
آینه جم- مصطفی ارجمند
بی مقدمه بگویم:
فروردین ماه امسال و میانهی جنگ [چندم]، دو یوتیلیتی ساز عسلویه (مبین و دماوند) با موشک دشمن منفجر شدند و چند ده پتروشیمی به خاک سیاه نشست؛ تولید متوقف شد، فروش کاهش یافت و سودآوری به نسبت تورم هم!
چرا؟ چون برق نبود، آب نبود، گاز نبود، بخار نبود، امکان فروش نبود، ریسک حمل بالا بود، پای جان کارکنان در میان بود و …
نتیجهی توقف تولید را هم مردم با پرداخت هزینه های چندبرابری برای محصولات مرتبط با پتروشیمی مثل فوم سقفی و پلاستیک و… به تمامه لمس کردند.
واقعیت این است که بخش بزرگی از صنعت پتروشیمی در عسلویه با خوراک تولیدی دو یوتیلیتی ساز(مبین و دماوند) زنده است که اگر خوراکی نباشد عملا کل تاسیسات با آهن پاره تفاوتی ندارد!

>از روز انفجار مبین و دماوند همهی صنعت در عسلویه، توش و توانش را جمع کرد تا توربینی به مدار برگردد، خط انتقالی احیا شود، آب و بخاری به صنعت برسد و چه کارگران و مهندسانی که در گرمای 60 درجه سوختند و ساختند تا شرایط تولید حداقلی فراهم شود.
حالا بعد از دو جنگ خانمان سوز و تنش طاقت فرسای چندماهه و ده ها سال تحریم و حصر و وسط این فشار روانی شدید و سنگینی این سوال “که اگر به مدار برگشتیم و دوباره موشک آمد چه؟”، یکی از زیر پتو تیتر می زند که:
“با مدیریت فلان مهندس و دکتر، فلان شرکت پتروشیمی کاهش تولید 80 درصدی داشته و چه نشسته اید که مدیرعاملش ضعیف است و توان تولید و فروش پایدار ندارد!”
اینکه بنویسیم تولید در چه وضعیتی است، کار حرفه ای است اما اینکه دلیلش را مدیری بدانیم که روز جنگ از پنجره اتاقش، انفجار شرکتش را، شرکت همسایه اش را، به چشم دیده، اوج ناجوانمردی و بی انصافی است.
واقعا از شرکتی که بیش از یک سال درگیر جنگ و توقف تولید و حصر فروش و استرس مرگ بوده، توقع داریم تخم دو زرده بیاورد!
تا همین جای قصهی هم، با رفتار نپخته و سیاست نسنجیده، کم پَخمه به جای نُخبه ننشانده ایم. بپذیریم اگر مدیری توانسته در این شرایط تلخ و مرگبار، بدون تعطیلی و اخراج کارکنان، شرکت را سرپا نگه دارد، دین خود را به بالادست و پایین دست و ذی نفع ادا کرده؛ رشد تولید و فروش هم بالاخره بازخواهد گشت به کدال!
زخم موشک ها در حال ترمیم است اما زخم زبان ها…
** خلیج فارس
[کد خبر:AJ54413]