A05hU2.jpg

 

 

آینه جم-محمد مجاور شیخان

مدیر عامل شرکت عملیات غیر صنعتی پازارگاد 

 

«روز روابط عمومی و ارتباطات» را امسال در شرایطی گرامی می‌داریم که ایران اسلامی در مواجهه با یکی از پیچیده‌ترین اشکال جنگ ترکیبی و همه‌جانبه با نظام سلطه است؛ جنگی که نزدیک به ۸۰ روز است خیابان‌های ایران را به صحنه ظهور همبستگی ملی و یکی از مهم‌ترین پدیده‌های ارتباطی عصر حاضر تبدیل کرده است؛ تا آنجا که می‌توان گفت اجتماعات مردمی این ایام در خیابان‌ها، حامل «پیام تاریخی ملت ایران» و نماد زنده مقاومت، اعتماد عمومی و سرمایه اجتماعی کشور است.

 

در چنین شرایطی، عرصه ارتباطات و اطلاع‌رسانی، بخشی از میدان نبرد محسوب می‌شود. جنگ امروز، صرفاً جنگ موشک و میدان نظامی نیست؛ جنگ روایت‌ها، ادراک‌ها و امیدهاست. از همین رو، رسالت کنشگران حوزه ارتباطات، رسانه و اطلاع‌رسانی، تنها تولید، پردازش و انعکاس خبر و تحلیل نیست، بلکه بیش و پیش از آن، امیدآفرینی، اعتمادسازی و خنثی‌سازی عملیات روانی دشمن است.

 

در شرایط جنگ، نخستین ضرورت، «هماهنگی ارتباطی» و تقسیم کار حرفه‌ای میان رسانه‌ها، روابط عمومی‌ها، سخنگویان، شبکه‌های اجتماعی و نهادهای اطلاع‌رسانی رسمی است. هر رسانه و هر واحد روابط عمومی می‌تواند به مثابه یک سامانه عملیاتی در میدان جنگ ادراکی عمل کند؛ به گونه‌ای که یکی مأمور اطلاع‌رسانی فوری، دیگری مسئول تبیین و ترسیم خطوط تحلیلی منسجم و دیگری عهده‌دار بازتاب «روایت ایرانی» در افکار عمومی جهان باشد.

 

در این میان، آنچه بیش از هر چیز اهمیت دارد، پرهیز از تشتت خبری، واکنش‌گرایی هیجانی و انتشار اطلاعات فاقد دقت و دروازه‌بانی حرفه‌ای است. در جنگ، سرعت مهم؛ اما دقت، اعتمادسازی و پیامدسنجی از آن نیز مهم‌تر است. روابط عمومی‌ها و رسانه‌ها باید در زمان مناسب، پاسخگوی پرسش‌های افکار عمومی باشند و در عین حال، ملاحظات امنیتی و خطوط قرمز ملی را با نهایت دقت، دوراندیشی و مسئولیت‌پذیری رعایت کنند.

 

امروز مهمترین سرمایه کشور در مواجهه با بحران، «همبستگی ملی» است؛ سرمایه‌ای که بخش مهمی از وظیفه حفظ و تقویت آن بر عهده خانواده بزرگ ارتباطات و رسانه قرار دارد. بی‌تردید، تاریخ این روزها را نه تنها با تحولات میدان، بلکه با روایت‌ها، تدابیر و ابتکارهای مسئولانه فعالان حوزه ارتباطات داوری خواهد کرد.

 

روز روابط عمومی و ارتباطات بر همه مجاهدان راستین، صبور و بی ادعای این عرصه رفیع مبارک باد.

 

 

 

 

 

 

Fhb3033969.jpg

 

آینه جم- محمد آبزن 

اینترنت صرفاً یک ابزار ارتباطی نیست، بلکه زیرساختی حیاتی برای آموزش، کار، اقتصاد و حتی خدمات ضروری شهروندان است. اختلال و قطعی مکرر آن، فراتر از نارضایتی فنی، پیامدهای عمیقی بر زندگی روزمره، معیشت و سلامت روان جامعه دارد.

بازی با کلماتی مثل پرو و…

ایده‌هایی چون «اینترنت پرو» که دسترسی باکیفیت اینترنت را به گروهی خاص محدود می‌کند، در واقع رسمیت بخشیدن به «تبعیض» است. وقتی اینترنت برای دانشجویان، پزشکان، فروشندگان آنلاین و عموم شهروندان ضروری است، نباید آن را به سهمیه یا امتیاز تبدیل کرد. این رویکرد، مسئله را به جای حل کردن، طبقاتی کرده و شکاف اجتماعی را افزایش می‌دهد.حالا هی برای آن توجیه و دلیل بیاورید و کارگروه تشکیل دهید،مسئله واضح است: تبعیض!

معضلات قطعیِ قطع اینترنت

اقتصادی: کسب‌وکارهای آنلاین، فریلنسرها، رانندگان تاکسی اینترنتی، فروشگاه‌های کوچک و تولیدکنندگان محتوا،و مهمتر از همه روستاییان اولین قربانیان قطعی اینترنت هستند. این اختلالات منجر به از دست رفتن سفارشات، درآمد و فرصت‌های شغلی می‌شود.

روانشناختی: بی‌ثباتی در دسترسی اینترنت، استرس، اضطراب و احساس ناامنی ایجاد می‌کند. برنامه‌ریزی برای کار و تحصیل مختل شده و اعتماد عمومی نسبت به زیرساخت‌های دیجیتال خدشه‌دار می‌شود.

مسئله معلولان: برای افراد دارای معلولیت، قطعی و اختلال اینترنت مشکلات مضاعفی ایجاد می‌کند. بسیاری از این عزیزان از خدمات آنلاین برای ارتباط، خرید، دسترسی به آموزش، شغل‌یابی و حتی دریافت خدمات حمایتی و درمانی استفاده می‌کنند. اختلال در اینترنت، استقلال و کیفیت زندگی آن‌ها را به طور جدی تحت تأثیر قرار می‌دهد و موانع بیشتری بر سر راهشان ایجاد می‌کند.اکثراین عزیزان تنها راه ارتباط با جامعه را از این طریق دریافت میکنند که ثاثیر روانی بسیار مخربی را بر آنان در جامعه ما تحمیل می کند.

شرایط بین‌المللی چگونه است؟

در بسیاری از کشورها، حتی آن‌هایی که درگیر جنگ هستند، اینترنت به عنوان یک ابزار حیاتی، تا حد امکان فعال نگه داشته می‌شود. این موضوع اهمیت اینترنت را در حفظ ارتباطات، اطلاع‌رسانی و حداقل حفظ جریان زندگی در شرایط بحرانی نشان می‌دهد. قطع اینترنت جایگاه جریان آزاد اخبار و اطلاعات واقعی را با شایعات و گمانه زنی های دورهمی ها عوض می کند و قطعاً بار روانی منفی آن گریبانگیر کل جامعه خواهد شد!

واکنش‌های نامناسب؛ قوز بالا قوز

اظهارات تحقیرآمیز برخی مجریان صداوسیما (مانند پیشنهاد «بروید افغانستان و سوریه») نه تنها دردی را دوا نمی‌کند، بلکه نشان‌دهنده بی‌توجهی به دغدغه‌های جدی مردم و افزایش شکاف بین مسئولان و جامعه است. این‌گونه ادبیات که نه فقط با گفته های چندی پیشِ «همه درکنار هم» تناقضی واضح را نشان می دهد، بلکه به جای پاسخگویی، بر نارضایتی‌ها نیز می‌افزاید.

نکته پایانی؛ از ما گفتن بود

اینترنت نباید به ابزاری برای تبعیض تبدیل شود. دسترسی پایدار، باکیفیت و بدون محدودیت، حق همگانی است. حملات سایبری یا دلایل امنیتی نباید بهانه‌ای برای محدود کردن این حق اساسی شهروندان شود، چرا که این اقدام به جای حل مسئله، هزینه آن را بر دوش مردم قرار می‌دهد.در انتها باید پرسید که نقش سازمان پدافند غیرعامل با اینهمه تشکیلات، شورا کمیته و ساختار در کشور دقیقاً چیست؟

 

خلیج‌فارس 

F850379.gif

 

 

آینه جم/ پیمان زند : التماس کرد که برای عیدش اطاقش رو رنگ امیزی کنیم دوتا دیوارها صورتی و دیوار وسط سبز ماچا، کمد لباسی کوچیکش رو بذاره کنج اتاق و عروسک قرمز موبلندش رو بشونه وسط اتاق و دیگه تا صبح چراغش رو روشن بذاره آخه عروسکش از تاریکی می ترسه،خودشم از صدای بلند می ترسید وقتی جشنی بود یا چهار شنبه سوری صدای ترقه می اومد، می دوید سراغم و کنارم می نشست،بچه ام از صدای بلند می ترسید.

 

صبح شنبه مثل همه شنبه ها مینی بوس مدرسه اومد دنبالش و رفت...شروع کردم به گرد گیری، دم دمای عید که میشه زنها استراحت ندارن بشورن، بسابن، بپزن...اتاق حسنیه رو خالی کردم لباسهاش، کتابهاش ،عروسکهاش، یکهو چشمم روی عروسک قرمز مو بلندش ماسید،زیر لبی گفتم:خدایا عید خوبی برای همه بشه تا برای ما هم بشه.

 

مثل همیشه تلویزیون توی حال روی شبکه خبر بود که دیدم داره زیرنویس می کنه: به تهران حمله شده...تلفنم زنگ خورد زن همسایه امون بود، تند تند و با اضطراب گفت:فهمیدی به تهران حمله شده..کاش می رفتیم دنبال بچه ها از مدرسه می اوردیمشون.بی خبر خندیدم، گفتم: نترس

 

کسی کاری با ما نداره..ترامپ چه می دونه میناب کجاست؟...یکهو ی صدای بلندی اومد...ی انفجار دیگه پشتش....یا امام غریب...پا برهنه بی دستمال و روسری دویدم توی کوچه، صدای انفجار بعدی شدیدتر و نزدیکتر شد تا چشم کار می کرد دود بود و آتش...خبر مثل بمب شایدم سریع‌تر از بمب توی میناب پیچید...مدرسه شجره طیبه میناب هدف حمله قرار گرفت...لای دود و صدای آژیر آمبولانس و ماشین‌های آتش نشانی خودم رو رسوند به در مدرسه...آخ مدرسه در نداشت یک تلی از خاک بود.

 

صدای پدرها و مادرها رو می شنیدم که ضجه می زدن و دنبال بچه هاشون می گشتن...نای جلوتر رفتن نداشتم...صدا از گلوم بیرون نمی اومد یک چیزی مثل خفگی، مثل غرق شدن..... خواستم زنگ بزنم باباش یادم اومد ماموریت رفته بندرعباس...خدای من!! حسنیه زنگ اول ورزش داشته،زمین چمن ورزشی شون پشت مدرسه بود، خدا رو شکر...دلم آروم شد گفتم: بچه ام زنده است....تو اون شلوغی آقای نصیری رو دیدم کنار زمین ورزشی مدرسه، تراشکاری داشت،تا من رو دید اومد سمتم. گفتم:حسنیه؟سرش انداخت پایین و از کنارم رد شد...تنم یخ کرد.

 

قلبم تند تند می زد...پاهام جون راه رفتن نداشت اما سرم پراز صدا بود صدای مامورهای اورژانس صدای آقایی که توی میکروفن می گفت:سریع متفرق بشید احتمال حمله مجدد هست.

 

لابلای همه شلوغی‌ها یک آقای قد بلندی که یک کلاه و ماسک مشکی داشت گفت: خواهرم از اینجا برو......... گفتم:دخترم...........گفت: مجروح ها رو بردن بیمارستان،شهدا هم سردخونه.

 

غروب بود که برادرم زنگ زد و گفت:من سردخونه ام تو کجایی؟من کجا می تونستم باشم؟من دقیقا"وسط یک اتاقی که نصفه و نیمه نقاشی شده و یک عروسک قرمز موبلندی ک تو بغلمه نشستم...من اینجا نشستم و هزار امید ناامید شده ام و تمام سوالهایی که مدام توی سرم رفت و آمد می کنن...

 

چرا شب ماشه را نچکاندی؟چرا روز وسط زنگ ورزش روی سرشان بمب ریختی؟ تو می‌دونستی بچه ها سر کلاسن...چرا رحم نکردی؟؟؟ باز من می مونم و یک بغض عمیق تو گلوم که معلوم نیست کی خفه ام کنه....

 

"شنبه، نه اسفند هزار و چهارصد و چهار سیاه ترین شنبه جهانه و باید تا ابد دنیا سیاه بپوشه"

 

ايرنا 

 

 

Dgh50193.jpg

 

 

آینه  جم- سلامت روان، خدمت درمانی است نه کالای لوکس، چرا بیمه‌ها هنوز روان‌درمانی را پوشش نمی‌دهند؟ اسماعیل زارع زاده روانشناس و مدرس دانشگاه در یادداشتی به این موضوع پرداخته است.

مطالبه‌گری ملی برای اصلاح فوری ساختار بیمه‌ای خدمات روانشناسی

به گزارش آینه جم، در متن یاداشت اسماعیل زارع‌زاده آمده است: در سال‌های اخیر، هم‌زمان با افزایش فشارهای اقتصادی، نااطمینانی‌های اجتماعی، فرسودگی روانی، تعارضات خانوادگی و رشد آسیب‌هایی مانند طلاق، خشونت خانگی، اضطراب، افسردگی و اختلالات روانی، نیاز جامعه به خدمات روانشناسی و مشاوره بیش از هر زمان دیگری آشکار شده است.

در چنین شرایطی، دسترسی مردم به خدمات سلامت روان نباید یک امتیاز محدود برای گروهی خاص باشد، بلکه باید به‌عنوان یکی از ارکان اساسی نظام سلامت کشور به رسمیت شناخته شود. با این حال، یکی از جدی‌ترین موانع پیش‌روی مردم و متخصصان این حوزه، نبود پوشش بیمه‌ای مؤثر برای خدمات روانشناسی و روان‌درمانی است.

امروز بسیاری از مراجعان ناچارند هزینه جلسات روانشناسی را به‌طور کامل و آزاد پرداخت کنند و در اغلب موارد نیز هنگام مراجعه به بیمه‌های تکمیلی برای دریافت بازپرداخت، با پاسخ‌های مبهم، ردّ پرونده، درخواست مدارک متعدد یا اساساً عدم پذیرش خدمت مواجه می‌شوند.

این وضعیت نه‌تنها فشار مالی مضاعفی بر مراجع وارد می‌کند، بلکه سبب می‌شود بسیاری از افراد درمان خود را نیمه‌کاره رها کنند یا اساساً از شروع درمان منصرف شوند.

یادداشت| سلامت روان، خدمت درمانی است نه کالای لوکس

در حوزه سلامت روان، این انصراف از درمان می‌تواند به تشدید اختلالات، مزمن شدن مشکلات و افزایش آسیب‌های فردی، خانوادگی و اجتماعی منجر شود.

چرا بیمه‌های تکمیلی ویزیت روانشناسان را تأیید و پرداخت نمی‌کنند؟

یکی از دلایل اصلی این مشکل، فقدان تعریف روشن، رسمی و یکپارچه از خدمات روانشناسی در ساختار بیمه‌ای کشور است. در نظام بیمه، هر خدمت درمانی برای آنکه قابل ثبت، ارزیابی و پرداخت باشد، باید دارای کد مشخص، شرح خدمت روشن، مدت زمان استاندارد، سطح ارائه‌دهنده خدمت و تعرفه مصوب باشد

در حال حاضر، یکی از موانع مهم این است که خدمات روانشناسی و مشاوره هنوز در بسیاری از موارد در قالب یک بسته استاندارد و دارای کدهای مصوب و قابل استناد، به‌صورت کامل وارد فرایندهای اجرایی بیمه نشده‌اند.
در نظام‌های حرفه‌ای سلامت، معمولاً از کدهای تشخیصی مانند *ICD* برای ثبت اختلال یا مسئله بالینی و از کدهای خدماتی یا رویه‌ای برای نوع مداخله استفاده می‌شود. در حوزه سلامت روان نیز لازم است خدماتی مانند *ارزیابی روانشناختی، جلسه روان‌درمانی فردی، زوج‌درمانی، خانواده‌درمانی، مشاوره تخصصی کودک و نوجوان، مداخلات بحران، آموزش مهارت‌های مقابله‌ای و سایر خدمات تخصصی سلامت روان* دارای کدهای مشخص، چارچوب اجرایی روشن و تعرفه رسمی باشند.
تا زمانی که این خدمات در ساختار رسمی کدگذاری و تعرفه‌گذاری تعریف نشوند، بیمه‌های تکمیلی نیز یا امکان فنی و حقوقی برای پذیرش آن‌ها نخواهند داشت، یا به‌صورت سلیقه‌ای و محدود عمل خواهند کرد.
واقعیت آن است که بیمه‌های تکمیلی معمولاً تابع چارچوب‌های تعریف‌شده در بیمه‌های پایه و سیاست‌های کلان بیمه‌ای هستند. وقتی بیمه پایه هنوز خدمات روانشناسی را به‌طور شفاف، نظام‌مند و قابل پردازش در بسته خدمات خود وارد نکرده باشد، طبیعی است که بیمه تکمیلی نیز در مرحله تأیید و بازپرداخت دچار محدودیت شود.
بنابراین مشکل، فقط به عملکرد بیمه‌های تکمیلی بازنمی‌گردد، بلکه ریشه در یک خلأ ساختاری و سیاستی در سطح بالاتر دارد.
برای اصلاح این وضعیت، چه نهادهایی باید وارد عمل شوند؟
حل این مسئله نیازمند اقدام هماهنگ و رسمی میان چند نهاد کلیدی است. *وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی* از منظر سیاست‌گذاری خدمات سلامت و چارچوب‌های علمی و حرفه‌ای نقش اساسی دارد. *وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی** نیز از آن جهت که سازمان تأمین اجتماعی و بخش مهمی از سازوکارهای حمایتی و بیمه‌ای کشور زیرمجموعه آن قرار دارند، مسئولیتی مستقیم و تعیین‌کننده دارد. در کنار این دو، *شورای عالی بیمه سلامت* یکی از مهم‌ترین مراجع برای بررسی، تصویب و وارد کردن خدمات در بسته بیمه‌ای کشور است.
همچنین *سازمان برنامه و بودجه* و در مواردی *مجلس شورای اسلامی* نیز از حیث تأمین منابع، اصلاح قوانین، ایجاد تکلیف قانونی و حمایت از گسترش پوشش بیمه‌ای نقش اثرگذار دارند.
  نقش سازمان نظام روانشناسی و مشاوره کشور چیست؟
در این میان، *سازمان نظام روانشناسی و مشاوره کشور* به‌عنوان نهاد حرفه‌ای، صنفی و تخصصیِ نماینده جامعه روانشناسان، وظیفه‌ای بسیار مهم و تاریخی بر عهده دارد. اعضای این سازمان به‌درستی انتظار دارند که پیگیری پوشش بیمه‌ای خدمات روانشناسی از سطح گفت‌وگوهای پراکنده فراتر رود و به یک برنامه منسجم، مستمر و نهادمند تبدیل شود. اگر تاکنون خلأهای ساختاری، تعریفی یا اجرایی در مسیر بیمه‌پذیر شدن این خدمات وجود داشته است، انتظار می‌رود سازمان نظام روانشناسی با جدیت بیشتری در مسیر اصلاح آن‌ها گام بردارد.
این سازمان می‌تواند و باید در چند محور اصلی وارد عمل شود:
نخست، *تدوین و ارائه فهرست استاندارد خدمات روانشناسی و مشاوره* بر اساس تقسیم‌بندی حرفه‌ای، نوع مداخله، مدت جلسه، سطح تخصص و جمعیت هدف.
دوم، *پیشنهاد کدهای خدماتی مشخص* برای این خدمات و پیگیری رسمی ثبت و پذیرش آن‌ها در مراجع ذی‌ربط.
سوم، *مذاکره و رایزنی ساختاری* با وزارت بهداشت، وزارت رفاه، شورای عالی بیمه سلامت، سازمان تأمین اجتماعی و بیمه‌های تکمیلی.
چهارم، *تولید مستندات علمی و اقتصادی* درباره این واقعیت که پوشش بیمه‌ای خدمات سلامت روان نه‌تنها هزینه‌زا نیست، بلکه در میان‌مدت و بلندمدت موجب کاهش هزینه‌های درمانی، اجتماعی و حتی اقتصادی کشور می‌شود.
و پنجم، *نمایندگی مؤثر مطالبات اعضا* و تبدیل آن به مطالبه‌ای رسمی، ملی و مستمر در سطوح تصمیم‌گیری.
## مراجع چه می‌خواهد؟
مطالبه جامعه متخصصان و مراجعان، مطالبه‌ای روشن، منطقی و کاملاً اجرایی است:
مراجع باید بتواند با اطمینان خاطر، هزینه ویزیت روانشناس را پرداخت کند و سپس با ارائه مدارک معتبر، بدون سرگردانی و تفسیرهای سلیقه‌ای، هزینه را از بیمه تکمیلی خود دریافت نماید. این سازوکار در بسیاری از حوزه‌های درمانی پذیرفته‌شده و طبیعی است و در حوزه روانشناسی نیز باید به همان رسمیت شناخته شود.
وقتی مراجع بداند که درمان او تحت حمایت بیمه قرار دارد، احساس امنیت بیشتری می‌کند، احتمال تداوم درمان بالا می‌رود و درمان در میانه راه به‌دلیل فشار مالی رها نمی‌شود. در نقطه مقابل، وقتی فرد در اوج اضطراب، افسردگی، فرسودگی یا بحران خانوادگی، علاوه بر بار روانی، درگیر نگرانی از رد شدن مدارک و نپذیرفتن بیمه باشد، نه‌تنها از درمان حمایت نمی‌شود، بلکه در عمل با مانع‌تراشی مضاعف روبه‌رو می‌شود. بیمه باید ابزار حمایت باشد، نه عاملی برای افزایش ناامنی روانی.
چرا این مطالبه امروز از همیشه ضروری‌تر است؟
افزایش هزینه‌های زندگی، کاهش قدرت پرداخت خانوارها، رشد مشکلات روانی و افزایش آسیب‌های اجتماعی نشان می‌دهد که سلامت روان دیگر مسئله‌ای حاشیه‌ای یا لوکس نیست. امروز سلامت روان مستقیم با پایداری خانواده، کارکرد شغلی، کیفیت فرزندپروری، پیشگیری از اعتیاد، کاهش خشونت، کاهش طلاق و ارتقای سرمایه اجتماعی در ارتباط است
بی‌توجهی به خدمات روانشناسی، صرفاً بی‌توجهی به یک صنف نیست؛ بی‌توجهی به یکی از زیرساخت‌های اصلی سلامت و امنیت اجتماعی کشور است.
از همین رو، انتظار می‌رود *مجلس شورای اسلامی، وزارت بهداشت، وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، شورای عالی بیمه سلامت، سازمان تأمین اجتماعی و بیمه‌های تکمیلی* با نگاه ویژه‌تری به این حوزه ورود کنند. اگر در سال‌های گذشته این موضوع به دلایل ساختاری، تعریفی یا اداری به تعویق افتاده است، امروز دیگر فرصتی برای ادامه این تعلل وجود ندارد.
چه باید کرد؟
برای حل این مسئله، چند اقدام فوری و مشخص ضروری است:
1. *تعریف رسمی و استاندارد خدمات روانشناسی و مشاوره* در نظام سلامت کشور
2. *تدوین کدهای مشخص خدمات سلامت روان* برای ارزیابی، روان‌درمانی فردی، زوج‌درمانی، خانواده‌درمانی و سایر خدمات تخصصی
3. *تعیین تعرفه‌های شفاف، واقعی و قابل اجرا* برای خدمات روانشناسی
4. *طرح و تصویب این خدمات در شورای عالی بیمه سلامت* برای ورود به بسته خدمات قابل پوشش
5. *الزام بیمه‌های پایه به پذیرش حداقل خدمات سلامت روان*
6. *فراهم‌سازی سازوکار بازپرداخت توسط بیمه‌های تکمیلی* پس از پرداخت حق ویزیت توسط مراجع
7. *ورود فعال و مستمر سازمان نظام روانشناسی و مشاوره* به‌عنوان پیگیر اصلی حقوق حرفه‌ای اعضا و حقوق درمانی مردم
8. *گزارش‌دهی شفاف به اعضا و افکار عمومی* درباره اقدامات انجام‌شده، موانع موجود و مسیر پیش‌رو
 
انتظار اعضای سازمان چیست؟
اعضای سازمان نظام روانشناسی و مشاوره انتظار دارند که این موضوع به‌عنوان یکی از مهم‌ترین اولویت‌های صنفی و حرفه‌ای دیده شود.
جامعه روانشناسی کشور سال‌هاست در خط مقدم مواجهه با بحران‌های روانی، خانوادگی و اجتماعی فعالیت می‌کند، اما هنوز جایگاه خدمات آن در نظام حمایت بیمه‌ای به‌درستی تثبیت نشده است.
این انتظار کاملاً به‌حق وجود دارد که سازمان نظام، نه‌فقط در سطح بیان خواسته، بلکه در سطح اقدام رسمی، تنظیم مستندات، مذاکره ساختاری، پیشنهاد قانونی و پیگیری مستمر وارد شود.
اگر مشکل از گذشته در حوزه تعریف خدمات، تدوین کدها، نحوه ارائه مستندات، تعامل با نهادهای بیمه‌گر یا نبود وحدت رویه وجود داشته است، اکنون زمان آن رسیده که این نواقص با مسئولیت‌پذیری، برنامه‌ریزی و اراده جدی برطرف شود.
جامعه روانشناسی کشور انتظار دارد سازمان متبوعش با صدایی روشن، مستند و اثرگذار، از جایگاه حرفه‌ای روانشناسان و حق دسترسی مردم به درمان حمایت کند.
جمع‌بندی
سلامت روان، زیربنای سلامت جامعه است و خدمات روانشناسی، خدمتی درمانی، ضروری و پیشگیرانه محسوب می‌شود؛ نه کالایی لوکس و قابل حذف. پوشش بیمه‌ای این خدمات، فقط یک مطالبه صنفی نیست، بلکه یک ضرورت ملی برای حفظ انسجام خانواده، کاهش آسیب‌های اجتماعی و ارتقای سلامت عمومی است.
امروز زمان آن رسیده است که نهادهای مسئول، از سطح وعده و کلی‌گویی عبور کنند و با اقداماتی مشخص، زمینه پوشش واقعی و مؤثر بیمه‌ای برای خدمات روانشناسی را فراهم آورند.
مردم حق دارند بدون اضطراب مالی به درمان دسترسی داشته باشند. روانشناسان حق دارند خدمات تخصصی‌شان در نظام سلامت به رسمیت شناخته شود. و کشور حق دارد از سیاست‌هایی برخوردار باشد که به‌جای انکار بحران، از سلامت روان جامعه به‌طور واقعی حمایت کند.

 

 

Koghve.jpg

آینه جم- سارا ترابی

قیمت‌ها زودتر از آنچه فکر می‌کنیم بالا می‌روند و درآمد ما فقط تماشاگر می‌ماند.

گرانی هم همیشه از تابلوی قیمت یا خبر رسمی نمی‌آید؛ گاهی از دلِ بسته‌بندی خودش را لو می‌دهد.

قفسه فروشگاه در نگاه اول همان قفسه همیشگی است. اما کافیست نوشته‌های ریز کنار بارکد را بخوانید: حجم کمتر شده، وزن پایین آمده، تعداد کاهش پیدا کرده؛ بی‌سروصدا و موذیانه.

بسته چیپس همان فرم آشنا را دارد، اما هوا بیشتر و سهم محصول کمتر است. دستمال کاغذی برگ‌های کمتری دارد، بیسکویت‌ها یکی دو عدد کمتر یا کوچکتر شده‌اند و خیلی از کالاها با ظاهر قبلی، محتوای کمتری به خانه می‌آورند. یعنی گرانی فقط عدد قیمت نیست؛ گاهی مقدار کالایی است که در برابر همان پول می‌گیریم.

شرکت‌ها می‌دانند مصرف‌کننده اول به عدد قیمت نگاه می‌کند، نه وزن و حجمِ چاپ‌شده با فونت ریز. برای همین به‌جای افزایش ناگهانی قیمت، مقدار محصول را کم می‌کنند تا قیمت ظاهراً قابل‌تحمل بماند. ظاهر همان است، اما ارزش واقعی خرید آرام‌آرام آب می‌رود.

این ترفند واکنشی به تورم است. تولیدکننده بین دو گزینه می‌ماند: یا قیمت را مستقیم بالا ببرد و ریسک افت فروش را بپذیرد، یا مقدار را کم کند و قیمت را ثابت نگه دارد. خیلی‌ها راه دوم را انتخاب می‌کنند، چون واکنش بازار ملایم‌تر است؛ اما این «ملایمت» برای مصرف‌کننده واقعی نیست، فقط دیرتر دیده می‌شود.

نتیجه روشن است: شما حتی مباغ بالاتری پرداخته‌اید، اما کالای کمتری گرفته‌اید و باید زودتر دوباره خرید کنید. برای بودجه خانوار، این تفاوتی با گرانی مستقیم ندارد؛ فقط پنهان‌تر است.

در خانه‌ای که درآمد ثابت مانده و هزینه‌ها بالا می‌رود، کوچک‌شدن نامحسوس کالاها یعنی خریدهای بیشتر، فشار روانی بیشتر و افت استاندارد مصرف. خانواده آخر ماه می‌بیند هم یخچال زودتر خالی شده، هم حساب بانکی زودتر به خط قرمز رسیده است.

مصرف‌کننده حق دارد دقیق و شفاف بداند چه می‌خرد. بازار سالم، بازاری است که رقابت در آن بر پایه کیفیت و قیمت واقعی باشد، نه خطای ادراکی مشتری.

گرانیِ امروز گاهی آرام و بی‌حاشیه وارد سبد خرید می‌شود؛ با همان بسته‌بندی آشنا و همان قیمتِ ظاهراً ثابت. اما اثرش کاملاً واقعی است: کالای کمتر، خرید بیشتر، فشار سنگین‌تر.

 

خلیج‌فارس 

جدیدترین مطالب