7746_944.jpg

آینه جم،حیدر مجدنیا:اگر تمامی آنچه را که در زمره نامریی ها گنجانده میشود ،اعم از اقدامات نرم  روانی و رسانه ای که اهداف مورد نظر را بدون استعمال زور و درگیری قابل حصول و دستیابی آسانتر نماید میتوان نوعی تعریف از جنگ نرم را در این مقال فرض نمود.اصطلاح جنگ نرم را بمعنای متردافش در زمینه های سیاسی و نظامی  تحت عناوین براندازی ، انقلاب مخملی ، تهدید آرام و یا تهدید نرم و انقلاب رنگین و در محدوده نظامی عملیات  یا جنگ روانی و تبلیغاتی میتوان  مورد بررسی قرار داد.لازم بذکر است که وجه مشترک در تمام عبارات و واژه ها در حقیقت کلام "تحمیل اراده گروهی بر گروه دیگر با بهره گیری از اقدامات و راه های غیر نظامی و جنگ سخت است".

یکی از اثرگزار ترین و مناسب ترین از لحاظ هزینه ای و مالی نوع جنگ و عملیات  بر علیه آسایش و امنیت ملی یک کشور می باشد که در واقع خطرناک ترین اقدام انسانی محسوب میگردد. بر همین مبنا در ابتدای کار با مهار بیداری فکری و فرهنگی جامعه و کشور مورد نظر وارد عمل میشوند و سپس با تغییر مسیر و ضعیف نمودن  باور ،فرهنگ و اعتقادات مردمان آن جامعه در جهت  تاثیرپذیر افکار عمومی و ایجاد رعب و و حشت و سپس بی تفاوت نمودن نسل جوان به مسائل مهم کشور و زندگی روزمره شان بطور جدی در تلاشند. گواه این ادعا که خطر بسیار بزرگی است برای جامعه را میتوان در کلام الهی رهبر فرزانه بخوبی درک نمود.

همانگونه که رهبرمعظم انقلاب اسلامی،در دیدار با کارکنان سازمان صدا و سیما ، تغییر باور به گذشته را از اهداف مورد نظر در جنگ نرم برشمردند و تأکید کردند: مردم ما نسبت به رژیم فاسد و مستبد گذشته باورهایی دارند که در جنگ نرم تلاش بر این است تا این گذشته زشت و پلید و سیاه به گذشته‌ای درخشان و زیبا تغییر یابد.آنها می‌خواهند با تغییر باور به گذشته، نتیجه بگیرند که لزومی به وقوع انقلاب اسلامی برای از بین بردن آن گذشته، وجود نداشته است.

ایشان تغییر باور به آینده و حال را از دیگر اهداف جنگ نرم دانستند و خاطرنشان کردند: آنها می‌خواهند به جوان امروزی القاء کنند که وضع کنونی کشور مایه‌ی شرمندگی است و رسیدن به پیشرفت در آینده نیز غیرممکن است تا نشاط و تحرک و علم‌آموزی و امید به آینده را از نسل جوان بگیرند.

رهبر انقلاب اسلامی ایجاد باورهای غیرواقعی در جوانان نسبت به جهان به‌ویژه آمریکا و اروپا و ترسیم  کشورهایی پیشرفته، راحت، امن و بدون مشکل از آنها را یکی دیگر از اهداف جنگ نرم برشمردند و در جمع‌بندی این بخش از سخنان خود گفتند: هدف اصلی و نهایی جنگ نرم طراحی‌شده، انحلال درونی و استحاله‌ی داخلی جمهوری اسلامی از طریق تغییر باورها و سست کردن ایمان مردم و به‌ویژه جوانان است.

در این لازم است به استناد اشاره های تیز بینانه و حکیمانه ولی امر مسلمین ، نگاهی هم به نظریه فوکویاما فیلسوف آمریکایی، متخصص اقتصاد سیاسی، رئیس گروه توسعه اقتصادیبین‌المللی دانشگاه جانز هاپکینز و نویسنده کتاب «پایان تاریخ و آخرین انسان» می‌باشد که به خاطر نظریه‌پردازی «پایان تاریخ» مشهور است او داراي سابقه کار در اداره امنيت امريکا و نيز تحليلگر نظامي در شرکت (رند) از شرکتهاي وابسته به پنتاگون مي باشد، داشته باشیم.

در سال 1986 يعني در اوج پيروزي هاي رزمندگان اسلام در جبهه مقاومت عليه استکبار جهاني ، فرانسيس فوکوياما در کنفرانسي در اورشليم تحت عنوان " بازنشناسي هويت شيعه " که توسطصهيونيستها برگزار شد ، گفت  شيعه پرنده ايست که افق پروازشخيلي بالاتر از تيرهاي ماست ، پرنده اي که دو بال دارد ، يک بال سبز و يک بال سرخ ، بال سبز اين پرنده همان مهدويت و عدالتخواهي اوست ، چون شيعه در انتظار عدالت به سر ميبرد، اميدوار است و انسان اميدوار هم شکست ناپذير است .

او همچنين گفت : نمي توانيد انساني را تسخير کنيد که مدعي است کسي خواهد آمد که در اوج ظلم و جور ، دنيا را پر از عدل و داد خواهد کرد . شيعه با اين دو بال ، افق پروازش خيلي بالاست و تيرهاي زهر آگين سياسي ، اقتصادي ، اجتماعي ، فرهنگي ، اخلاقي و .... به آن نمي رسد.

از نظر فوکوياما شيعه بعد سوم هم دارد که بسيار مهم است . اين پرنده ،  زرهي به نام ولايت پذيري بر تن دارد . در بين کليه مذاهباسلامي ، شيعه تنها مذهبي است که نگاهش به ولايت فقهي است . يعني فقيه مي تواند ولايت داشته باشد . وی معتقد است تا ولایت فقیه را نزنید نمی توانید به ساحت مقدس مهدی موعود (عج) تجاوز کنید.

لذا اگر مشاهده می کنید که امروز بعضی از سیاستمداران در جمهوری اسلامی مطرح می کنند که ولی فقیه انتخابی است نه انتصابی ، و می گویند که ولی فقیه باید به صورت شورایی اداره شود یا با رأی مردم و به رأی مستقیم مردم قرار بگیرد ، ناشی از این است که باید ولایت فقیه زده شود.

او نظریه ای ارائه می دهد به نام میکروپولتیک و میکروفیزیک. میکروپولتیک یعنی میل و انگیزه ؛ میکروفیزیک یعنی قدرت.

او می گوید برای پیروزی بر مردم یک کشور ، باید انگیزه مردم راتغییر داد. اگر انگیزه مردم ، که به عنوان یک « فرهنگ » شکل گرفته است ، تغییر کند و به رفاه طلبی و تجمل گرایی و اشرافی گری تبدیل شود ، شما پیروز خواهید شد. و گرنه مانند این است که آب در هاون می کوبید. این انگیزه ها هم تغییر نمی کنند مگر اینکه ارکان یک قدرت برای تغییر دادن آن وارد صحنه شوند.

آنان براساس طرح ها و برنامه ریزی هی از پیش تعیین شده وارد جنگ نرم شده اند و از سال های 1370 تا 1386 به فاصله هردو سال یک طرح را اجرا و در نهایت اعتقاد دارند که با برنامه ریزی دقیق شیعه را جمع کنند.

فوکویاما در تبیین چگونگی تغییر انگیزه ها و اندیشه ها می گوید شما بیایید برای غرب یک امام زمان ، یک کربلا و یک ولی فقیه درست کنید. البته لازمه این کار این است که ما یک مکتب جدیدی بسازیم. او یک مکتب جدیدی به نام آوانجلیس عرضه کرد. در آوانجلیس عیسی ناصری خواهد آمد.

او هر چه درباره طول و عرض و ارتفاع امام زمان ما بیان شده است به عیسی ناصری نسبت داده است. او گفته است زمانی که دنیا پر از ظلم و جور می شود ، عیسی ناصری می آید تا دنیا را پر از عدل و داد کند.

بعد فوکویاما شبکه ای درست می کند به نام TBN که کارش تحلیل وقایعی است که در جامعه رخ می دهد. وقتی سونامی اتفاق افتاد ، پروفسور « هالدینگ زی » ( شاگرد فوکویاما ) بیش از بیست ساعت تفسیر کرد که این یکی از علائم ظهور امام زمان عیسی ناصری است! هر حادثه ای که رخ بدهد میگوید این هم یکی از نشانه های ظهور است!، اینها گفتند ما امام زمان را درست کردیم. حالا باید این امام زمان را در فیلم ها نشان بدهیم ، کربلا را در فیلم ها نشان بدهیم.برابر دستور فوکویاما ، فیلم سازی دقیقاً بر اساس مدل جنگ تحمیلی ما شروع شد.
فیلمی ساختند به نام « دسته برادران ».لفظ « برادر » مال کیست؟ جمله « خسته نباشید » و « برادر » را از کجا گرفته بودند؟فیلم دسته برادران ، دقیقاً بر اساس مدل « روایت فتح » شهید آوینی ساخته شده است. یعنی با همان اسلوب ، متن و شکل های احساسی و عاطفی که شهید آوینی روایت فتح را درست کرد.

در فیلم « نجات سرباز راین» ، از مادر سه شهید تجلیل صورت می گیرد.

در فیلم جنگ پرل هاربر ، تئوری « جنگ ، تا رفع فتنه در عالم » را لحاظ کرده اند.

در فیلم « زمانی که سرباز بودیم » کربلا را بازسازی می کنند که این فیلم بر اساس عملیات کربلای پنج ساخته شده است.

در فیلم « سقوط شاهین سیاه »، به درستی صحنه کربلا را به تصویر می کشند.

امام حسین و یارانش در یک طرف و شمر با آن لباس مخصوصش در طرف دیگر است.

در این فیلم ، سربازان آمریکایی با لباس سبز رنگ نقش یاران امام حسین را در صحنه کربلا بازی می کنند و سربازان مقابل آنها ، با لباس قرمز رنگ نقش دشمنان آمریکایی ها را بازی می کنند.

وقتی یکی از سربازان آمریکایی مجروح می شود و بر زمین می افتد ، خون سبز از او خارج می شود. چرا؟ چون رنگ سبز در فرهنگ شیعه مقدس است...

در فیلم « جن گیر » ، یک دانشمند مسیحی که روحانی است ، بهکربلا می آید و در کربلا تحقیق می کند تا اینکه به جنازه شهیدی می رسد و می بیند که این جنازه شهید که تازه است ، مومیایی شده است.

این جنازه مومیایی شده به گونه ای به مخاطب القاء می شود که شما می توانید آرمی شبیه آرم جمهوری اسلامی را در آن ببینید.

غروب در آیین مسیحیت ، هنگامه شیطانی است. در حالی که غروب در آموزه های شیعه ، وقت الهی است. در فیلم بیگانه غروب را به تصویر می کشد که در اینجا یک تا چهار دقیقه ایران را به عنوان نماد شیطان نشان می دهند.

در فیلم « دروغهای حقیقی » ، ایران را نشان می دهند. و بعد ایرانی ها را در حالی که بمب اتم ساخته اند و این بمب را برای یک گروه تروریستی عرب زبان ساکن در آمریکا فرستاده اند که این گروه قرار است شهر جورچ واشنگتن را نابود کند، نشان می دهد.

در فیلم « نفوذی » ، یک گروه تروریستی شیعه را نشان می دهد که با یک عرب زبان دیدار می کند ، وقتی این گروه تروریستی دسنگیر می شوند ، در دستهای این گروه ، تسبیح را مشاهده می کنید و بعد هم صدای اذان همراه با « اشهد ان علیاً ولی الله » را پخش می کنند.

در فیلم « نبرد آخر الزمان » ، یک هنرپیشه ای را به کار گرفتند که چهره اش به جرج بوش شبیه است. جرج بوش در این فیلم به مبارزه با شیطان می پردازد ، به گونه ای که قصد دارد دنیا را از عدل و داد پر کند. یعنی القاء می کنند که رئیس جمهور آمریکا مقدمه ظهور امام زمان ( عیسی ناصری ) است.

توجه کنید که جورج بوش در آن سخنرانی معروف ، نگفت که ایران « محور شرارت » است. مترجم اشتباه ترجمه کرده است. جورج بوش گفته است: ایران محور « شیطان » است ، مظهر شیطان است و ما داریم با شیطان مبارزه می کنیم… .

سوک

[کد خبر:AJ9374]
پايگاه خبري تحليلي آينه ي جم


نوشتن دیدگاه

جدیدترین مطالب