
آینه جم- نسترن فرخه
مکانهای توریستی زیادی در جنوب تخلیه شده و املاک آنها برای فروش یا اجاره گذاشته شده است. حتی برخی صاحبان این کسبوکارها دیگر مجوزهای گردشگری خود را تمدید نکردهاند.
ورشکستگی صنعت گردشگری در جنوب ایران با شروع جنگ و شدت تورمها افزایش پیدا کرده و حالا صاحبان بومگردیهای جنوب کشور از تعطیلشدن بخش قابل توجهی از کسبوکارهای مرتبط با گردشگری در این مناطق خبر میدهند. بر اساس بررسیها، حتی بومگردیهای کوچک باعث درآمدزایی برای ۱۰ تا ۳۰ نفر بهصورت مستقیم و غیرمستقیم میشوند.
طبق گفته صاحبان مناطق توریستی، بسیاری از روستاها، ازجمله روستاهای جزیره قشم، در سالهای گذشته فضای توریستی و تفریحی پیدا کرده بودند و درآمد حاصل از گردشگری، منبع امرار معاش بسیاری از خانوادهها بود. در حالی که الان در این روستاها کافهها و رستورانها تعطیل، قایقهای تفریحی بدون مسافر و صیادان بدون مشتری شدهاند.
با این حال، وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی کل و حتی مناطق جنوبی مداخلهای در این زمینه نداشتند.
از طرفی بررسی سایتهای گردشگری و رزرو اقامتگاههای جنوب هم نشان میدهد بیشتر اقامتگاهها خالی هستند و رزرو چندانی در آنها نشده است.
آواره شدهایم
مدیر بومگردی «مانِ همیشه سبز» در بوشهر از شرایط سخت کار در این روزها میگوید که جنگ و تورم شدید امکان حضور توریست را به کمترین تعداد خود رسانده است: «وضعیت واقعا خراب است. ما تقریبا هیچ میهمانی نداریم و عملا آواره شدهایم. اقامتگاه مثل سالهای قبل رونق ندارد و شرایط اصلا قابل مقایسه با هیچ وقت دیگری نیست. هر سال در انتهای تابستان، فصل سفر به جنوب شروع میشد و از حدود دو ماه دیگر رزروها افزایش پیدا میکرد. اقامتگاه ما کامل تعطیل نیست، اما میزان مسافر حتی مثل سال قبل هم نیست. اقتصاد ایران در حال حاضر تقریبا خوابیده و این شرایط روی کسبوکار ما هم تأثیر گذاشته است. بومگردی ما در یک نقطه خاص و توریستی بوشهر قرار دارد و از معدود اقامتگاههای خوب نزدیک ساحل است. با این حال رزرو خاصی نداریم. البته برای پاییز امیدواریم. باید امیدوار بود تا به امید خدا جنگ تمام شود و کسبوکارها دوباره به شرایط عادی برگردند».
«عبدالرحمان تاتا» هم مدیر یک اقامتگاه بومگردی در قشم است که گردشگری آنها به دلیل نزدیکی به جزیره هنگام و جنگل حرا، فضای خاصی را ایجاد کرده، با این حال آنها هم هیچ توریستی ندارند: «اقامتگاه ما شش اتاق دارد و ظرفیت اقامتیمان حدود ۱۲ تا ۱۸ نفر است. با این حال از عید که معمولا پیک کاری ماست، فعالیتی نداشتیم. ولی خودمان را امیدوار نگه میداریم و به خودمان میگوییم شاید یک ماه دیگر همهچیز درست شود و بتوانیم دوباره فعالیت کنیم. از اسفند تا حدود ۲۰ فروردین درگیر جنگ بودیم و هیچ فعالیتی انجام نمیشد. بعد از آن هم شرایط حملونقل، بستهبودن فرودگاهها و نبود پرواز باعث شد کسی نیاید. بعد هم دوباره در قشم یکسری درگیریها و اتفاقات افتاد و هنوز هم ادامه دارد. اگر هم گردشگری باشد، بیشتر کسانی هستند که به سمت بندرعباس یا خود شهر قشم میروند و معمولا سراغ خیلی از جاهای گردشگری و اقامتگاههای بومگردی نمیروند. خلاصه فعلا هیچ کاری از دست ما برنمیآید و فقط امیدواریم همه چیز درست شود».
مدیر این اقامتگاه درباره مقایسه وضعیت امسال با سالهای گذشته میگوید: «در این پنج سال که اقامتگاه دارم، میبینم سال به سال شرایط ضعیفتر میشود. شهریور و مهر پارسال هم نسبت به سالهای قبل ضعیفتر بود، اما امسال دیگر هیچ خبری نیست. پارسال شاید در هفته سه، چهار تماس داشتم. آدمهایی تماس میگرفتند تا برای سفرشان برنامهریزی کنند، قیمت بگیرند، درباره وضعیت آبوهوا بپرسند و شرایط را جویا شوند. همین تماسها برای ما جای امید داشت. خودمان را آماده میکردیم. حتی هزینه میکردیم. تعمیرات انجام میدادیم و اگر دستمان هم خالی بود، اقساطی کارها را انجام میدادیم، به امید اینکه اگر مهر نشد، در آبان و آذر دیگر شرایط درست میشود. واقعا هم همینطور میشد». او ادامه میدهد: «امسال امکان این ریسک را هم نداریم. اقامتگاه هر سال نیاز به بازسازی دارد، اما دیگر جرئت نمیکنیم پولی بگذاریم و ریسک کنیم؛ چون اگر دوباره همان اتفاقات بیفتد، دیگر نمیشود هزینهها را جبران کرد».
در فکر تغییر شغل هستیم
طبق گفتههای این مدیر بومگردی، حالا همه به فکر شغلهای دیگر هستند: «به فکر شغل دوم و سوم هستیم تا حداقل خرج روزمره را دربیاوریم. حتی سیستم گردشگری و مدیریت گردشگری حمایت خاصی نمیکند که ما بگوییم آنها از یک سمت دارند حمایت میکنند و پس قرار است اتفاقات خوبی بیفتد. یکسری وعده و وعید میدهند. الان هم خیلی از افراد که برای کسبوکار اینجا بودند، در همین چند ماه جمع کردند و رفتند. در روستای ما حدود هشت یا 9 اقامتگاه بومگردی وجود دارد که به همین سبک فعالیت میکنند. مثلا چند کافه خوب داریم که همه تعطیل است. زندگی همه اهالی به گردشگری منطقه وصل بود. به شکل مستقیم و غیرمستقیم همه از این راه کسب درآمد داشتیم. مثلا خودم یک اقامتگاه با چهار پرسنل دارم که آنجا فعالیت میکنند. از طرفی حداقل چهار راننده با ماشینهایشان برای من فعالیت میکنند. اینها کسانی هستند که کاملا مستقیم درگیر این قضیهاند.
در مجموع، حداقل ۱۰ نفر بهصورت مستقیم برای ما شاغل بودند که الان همه بیکارند یا به سمت کار دیگری رفتهاند؛ کاری در حد اینکه بتوانند خرج روزمرهشان را دربیاورند. از طرفی کل خانواده من، خانواده برادرم و خانواده خواهرم همگی درگیر این شغل هستند. وقتی چنین اتفاقی میافتد، من مستقیم میبینم که سفره خانوادهها دارد خالی میشود. اگر بخواهیم اشتغال غیرمستقیم را هم حساب کنیم، تعداد خیلی بیشتر میشود. من با یک اقامتگاه حداقل میتوانم بگویم ۱۰ نفر بهصورت مستقیم و خیلی راحت ۲۰ نفر بهصورت غیرمستقیم بیکار یا کمکار میشوند. حالا همه اینها را در یک روستای حدود هزارو ۵۰۰ نفری در نظر بگیرید. تقریبا میتوان گفت حدود ۳۰۰ نفر بهصورت مستقیم و غیرمستقیم از همین سیستم گردشگری و اقامتگاهها امرار معاش میکردند. حالا این افراد بیکار میشوند؛ رستوراندار، کافهدار و همه کسانی که در این زنجیره درگیر بودند، همگی تحت تأثیر قرار میگیرند و میدانم روستاهای دیگر هم همین شرایط را دارند». او به صحبتهایش ادامه میدهد و از همین وضعیت در روستای طبل میگوید: «اگر روستای طبل را در نظر بگیرید، حداقل ۵۰ درصد مغازهها وابسته به گردشگر هستند. آدمها سرمایهگذاری و برنامهریزی کردهاند که وقتی گردشگر میآید، درآمد داشته باشند.
الان که میرویم، یا مغازهها تعطیل هستند یا طرف مغازه را باز کرده و نشسته است. فرقی نمیکند در خانه بنشیند یا در مغازه؛ در هر صورت درآمدی ندارد. واقعا شرایط خیلی بد است. خدا کند در این یک ماه اتفاق خوبی بیفتد. اگر در مهر و آبان ببینیم تلفن زنگ میخورد و آدمها درباره آبوهوا و شرایط سؤال میکنند، یعنی در حال برنامهریزی برای سفر هستند که نشان بهترشدن شرایط است. حتی خیلی از بچههایی که من میشناسم، مجوزهایشان تمام شده و برای تمدید دیگر اقدامی نکردهاند. طرف دیگر امیدش را از دست داده است. میگوید من برای چه چیزی مجوزم را تمدید کنم؟ وقتی امیدی به ادامه کار ندارم، چرا باید بروم مجوزم را تمدید کنم؟ این خودش نشان میدهد که شرایط چقدر روی فعالان گردشگری اثر گذاشته است».
[کد خبر:AJ54438]