
آینه جم: محسن امینی
دنیا بار دیگر به تماشای نمایشی نشسته است که کارگردانش مدعی «هنر معامله» است، اما خروجی آن چیزی جز «آشوب سازمانیافته» نیست. دونالد ترامپ در حالی از تریبونهای واشینگتن شعار صلح جهانی و پایان جنگهای ابدی را سر میدهد که همزمان ماشه تنش را در خاورمیانه سفتتر میکند. اما این بار بازی متفاوت است، چرا که این تناقضاتِ رفتاری که میتوان آن را «پارادوکس نارنجی» نامید، مستقیماً نبض انرژی و امنیت جهان یعنی «تنگه هرمز» را هدف گرفته است.
بزرگترین مغالطه سیاسی در تحولات اخیر، ادعای واشینگتن مبنی بر تلاش برای ثبات بازار و امنیت بینالملل است. نگاهی به واقعیتهای میدانی، پرده از یک تضاد آشکار برمیدارد. ترامپ از یک سو در جریان مذاکرات پاکستان، سیگنالهای دیپلماتیک ارسال میکند و از سوی دیگر با چراغ سبز نشان دادن به گسترش درگیریها در جبهههایی همچون لبنان، عملاً سوختِ موتور ناامنی را تأمین میکند.
این تناقضات، بیش از هر کجا، خود را در بازار جهانی انرژی و امنیت آبراههای استراتژیک نشان داده است. طبق فکتهای موجود، تهدیدات کلامی و رفتارهای بیثبات آمریکا باعث شده نرخ بیمه کشتیهای نفتکش در منطقه به بالاترین حد خود در سالهای اخیر برسد. سؤالی که باید از معماران سیاست خارجی آمریکا پرسید این است: چگونه میتوان مدعی صلح بود، اما با دستکاری امنیت در تنگه هرمز، قیمت انرژی را به سلاحی علیه معیشت جهانی تبدیل کرد؟
واقعیت این است که «تنگه هرمز» نه یک صفحه در فضای مجازی است و نه موضوعی که بتوان با منطقِ کازینویی و توافقهای زیرمیزی آن را مدیریت کرد. هرمز، صخرهی سخت واقعیت است که تمام پارادوکسهای سیاسی ترامپ در برابر عظمت و اقتدار بومی آن به بنبست خورده است. برای ما که در قلب صنعت استراتژیک منطقه ایستادهایم، روشن است که امنیت این شاهراه، نه از مسیر «معاملات متناقض»، بلکه تنها از مجرای ثبات منطقهای و احترام به قدرتهای بومی میگذرد.
آقای ترامپ باید بداند که دنیا دیگر نمیتواند هزینهی گزافِ تضاد میان «گفتار صلحطلبانه» و «کردار جنگطلبانه» او را از سر سفرههای خود بپردازد. صلح با بنزین خاموش نمیشود؛ زمان آن رسیده است که واشینگتن میان «دیپلماسی واقعی» یا «مسئولیت هرجمرج جهانی»، یکی را انتخاب کند. تنگه هرمز، جایی برای قمار با پارادوکسهای نارنجی نیست.
[کد خبر:AJ53247]