dregre.jpg

آينه جم،چهار قطره اشک برای دشت تشنه/ دكتر علي رسولي

در تنگ گِلی رو

آنجا که ذهن کوه

هیچگاه از درنگه ی خوش خیزاب ها

خالی نبوده است،

اکنون لب های خشکیده رودخانه ی "ریز"

واپسین کلماتش را

در گوش باد شمال

به ناله میخواند:

به بوستان های سیراب بالادست بگو

جنگل تشنه ی گلی بردکان را هم

در یاد داشته باشند

جنگل سوخته

که در عزای آب ها و ماهی ها

و سرخوشی بچه های تابستان های دور

جامه ای کبود  به تن داری،

من از همان ها هستم

باز آمده ام

تا کودکی ام را

در این بستر خشکیده

به خاک بسپارم

اینجا بطِ غریب

بر خاک تفتیده

نوک میزند

و بیدهای گرد گرفته

حوصله تکاندن برگ هایشان را ندارند.

و آن سوتر کسی

جعبه هایی را که بار کامیون می شود می شمارد

پیره نخل های باغ "تشان"

بی اعتنا به کوچه هایی که تازه آسفالت شده اند

در کوشش به یاد آوردن صدای کاریزند،

قنات کهنسال

خواب مقنی ها  را می بیند،

و مقنی پیر خواب غُناهشت آب را در

چشمه های کوه "سُرخان"

اما «سُرخان» نیز

مدت هاست که آب خوردن گله ها را ندیده است

شعر : منتشر شده در هفته نامه نسیم جنوب -26 مهر ماه 94 شماره 791

[کد خبر:AJ9347]
پايگاه خبري تحليلي آينه ي جم


دیدگاه‌ها   

0 # طالب مؤذنی 1394-08-07 21:15
بسیار زیبا بود. درود بر دکتر رسولی عزیز
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # فقیهیان 1394-12-10 11:23
سلام.چه با احساس وزیبا.آرزوی سلامتی واستون دارم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

جدیدترین مطالب