دست‌نخورده باقی بماند.


در ایران گردشگری دریایی به تفریحات آبی و برخی گردشگاه‌های ساحلی محدود می‌شود. البته در سال‌های اخیر سایت‌های غواصی و آکواریوم‌ها و گردشگاه‌های ساحلی، جای خود را در بین جاذبه‌های توریستی استان‌های ساحلی پیدا کرده‌اند ولی هنوز آنطور که شایسته است، از ظرفیت‌های ایران برای توسعه این بخش از صنعت گردشگری استفاده نشده است. در ایران، دو جزیره قشم و کیش با فراهم کردن امکانات متعدد تفریحات دریایی مثلا غواصی، توانسته‌اند تا حدی از این فرصت برای جذب گردشگران داخلی و حتی خارجی استفاده کنند.


در این راستا کشور ایران یک کشور دریایی می باشد ولی به نحو شایسته ای از موهبت دریا بهره‌برداری ننموده‌ایم که یکی از دلایل این است که کاربردها و استفاده های مختلف بشر از دریاها را به دقت بررسی ننمونده ‌و‌ در برخی از زمینه های دریایی، ورود بایسته ای نداشتیم.


توسعه دریا‌محور در کشور به صورت غیر مستقیم بر ارتقای سطح سلامت جامعه نیز اثر گذار می باشد. زیرا با توسعه آبزی‌پروری به روش صنعتی و نیز انجام تحقیقات کاربردی به منظور رشد و نمو بیشتر ماهیان دریایی و امثالهم شاهد سهم بیشتر آبزیان در سبد غذایی ایرانیان خواهیم بود. در حال حاضر متوسط مصرف سرانه آبزیان در کشور فقط ۸ کیلوگرم می باشد در حالی که متوسط مصرف جهانی ۱۶ کیلوگرم می باشد.


بنابراین حلقه مفقود شده در اقتصاد دریایی کشورمان مبحث گردشگری دریایی و توسعه دریا محور می باشد، وجود ۳۶۰۰ کیلومتر طول نوار ساحلی در شمال و جنوب، وجود جزایر متعدد، وجود دلفین‌های دریایی در حوالی جزایر قشم و هنگام، وجود ماهیان آکواریومی بسیار زیبا در جزیره هندورابی، وجود منحصرترین لاک پشت های دریایی در جزایر استان هرمزگان، صخره‌های مرجانی در جزیزه کیش، مناظر بسیار زیبا در سواحل بندر چابهار، شهر توریستی رامسر و جاذبه های و جاذبه‌های دریایی آن و صدها مثال دیگر همگی مزیت های قابل توجه را برای کشورمان بوجود آورده است.

 

 

0000000000000000000000777700.jpg

 

آینه جم-حجت عبداللهی‌پور

مجتمع بندری پارس به‌عنوان یکی از مهم‌ترین زیرساخت‌های صنعت نفت و گاز در منطقه پارس جنوبی با هدف توسعه خدمات حمل و نقل دریایی و صادرات و واردات محصولات صنعتی تعریف شده است. به گفته مدیران نفتی، این مجتمع بندری به‌عنوان شاهرگ اصلی واردات و صادرات کالا در منطقه پارس جنوبی، یکی از عوامل مهم جذب سرمایه‌گذاران داخلی و خارجی است که در آینده ارائه این خدمات آن شتاب بیشتری خواهد گرفت.

مجتمع بندری پارس با برخورداری ۲۵ پست اسکله و دو گوی شناور و بندر خدماتی پارس دارای ۱۰ پست اسکله با پس‌کرانه‌ ۱۵۰ هکتار است که در سال‌های اخیر با وجود تحریم‌ها در رشد سرمایه‌گذاری در منطقه و تسهیل فرایند حمل و نقل دریایی نقش موثری داشته و به ارزآوری و درآمدزایی کشور کمک شایانی کرده است.

به عقیده برخی از کارشناسان انرژی، این بندر به‌عنوان مهم‌ترین زیرساخت در حوزه سیستم ترابری بین‌المللی کالا و محصولات در منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس با هدف بارگیری کالاهای صادراتی و تخلیه بارهای وارداتی از طریق کشتی‌ها از جمله صادرات محصولات پتروشیمی، میعانات گازی و گوگرد و همچنین پشتیبانی خدمات و تسهیلات دریایی و امکانات مورد نیاز سکوها ایجاد شده‌است. دی‌اتیلن گلایکول، کود اوره، بوتان، پروپان، پارازایلین، مونو و تری اتیلن گلایکول، هوی‌اند، پلی اتیلن سبک و سنگین، میعانات گازی، سیمان و متانول مهم‌ترین کالاها و محصولات غیرنفتی هستند که سالانه از این بندر به کشورهای دیگر صادر می‌شوند.

بدیهی است این بندر یکی از بزرگ‌ترین و منحصربه‌فردترین بنادر صنعتی خلیج فارس محسوب می‌شود که فقط حوضچه شماره یک آن دارای ۱۰ پست، اسکله و حوضچه شماره دو با ۱۵ پست اسکله با ظرفیت اسمی ۴۰ میلیون تن است. علاوه بر آن، وجود ترمینال کانتینری، انبارهای روباز و سرپوشیده برای نگهداری کالا، اسکله اختصاصی شناورهای عملیاتی و تدارکاتی، اسکله اختصاصی به‌منظور پهلوگیری شناورهای نفتی و سوخت‌رسان، RMG برای تخلیه و بارگیری کانتینر و موقعیت سوق‌الجیشی و نزدیکی آن به مجتمع‌های پالایشگاهی و پتروشیمی و همچنین صنایع پایین‌دستی باعث شده نقش راهبردی و موثری را صادرات و واردات کالا در این منطقه استراتژیک بازی کند.

این مجتمع بندری با تعریف ماموریت ویژه و مدیریت صحیح، تدوین چشم‌انداز توسعه‌طلبانه و ایمن برای آن، در صادرات محصولات غیرنفتی اما پرخطری مثل گوگرد نیز عملکرد موفقی را ثبت کرده است. همه این مزایا و امکانات موجب‎شده که امروزه این بندر به‌عنوان شاهراه واردات و صادرات پایتخت انرژی ایران شناخته شود؛ چراکه نقش بی‌بدیلی را در توسعه اقتصادی، صنعتی و انرژی منطقه پارس جنوبی ایفا می‌کند.

بنا به ادعای مدیران نفتی، انبار مکانیزه صادراتی گوگرد، توان پهلودهی همزمان به 25 فروند کشتی به‌صورت همزمان، توان تخلیه کالاهای فوق سنگین باتوجه به کیسونی‌بودن اسکله‎های 1 و 2 بندر خدماتی پارس، تامین برق ساحلی برای استفاده از شناورهای عملیاتی، دارا بودن ظرفیت صادرات فراورده‌های مختلف با ظرفیت اسمی یک میلیون تن گوگرد به صورت گرانول، سه میلیون TEU کانتینر، شش میلیون تن تجهیزات آزمایشگاهی و 30 میلیون میعانات گازی و سایر موارد پتروشیمی در جذب نگاه سرمایه‌گذاران داخلی و خارجی به این بندر مهم و خدماتی نقش بسزایی داشته و دارد.

با این تفاصیل می‌توان گفت که مجتمع بندری پارس یکی از کامل‌ترین زیرساخت‌های اقتصادی و صنعتی استان بوشهر است که در توسعه اقتصاددریامحور بسیار تاثیرگذار است. این بندر به‌دلیل موقعیت جغرافیایی و نقشی که در توسعه حمل و نقل دریایی و صادرات محصولات صنعتی و غیرنفتی پتروشیمی‌ها و پالایشگاه‌های پارس جنوبی ایفا کرده، پیوند مستقیمی با توسعه اقتصاد دریامحور و توسعه پایدار دارد.

همچنین این مجتمع بزرگ بندری با ارزآوری مستقیم، اشتغال پایدار، جذب سرمایه‌گذاران داخلی و خارجی و... ارزش‌های افزوده‌ای را برای اقتصاد این منطقه و ایران ایجاد کرده است. طبق آمارها، مجتمع بندری پارس در صادرات محصولات پتروشیمی پس از بندر شهید رجایی دومین بندر مهم کشور شناخته می‌شود که با استفاده از ظرفیت‌های دریا در دکترین اقتصاد دریامحور ایران جایگاه مهمی را از آن خود کرده است.

0195782.jpg

 

طبق بررسی‌های نگارنده، مجتمع بندری پارس در سه ماموریتی که در سند «توسعه دریامحور تا ۱۴۱۴» برای بندرهای خدماتی بخش انرژی تعریف شده که شامل افزایش تاب‌آوری صادرات انرژی در برابر تحریم‌ها، کاهش هزینه کل زنجیره لجستیک و جلب سرمایه‌گذاری خارجی در صنایع با ارزش افزوده بالا می‌شوند، نقش فعال و موثری را بازی کرده است. البته این مجتمع با همه عظمتی که دارد اما ضعف‌های را در ساختار خود دارد که بارزترین آن‌ها معطوف به وابستگی تک‌محصولی، ساختار «بندر شرکتی/سازمانی» و ضعف زیرساخت ترانشیپ و ترانزیتی آن است.

 این ضعف‌ها به مانعی برای نزدیک شدن این بندر خدماتی به مدل‌های جهانی خود شده است؛ چون در کانتینربری و حمل کالاهای متفرقه به دلیل کمبود تجهیزات انتقال و باراندازی کانتینری دارای محدودیت‌هایی است و از این رو در رقابت با بنادری مثل بندر جبل‌علی امارت متحده عربی عقب افتاده است. بدون تردید، می‌توان با رفع ضعف‌های ساختاری این بندر، آن را به بندری مهم در منطقه خاورمیان تبدیل کرد که البته تحریم‌ها در این عقب‌افتادگی‌ها بی‌تاثیر نبوده است.

به هر روی، همان‌گونه که کارشناسان حوزه انرژی اشاره کرده‌اند، مجتمع بندری پارس به عنوان گلوگاه‌های تجاری و مراکز انتقال کالاهای صادراتی غیرنفتی در همه سال‌های فعالیتش در تقویت و توسعه تجارت بین‌المللی ایران کشورهای دیگر سهم قابل‌توجهی را برعهده داشته است؛ زیرا این بندر با داشتن زیرساخت‌های پیشرفته و ظرفیت‌های بالای بارگیری، به رونق صادرات غیرنفتی و تنوع‌بخشی به اقتصاد کشور کمک زیادی کرده است.

همچنین این بندر تاکنون با ارائه خدمات لجستیکی گسترده و امکانات حمل و نقل دریایی مناسب، امکان دسترسی به بازارهای جهانی، در ارتقای موقعیت ایران در زنجیره تأمین کالا و توسعه تجارت جهانی نقش‌آفرینی کرده است. بدون‌تردید این بندر با مجهز شدن به امکانات پیشرفته‌تر و دسترسی به حمل و نقل ریلی می‌تواند در صادرات محصولات پتروشیمی و همچنین کالاهای متفرقه گوی سبقت را از بندر شهید رجایی برباید.

مجتمع بندری پارس به دلیل نزدیکی به تنگه هرمز به‌عنوان یکی از مهم‌ترین و استراتژیک‌ترین گذرگاه‌های نفتی و تجاری جهان شناخته می‌شود که به مثابه پل ارتباطی بین شرق و غرب، نقشی کلیدی را در تسهیل تجارت دریایی این منطقه بازی کرده و می‌کند. علاوه بر این، به دلیل موقعیت ممتازی که در حاشیه خلیج فارس دارد، به‌عنوان یکی از مقاصد اصلی برای واردات و صادرات کالاهای پتروشیمی و غیرنفتی و صنعتی محسوب می‌شود که ظرفیت بالایی در پذیرش کشتی‌های کانتینری، تسهیلات پیشرفته تخلیه و بارگیری و دسترسی به شبکه حمل و نقل جاده‌ای دارد.

در پایان باید این نکته را متذکر شد که مجتمع بندری پارس به‌عنوان یکی از مهم‌ترین مجاری صادرات محصولات غیرنفتی و پتروشیمی سهم بسزایی را در جابه‌جایی و ترانزیت این محصولات به کشورهای مختلف بازی کرده است. از همین رو در این سال‌ها نه تنها در توسعه اقتصاد دریامحور و تقویت صادرات ایران به دنیا فعالانه نقش‌آفرینی کرده، بلکه به افزایش سرمایه‌گذاری‌های بین‌المللی در حوزه حمل و نقل دریایی نیز کمک زیادی کرده است.

بدون‌تردید در شرایطی که تحریم‌ها در پی فعال‌شدن مکانیسم ماشه، صادرات نفتی ایران را تحت شعاع قرار خواهد داد، توسعه این مجتمع بندری می‌تواند به صادرات محصولات غیرنفتی کشور و منطقه پارس جنوبی با اتکا بر حمل و نقل دریایی و عبور از دالان‌های آبی در تجارت خارجی ایران کمک زیادی کند.

 

 

 

0IMG_20250905_103919_059.jpg

 

 

آینه جم؛ مصطفی ارجمند
اوایل دولت حسن روحانی بود؛ نام و آوازه اش را پیشتر شنیده بودم اما او را از نزدیک نه! حالا که بیشتر دقت می کنم آن زمان او را با شهیر نامی دیگری از همشهریانش هم اشتباه می گرفتم و طالب و مجیدش را قاطی می کردم!
 
از آمریکا برگشته بود و قرار بود دوباره برگردد پیش همسر و دخترکش. نشسته بودیم روی پشت بامی توی باغ. یادم نیست کدام فصل بود اما هوا ملس بود و صدای باغ هم گوش نواز. ساده و خاکی تر از آنی بود که شنیده بودم. می گفتند می رود مسجد روستا نمازش را می خواند و اذان هم می گوید.
 

0MG_20250905_103919_050.jpg

نیمه های دهه‌ی ۸۰ بورسیه دانشگاهی در لاس‌وگاس آمریکا شده و همانجا با همسرش آشنا و ازدواج کرده بود. ازدواجی که احتمالا مثل تیپ و قیافه و حرف زدن ساده و صمیمی بوده!
 
 
حوادث سال ۸۸ او را هم چون بسیاری دیگر از هم طرازانش به وادی کنش گری انداخته بود و نهایتا تا سالیان، چوبش را خورد. تلاشش برای برگشت مجدد به ایران و سرزدن به خانواده، با تک کنش گری اش گره خورده بود و تا برآمدن دولت اعتدالی روحانی با بن بست مواجه شد. 
 
بازشدن فضای سیاسی در دولت روحانی، پای او را هم به ایران بازکرد اما این پایان ماجرا نبود؛ سفری که قرار بود کوتاه باشد با رسیدن ترامپ به ریاست جمهوری، در سال ۹۶، طولانی تر از تصور او شد. ترامپ با فرمان مهاجرتی اش، سالیانی او را از دیدار همسر و فرزندش محروم کرد و کارهای مطالعاتی را هم از طریق ایمیل و در علی آباد، ادامه داد.
 

0MG_20250905_103919_229.jpg

گرچه به ایران آمده بود اما با وجود پیشینه‌ی بزرگ علمی، هرگز مجال خودنمایی در تراز علمی اش در ایران نیافت؛ حتی وقتی با ابتکار هم روستایی نماینده اش در سفر وزیر جوان ارتباطات به جم، به عنوان نخبه‌ی برق و مخابرات سخن راند هم کسی برایش فرش قرمز پهن نکرد. انگار در آن جمع کسی حرف هایش را نمی فهمید. شده بود مصداق «باید بچشد عذاب تنهایی را ... آنکس که ز عصر خود فراتر باشد».
 
روی پشت بام خانه‌باغ مثل خیلی از جوان های خام، اولین سوالم از او در مورد لاس‌وگاس و شهرتش به [...] بود. سوالم برایش تازگی داشت. حتما با خودش گفته بود: با کیا شدیم ۸۰ میلیون نفر!
 
اما جواب داد: لاس وگاس شهری شبیه ترجمان فارسی بخش اول نامش نیست و برخی شهرهای دیگر آمریکا به داشتن کازینو و ... معروف ترند اما نام این شهر، ما ایرانی ها را به اشتباه می اندازد.
 
از سیستم منظم، دقیق و بی دردسر اداری آمریکا گفت و اینکه مردم آنجا خیلی اهل سیاست و سیاست بازی نیستند و هر دولتی هم که بر سر کار بیاید چندان سیاست را به روتین زندگی مردم گره نمی زند. روال اداری شان هم الکترونیک است و کمتر آدم ها به آدم ها گذرشان می افتد.
 
ساعاتی را کنارش بودیم و از دخترش و تلخی دوری، پرسیدیم. با ذوق از لهجه‌ی آمریکایی دخترکش گفت و اینکه در فروشگاهی واژه‌ی تعجبِ «واوووو» را از آمریکایی ها هم آمریکایی تر ادا کرده است.
 
سال ۹۶ که دبیرخانه‌ی مستقل گرامیداشت روز جم به مدیریت علی دانشمند و تحت نظارت شورا و شهرداری راه اندازی شد، با نظر کمیته‌ی علمی این رویداد، به عنوان چهره برتر علمی شهرستان جم در آن سال معرفی شد. هر چند که روز جم با آن سبک و سیاق بیش از سه سال مجال عرضه نیافت و با نامهربانی ها و پایان دوره شورایی، به خاطره ها پیوست!

0MG_20250905_103919_611.jpg

دکتر طالب موذنی نخبه‌ی برق و مخابرات، سال های ماندگاری اش در جم را در قالب «از آنجا رانده و از اینجا مانده» گذراند تا اینکه سال ۹۸، عمانی ها خواستگارش شدند. دانشکده گلوبال کالج که شعبه ای از وست انگلند انگلستان است برایش فرش قرمز پهن کرد تا نخبه ای دیگر از ایران، راهی این کشور شود.
 
دانشمند ایرانی گلوبال کالج عمان، حالا با فراغ بال، به تحقیق و پژوش و تدریس مشغول است و هر از چندگاهی هم خبر افتخارآفرینی اش در دنیا را می شنویم و توی دل مان قند آب می شود. وه که چه سعادت شیرین و گَسی!
 
برای دانشمند بی آلایه و پیرایه‌ی ایران، روزهایی بهتر و شادتر آرزو دارم... عمرت دراز دارایی مان؛ دارایی شان
 
 
 
 

 

 

045149.jpg

 

آینه جم-شاهین بهرام‌نژاد

نام ایرج صغیری در فرهنگ و هنر ایران، چونان چراغی منور از برج بندر در دل تاریکی امواج خروشان دریا می‌درخشد. او از کوچه‌های قدیمی بوشهر برخاست؛ از محله شِکری، از همان کوچه‌هایی که نوای دمام‌های محرم و تشباد داغ جنوب در آن جاری است. از همان کودکی، جهان او با آیین‌ها و آواهای بومی شکل گرفت و بعدها این میراث را چون گوهری در صحنه‌ی تئاتر ایران نشاند.

صغیری، کاشف «روح آیینی» در تئاتر ایران بود. در سال ۱۳۵۴ نمایش «قلندرخونه» در حالی بر صحنه‌ها درخشید که موج غرب‌گرایی بر فضای تئاتر و‌ نمایش ایران می‌تاخت، او بی‌پروا از سینه‌زنی، دمام‌نوازی و اصطلاحات بومی بهره گرفت و از کوچه‌های بوشهر پلی زد به تالارهای معتبر پایتخت. تا آنجا که «قلندرخونه» با دعوتنامه ۱۷ فستیوال جهانی، مواجه گشت.

پس از آن، صغیری آثار دیگری چون «محپلنگ»، «شب شولای عبدالرحمان» و «سرباز» را آفرید؛ هرکدام برگ سبزی در دفتر تئاتر ایران. آثار مکتوبش ـ از «خالو نکیسا» تا «خلخال شوم» ـ گواهی است بر آن‌که صغیری تنها در صحنه نایستاد، که در ادبیات نمایشی نیز رد پای خویش را جاودانه ساخت.

او «ابوذر» را در حسینیه ارشاد زنده کرد، با همکاری داریوش ارجمند و در سایه‌ی نگاه علی شریعتی. همان نقش، او را به محبوبیتی رساند که نشان داد تئاتر می‌تواند با باورهای اجتماعی و دینی درآمیزد و همچنان جذاب و ماندگار بماند.

اما امروز که استاد صغیری از کره خاکی پرکشیده، یاد ما پر از بی‌تابی است. مدام در ذهن خود این پرسش را مرور می‌کنم که: «مگر می‌توان قلندر صحنه‌ها را دیگر در این اقلیم نداشته باشیم؟»

او چون نخل‌های بوشهر است؛ شاید در برابر طوفان خم شود، اما هرگز نمی‌شکند. اگرچه تنش دیگر در میان نباشد، اما جان آثارش در هوای این سرزمین جاری است.

ایرج صغیری را می‌توان «پدر تئاتر آیینی ایران» خواند؛ پدری که فرزندانش، نسل‌هایی از دهه‌های مختلف را مرشد و راهنماست.

کاگردانی که از مکتب او برخاستند، امروز چراغ راه تئاتر ملی‌اند. ثبت «قلندرخونه» در فهرست میراث ناملموس ایران در اردیبهشت ۱۴۰۴، تنها تأییدی دوباره بر این حقیقت است که آثار او نه متعلق به یک شهر یا یک نسل، که میراثی ملی و تاریخی‌اند.

ای استادِ نستوه، صحنه تا همیشه به صدایت محتاج است. بوشهر به قلم و قدمت همواره می‌بالد.

چرا که اگر «قلندرخونه» خانه‌ی قلندرهاست، تو خود قلندرِ خانه‌ی دل‌های ما هستی.

یاد قلندرِ صحنه‌ها، تا ابد جاری است.

 

 

 

 

 

111899.jpg

 

آینه جم- داود عليزاده 

روز گذشته در خبرها داشتیم دادستان عسلویه با صدور هشدار رسمی به مدیران شرکت‌های نفتی و پتروشیمی مستقر در منطقه، سه ماه مهلت داد تا حداقل ۵۰ درصد نیروهای تخصصی و ۱۰۰ درصد نیروهای عمومی خود را از میان بومیان استان بوشهر جذب کنند؛ در غیر این صورت، محدودیت‌ها و پیگرد کیفری در انتظار متخلفان خواهد بود. این نخستین باری نیست که مسئله جذب و استخدام بومیان به ویژه در بخش صنایع مطرح می‌شود، سال‌ها است که بحث استخدام بومیان در استان بوشهر، همواره یکی از بحث‌برانگیزترین موضوعات در حوزه مدیریت، صنعت و توسعه منطقه‌ای بوده است. این موضوع، به‌ویژه با توجه به موقعیت خاص بوشهر در صنایع نفت، گاز، پتروشیمی و بنادر، بیش از پیش اهمیت پیدا می‌کند. اما در میان مردم، مسئولان و کارشناسان، در این باره دیدگاه‌های متفاوت و بعضاً متناقضی وجود دارد.

 

گروهی معتقدند که بوشهر باید توسط فرزندان خود اداره شود. از نظر آنان، وقتی منابع طبیعی، دریا، انرژی و فرصت‌های شغلی یک استان در اختیار صنایع بزرگ است، طبیعی است که سکان مدیریت و اشتغال باید عمدتاً به دست نیروهای بومی سپرده شود. این گروه دلایل متعددی برای استدلال خود دارند: آشنایی نیروهای بومی با فرهنگ و شرایط اقلیمی، ایجاد حس تعلق و مسئولیت‌پذیری در برابر سرزمین خود، و پیشگیری از مهاجرت نیروی انسانی و سرمایه‌های اجتماعی. به‌زعم آنان، بومیان نه تنها باید در رده‌های کارگری و کارشناسی، بلکه در مدیریت پروژه‌ها و تصمیم‌گیری‌های کلان نیز حضور پررنگ داشته باشند.

 

در مقابل، برخی دیگر بر شایسته‌سالاری بدون قید و شرط تأکید می‌کنند. به باور این دسته، تمرکز بیش از حد بر بومی‌گرایی می‌تواند مانع جذب نیروی متخصص و با تجربه از سایر نقاط کشور شود و در نهایت به کاهش کیفیت مدیریت و بهره‌وری پروژه‌ها بینجامد.

 

از سوی دیگر، چالش مهمی که حتی برخی موافقان بومی‌گرایی نیز به آن اذعان دارند، کمبود نیروی بومی با مهارت‌های تخصصی و تحصیلات متناسب با نیاز بازار کار است. در حوزه‌هایی مانند مهندسی حفاری، طراحی صنعتی، مدیریت پروژه‌های انرژی و فناوری پیشرفته، شکاف قابل توجهی میان نیاز صنایع و توانمندی بخشی از نیروی بومی وجود دارد. این مسئله، به‌ویژه در رده‌های مدیریتی و تخصصی، باعث شده که برخی شرکت‌ها ناچار باشند نیروهای غیربومی را به کار گیرند.

 

با این حال، نمی‌توان نقش سیاست‌گذاری‌های آموزشی و سرمایه‌گذاری در توانمندسازی نیروهای محلی را نادیده گرفت. منتقدان وضعیت موجود می‌گویند که اگر از سال‌های گذشته برنامه‌ریزی دقیقی برای تربیت نیروی متخصص بومی انجام می‌شد، امروز استان بوشهر می‌توانست سهم بیشتری از بازار کار صنایع خود را در اختیار فرزندان این سرزمین بگذارد.

 

راه‌حل پیشنهادی بسیاری از کارشناسان، یافتن نقطه تعادل بین بومی‌گرایی و شایسته‌سالاری است. به بیان دیگر، باید همزمان بر تربیت و ارتقاء نیروهای بومی، ایجاد فرصت‌های برابر و حفظ استانداردهای حرفه‌ای تأکید کرد. سهمیه‌های منطقی برای اشتغال بومیان، همراه با دوره‌های مهارت‌آموزی، می‌تواند شکاف موجود را کاهش دهد. در عین حال، تکیه صرف بر محل تولد به‌عنوان معیار، بدون توجه به توانمندی‌ها، خطر عقب‌ماندگی را به همراه دارد.

 

مسئله استخدام بومیان در بوشهر، بیش از آنکه فقط یک بحث اداری یا استخدامی باشد، ریشه در هویت، عدالت اجتماعی و آینده‌نگری دارد. آنچه امروز نیاز است، پرهیز از نگاه صفر و صدی، پذیرش هم‌زمان ارزش‌های بومی و معیارهای حرفه‌ای، و مهم‌تر از همه سرمایه‌گذاری در آموزش و مهارت‌افزایی برای نسل جدید بوشهری‌هاست.

 

* بامداد جنوب

جدیدترین مطالب