hhh682.jpg

 

آینه جم- حامد پاک طینت

تعجب نکنید از اینکه شاید شما هم تاکنون نام «آک کویو» را نشنیده اید.

«آک کویو» نام نیروگاه هسته ای در ساحل مدیترانه در استان مرسین ترکیه است که قرار است به زودی افتتاح شود. اولین پروژه مهم هسته ای ترکیه که بی سر و صدا و بدون جنجال خبری و سیاسی با ابعاد پنج برابر نیروگاه هسته ای بوشهر (شامل ۴ رآکتور به ظرفیت ۴۸۰۰ مگاوات) از اواخر امسال تولید برق را در ترکیه کلید می زند. ضمن اینکه قرار است در بازه دو ساله، ۱۰% و در سپس ۲۰% از برق ترکیه را تامین کند.

 

با این پروژه، ترکیه از از واردات سالانه ۷ میلیارد مترمکعب گاز معادل ۲.۵ میلیارد دلار بی نیاز می شود اما هیچ یک از اینها مقصود نوشتن این متن نیست!

آنچه تمرکز این متن است، بررسی بینش اردوغان و نحوه سیاستگذاری کشور ترکیه برای انجام پروژه هسته ای است.

ترکیه برای انجام این کار حتی یک دلار هم از جیب مبارک پرداخت نکرده است. اتفاقا، مجری این پروژه همان شرکت روس اتم، مجری پروژه نیروگاه اتمی بوشهر است.

قرارداد ترکیه و روس اتم بر اساس BOO طراحی و توافق شده، به این معنی که ترکیه بدون سرمایه گذاری در ساخت و احداث نیروگاه صرفا متعهد به خرید برق با نرخ توافقی به مدت ۱۵ سال است. بنابراین تمام سرمایه گذاری بر دوش شرکت روس اتم است.

طبیعی است که این شرکت برای سودآوری و بهره وری بیشتر، هرآنچه از دستش بر می آید از استقرار آخرین تکنولوژی و به صرفه بودن تجهیزات تا مسلط ترین پرسنل و سریع ترین زمان ممکن برای اتمام پروژه تا بهره ورترین حالت ممکن در تولید برق و حتی تا تضمین امنیت و بی حاشیه شدن موضوع در ترکیه بکار گیرد.

توجه کنید که ترکیه با این روش، فقط در یک فقره موفق به جذب سرمایه گذاری خارجی ۲۰ میلیارد دلاری شده، جهت اطلاع کل سرمایه گذاری خارجی در ایران در سال گذشته به 2 میلیارد دلار هم نرسیده است.

تصور کنید امروز ۱۴ اردیبهشت سال ۱۳۷۴ است (یعنی ۳۰ سال پیش) و ما در حال سیاستگذاری پروژه هسته ای در کشور هستیم و مشاورین هوشمند ما چنین مدلی را به تصمیم گیران مملکت پیشنهاد داده اند، ببینیم دستاورد آن امروز در سال ۱۴۰۴ پس از ۳۰ سال چه بود:

ایران از پرداخت ۱۱ میلیارد دلار از بودجه کشور به شرکت روس اتم حتی بدون استفاده از وام، و میلیاردها دلار زیان حاصل از حواشی این پروژه قسر در رفته بود. یک پروژه ۳۰ ساله معلق توسط روسها در بوشهر، در بازه زمانی بسیار کوتاه تر و بی نقص تبدیل شده بود. ریسک تحریم به حداقل رسیده بود و یک ریال بابت هزینه نگهداری و تعمیرات نیروگاه پرداخت نکرده بودیم.

با مدل ترکیه درباره اولین نیروگاه اتمی اش، ما بدون فرض هیچ توسعه ای، ۴ برابر نیروگاه بوشهر در شبکه برق داشتیم و می توانستیم امروز حداقل ۱۰% از برق کشور (معادل ۶ کلان شهر ایران) را برق بدهیم….

قصه اما اینجا تمام نمی شود!

از بابت صرفه جویی گازی که برای تولید برق در نیروگاههای ما مصرف می شود، ابرچالشی تحت عنوان ناترازی گاز خصوصا در زمستان کشور نداشتیم. بله با این روش ما ۱۳ میلیارد مترمکعب در سال در مصرف گاز صرفه جویی می کردیم. این یعنی ۷۰% موضوع ناترازی گاز حل شده بود.

می توانستیم با همان گاز به تولید ثروت در صنعت پتروشیمی یا صادرات آن با سالی بیش از ۱۳ میلیارد دلار برسیم.

می توانستیم این همه گلایه بی مورد مسئولین مبنی بر صرفه جویی برق و گاز را هر روز نشنویم.

می توانستیم بدون دغدغه در کارخانجات مان به تولید بپردازیم و از عوارض و تبعات احتمالی بر سلامت پیشگیری شود…

خلاصه اینکه قصه «آک کویو» و بوشهر، از قصه هایی اند که می تواند تلنگری درباره هزینه های تصمیم گیری های ما باشد./خلیج فارس

000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000download.jpg

آینه جم/ ابراهیم  قیصری- شهرستان جم تنها شهرستان استان است که بیشتر آب شرب آن از چاه ها تامین می شود (روزانه فقط ۱۰ هزار مترمکعب آب خلیج‌فارس به این شهرستان مي رسد).
به دليل ناترازی انرژی روزانه برق شهرستان قطع می شود و این قطعی ها به موتورهای چاه های آب جم نيز مي رسد.
در صورتیکه قطعي برق سبب سوختن یا خسارت به تجهیزات چاه ها شود آیا در فرصت یک یا دو روز امکان تعمیر یا تعویض وجود دارد؟ آیا صاحبان چاه‌ها و یا اداره آب امکان خرید زودهنگام تجهیزات دارند؟
هم اکنون که شهرستان در اردبیهشت ماه است هر روز گلایه هاي بی آبی مردم‌ در شبکه‌های اجتماعی شنيده مي شود هفته های آینده با افزایش مصرف و قطعي هاي بیشتر و احتمالا سوختن تجهیزات چاه ها آیا فاجعه انسانی در جم  رقم مي خورد؟‌.
سال‌های قبل دلسوزان و فعالان اجتماعی بارها تاکید کرد و در رسانه ها  نوشتند آب‌شیرین‌کن های سیراف جم و خط انتقال با ظرفیت بالای ۳۰ هزار مترمکعب ایجاد شود اما اینقدر تعلل و وقت تلفی شد تا امروز صداي العطش مردم‌ جم بیش از هر وقت ديگر شنيده شود .
تقاضا می شود فرمانداران قبلی جم، مدیران سابق آب جم و مدیران سابق آبفای استان به دليل ترک فعل و عدم‌ آینده نگري آب شرب جم علیرغم همه هشدارها و پیش بینی ها دادگاهی شوند تا درس عبرتی برای مدیران فعلی و آینده شوند.
 برخورد با تخلف‌ها و کم کاریهای مدیران ،  اوج اقتدار نظام و دستگاه قضا خواهد بود تا هر کسی دنبال پست و صندلی ریاست نباشد.
 
 
 
 
 
 
 
 

X0171811563.jpg

 

 

آینه جم-محسن قیصی‌زاده

با برگزار شدن فستیوال «کوچه»، اقلیت مخالف این برنامه‌ی مردمی، به هر چیز بی‌ربط و باربط چنگ زدند، ابر و باد و مه و خورشید و فلک را به هم برآوردند و زمین و زمان و آسمان و ریسمان را به هم دوختند، بلکه بتوانند از برگزاری این فستیوال فرهنگی جلوگیری کنند، که البته گامی پیش نبردند و کامی بر نگرفتند.

از جمله مواردی که بارها دستاویز مخالفان قرار گرفت و گاه و بی‌گاه در نوشته‌ها و از تریبون‌های مختلف سعی کردند آن را چماق کرده و بر سر دست‌اندرکاران فستیوال فرود آورند، این نکته بود که به جای برگزاری فستیوال «کوچه»، به فکر حل مشکل آب و برق بوشهر باشید!

https://

اگر از این نکته بگذریم که برگزار کنندگان یک برنامه‌ی مشخص فرهنگی را با حل مشکل آب و برق و… چه کار، و یا بی‌خیال پاسخ به این پرسش شویم که خودِ این مدعیان صاحب جایگاه و تریبون، تاکنون چه اقدام مؤثر و مفیدی در رفع چنین مشکلاتی داشته‌اند، اما همین که یک فستیوال چندروزه، موجب شد دغدغه‌ی حل مشکلات مردم پس از چند ده سال، به خاطر شریف این عزیزان خطور کند، خود اتفاق فرخنده‌ای‌ست که به واسطه‌ی پیش آمدن بحث «کوچه» رقم خورد.

و اما به باور این قلم، اتفاقاً به جرأت می‌توان ادعا کرد که پیشرفت این بوم و بر و توسعه‌ی زیرساخت‌ها، از کوچه‌ی برگزاری فستیوال‌هایی همچون «کوچه» می‌گذرد.

برای حل مشکلات یک منطقه، شهر و استان، شرطِ اول‌قدم آن است که غبار فراموشی و بی‌توجهی را از تن آن اقلیم برگیریم، توجه همگانی را به آن معطوف کرده و به اصطلاح از نام آن شهر، استان یا کشور برندسازی کنیم. https://

بدیهی‌ست که در سایه‌ی گمنامی و مهجور ماندن، هیچ اتفاق مثبت و سازنده‌ای رخ نخواهد داد. به واسطه‌ی برگزاری فستیوال‌هایی همچون «کوچه» و حضور گسترده‌ی گردشگران و به دنبال آن سرمایه‌گذاران است که از جانب مردم و کسانی که به دیار خود عشق می‌ورزند، پرسشگری و مطالبه‌ی عمومی در راستای بهبود وضعیت شهر و آبروداری در برابر سیل میهمانان افزایش می‌یابد.

ضمن این‌که برگزاری برنامه‌هایی از این گونه که آوازه‌شان مرزهای شهر و استان و کشور را در می‌نوردد، با آگاهی‌بخشی عمومی نسبت به پتانسیل‌های نهفته و منحصر به‌فرد این دیار، سقف آمال و رؤیاهای مردم را بلندتر کرده، تا با اعتماد به‌نفس و عزّت نفس دوچندان، مطالبات و خواسته‌های خویش را پی گیرند و در پی زدودن پسوند منحوس محرومیت از استان خود باشند.

با درک این مهم است که کشورهایی از جمله عربستان، امارات، ترکیه و… که سودای شتاب‌گیری توسعه و پیشرفت بیش از پیش را در سر می‌پرورانند، هم راستا با کارهای عمرانی و زیرساختی، از فرهنگ و هنر و برگزاری جشنواره‌های موسیقی و فیلم و حتی فوتبال و… بهره می‌برند و با صرف هزینه‌های هنگفت و گاه شگفت‌انگیز، مطرح‌ترین گروه‌های موسیقی، فیلمسازان و دیگر هنرمندان جهانی و همچنین برترین فوتبالیست‌های فعلی دنیا را به سرزمین خود فرا می‌خوانند تا بدین‌واسطه نگاه‌ها خیره‌ی سرزمین‌شان شود.

به عبارتی هر آن‌که و هر آن‌چه بتواند نام کشورشان را به تیتر رسانه‌های جهان و واژه‌ی جملات گفت‌وگوی مردمانی فراتر از مرزهایشان بدل کند، بلادرنگ در حوزه‌ی برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری ایشان قرار می‌گیرد.

از طرفی، یکی از ستون‌های اصلی پیشرفت و بالندگی هر مملکت در حوزه‌های مختلف، اولویت دادن به مسائل فرهنگی‌ست. آن‌گاه که جنون جنگ جهانی دوم، جز دود و خاکستر از اروپا بر جای ننهاده بود، پس از جنگ، کشورهای اروپایی در روند بازسازی، همزمان با ایجاد زیرساخت‌ها و امور عمرانی و صنعتی، بازسازی فرهنگی را به صورت جدی در دستور کار خود قرار دادند.

به عنوان نمونه کشور اتریش در بخش فرهنگ و هنر سرمایه‌گذاری سنگینی داشت و حتی بخش عمده‌ای از کمک‌های خارجی را به این مهم اختصاص داد، به طوری که بازسازی مراکز فرهنگی همچون سالن‌های اپرا، تئاتر، کنسرت و… را همزمان و یا حتی زودتر از پروژه‌های زیربنایی دیگر مثل ساختمان‌های دولتی و کارخانه‌ها آغاز کرد.

اتریشی‌ها در شرایط فقر شدید اقتصادی، پروژه‌های بازسازی سالن‌های اپرا، تئاتر، موسیقی، کتابخانه‌ها و دانشگاه‌ها را در اولویت قرار دادند. تونی جات در کتاب «پس از جنگ» تأکید می‌کند که بازسازی فرهنگی فقط یک مسأله‌ی نمادین نبود، بلکه وسیله‌ای برای بازسازی اعتبار بین‌المللی اتریش به عنوان یک کشور متمدن و بی‌گناه پس از دوران نازیسم بود. این روند به ترمیم حس افتخار ملی، ایجاد اعتماد اجتماعی و جذب دوباره توریست‌ها و سرمایه‌گذاری‌های خارجی کمک کرد.

توسعه و پیشرفت متوازن، بدون در نظر گرفتن و ارجح دانستن مسائل فرهنگی امکان‌پذیر نیست. با توجه به آن‌چه از نظر گذشت، اینک که بخش خصوصی پیش‌قدم شده و با صرف زمان و اعصاب و سرمایه، بدین‌منظور به یاری دولت و مملکت آمده، باید با تمام توان از این اقدام متولیان «کوچه» استقبال و حمایت کرد. حال اگر گام نهادن در مسیر پیشرفت و تسریع توسعه و حل مشکل آب و برق می‌خواهید، فستیوال‌هایی مثل «کوچه» را تکثیر کنید.
منبع:عصرایران

h490170.jpg

 

 

آینه جم- هادی دوراهکی

در حالی که بندر دیر به‌عنوان قلب تپنده صیادی استان بوشهر شناخته می‌شود، صیدهای غیرمجاز و بی‌رحمانه با روش‌هایی همچون دفره، پرساین و ترال، زنگ خطر نابودی ذخایر آبزیان در آب‌های خلیج فارس را به صدا درآورده است.

 

۸۵۰ قایق بی‌هویت در برابر ۲۸۰ قایق قانونی

به گفته جمالی، رئیس اداره شیلات شهرستان دیر، هم‌اکنون ۲۸۰ قایق دارای مجوز رسمی صید در این شهرستان فعالیت می‌کنند، در حالی که حدود ۸۵۰ قایق بدون هویت و فاقد پروانه صید نیز در همین آب‌ها حضور دارند، یعنی نزدیک به سه برابر قایق‌های قانونی، قایق‌های متخلف مشغول غارت منابع دریایی هستند؛ آن‌هم بدون نظارت، بدون محدودیت، و بدون هیچ‌گونه پاسخگویی.

وی در گفت‌وگو با خبرنگار مهر با گلایه از ضعف شدید در حوزه نظارت و برخورد، افزود: قایق‌هایی که با عنوان تفریحی مجوز گرفته‌اند، تنها اجازه دارند در شعاع ۲ مایلی و با ۲۰ قلاب صید کنند ولی متأسفانه بسیاری از آن‌ها از تور و ادوات ممنوعه استفاده می‌کنند و عملاً به تهدیدی جدی برای دریا تبدیل شده‌اند.

روش‌های صیدی که دریا را خشک می‌کنند

صید به روش‌های ممنوعه‌ای چون دفره، ترال و پرساین در بندر دیر و به‌ویژه در منطقه بکر و پرمایه «مطاف» شدت گرفته است.

جمالی درباره روش دفره توضیح داد: صیاد با نورافشانی، ماهی‌های کوچک را جذب می‌کند و ماهی‌های شکارچی بزرگ‌تر را به دنبال آن‌ها می‌کشاند، سپس همه این‌ها را با تورهایی بزرگ محاصره می‌کنند، در یک نوبت تورکشی، گاه بیش از ۱۰ تن ماهی صید می‌شود؛ این یعنی سهم ۱۰۰ صیاد قانونی فقط توسط یک قایق.

جمالی اضافه کرد: هر روشی غیر از قلاب، در درازمدت تخریب‌کننده است.

رئیس شیلات شهرستان دیر گفت: صید ترال حتی بستر دریا را نابود می‌کند ولی با ضعف نظارت، این روش‌ها به سادگی در منطقه ریشه دوانده‌اند.

هادی جمالی گفت: تنها در چند روز گذشته، پنج لنج صیادی متخلف در عملیات مشترک با یگان حفاظت، مرزبانی، اداره اطلاعات و دادگستری توقیف شدند که از این پنج لنج، ۲ مورد به جرم صید دفره و سه لنج به دلیل صید ترال غیرمجاز بازداشت شده‌اند و جمعاً ۱۰ تن ماهی صید شده از آن‌ها ضبط شده است.

غارت ذخایر خلیج فارس در سایه نبود نظارت؛صیادان قانون‌مدار منتظر حمایت

فقط ۱۰ نیروی ناظر برای ۹۰۰ کیلومتر

ساحل استان بوشهر با ۹۰۰ کیلومتر نوار ساحلی، تنها با ۱۰ نیروی یگان حفاظت شیلات اداره می‌شود.

در شهرستان‌های دیر، کنگان و عسلویه فقط ۴ نیروی یگان مستقر هستند که آن‌هم به‌صورت شیفتی فعالیت می‌کنند.

جمالی گفت: در خوشبینانه‌ترین حالت، ۲ نفر در پایگاه حضور دارند، بسیاری از عملیات‌ها هم فقط بر اساس اطلاعات مردمی و با هماهنگی سایر نهادها انجام می‌شود.

منطقه مطاف؛ بهشت ماهی‌ها یا میدان تاخت‌وتاز متخلفین؟

منطقه مطاف در بندر دیر، به‌دلیل وجود ۴ جزیره، جریان آب خاص رأس‌المطاف، ورود رودخانه مند و غنای طبیعی بستر دریا، یکی از ارزشمندترین منابع تخم‌ریزی ماهیان در خلیج فارس است اما همین منطقه به‌دلیل نبود محافظت مؤثر، به جولانگاه قاچاقچیان دریا و متخلفان صیادی بدل شده است.

جمالی گفت: متأسفانه بسیاری از لنج‌های بوشهری با روش ترال غیرمجاز و حتی قایق‌های متخلف دفره به این منطقه می‌آیند در حالی که می‌توانستیم این نعمت خدادادی را مدیریت کنیم، اکنون به تاراج گذاشته شده و آینده صید کل استان را تهدید می‌کند.

غارت ذخایر خلیج فارس در سایه نبود نظارت؛صیادان قانون‌مدار منتظر حمایت

صدای صیادان دیری: ما قانون را رعایت می‌کنیم، اما تنبیه می‌شویم!

در گفت‌وگویی میدانی با چند صیاد قدیمی دیری، عمق فاجعه بیشتر نمایان می‌شود.

ابراهیم تند رفتار، یکی از صیادان باسابقه دیر می‌گوید: ما با هزار بدبختی مجوز گرفتیم، سهمیه سوخت قانونی می‌گیریم، از قلاب استفاده می‌کنیم و صیدمان هم محدود است، اما می‌بینیم یک قایق بدون مجوز، با دفره ۱۰ برابر ما صید می‌کند و کسی هم کاری با آن‌ها ندارد.

مهدی غفوری، جوانی که پدر و پدربزرگش هم صیاد بوده‌اند، با بغض می‌گوید: فقط ما قانونی‌ها تنبیه می‌شویم، سهمیه‌مان کم می‌شود، قایق‌مان توقیف می‌شود، اما آنهایی که هیچ مجوزی ندارند آزادانه جولان می‌دهند، این عدالت نیست.

حسین خیاط یکی دیگر از صیادان گفت: وقتی یک قایق بدون مجوز با یک شب صید، درآمد ۵۰ میلیون تومانی دارد، چه انگیزه‌ای برای جوانان ما می‌ماند که دنبال مجوز و قلاب بروند؟ این یعنی ترغیب به تخلف.

امید به برخورد قاطع دستگاه قضا

رئیس شیلات دیر از همکاری خوب دستگاه قضائی، مرزبانی، دادستان دیر، فرمانداری و اداره اطلاعات در تشکیل تیم ویژه مقابله با صید غیرمجاز تقدیر کرد و گفت: امیدواریم با برخورد قاطع دستگاه قضا، بازدارندگی لازم ایجاد شود.

هادی جمالی در پایان با بیان اینکه اکنون آن‌قدر تورهای محاصره‌ای غیرمجاز توقیف کرده‌ایم که انبارهای ما دیگر ظرفیت ندارند تصریح کرد: باید به جایی برسیم که صیاد قانون‌مدار دلگرم شود و متخلف احساس ناامنی کند.

برخورد قاطع و همه‌جانبه با متخلفان، افزایش نیروهای حفاظتی، و حمایت عملی از صیادان قانون‌مدار، تنها راه نجات این ثروت خدادادی است.

خلیج فارس را باید حفظ کرد، پیش از آن‌که دیگر چیزی برای حفظ‌کردن باقی نماند.

منبع: مهر

j88011.jpg

 

آینه جم- عبدالمحمد شعرانی

در سال‌های اخیر، افزایش احساس ناامیدی و کاهش انگیزه در میان نوجوانان و جوانان، به یکی از چالش‌های جدی اجتماعی بدل شده است. این پدیده، برخلاف تصور عمومی، تنها حاصل دشواری‌های اقتصادی یا ناکارآمدی نظام آموزشی نیست؛ بلکه بخش قابل توجهی از آن، در ساختار خانواده و شیوه تعامل والدین با فرزندان ریشه دارد.

جدیدترین مطالب