X0171811563.jpg

 

 

آینه جم-محسن قیصی‌زاده

با برگزار شدن فستیوال «کوچه»، اقلیت مخالف این برنامه‌ی مردمی، به هر چیز بی‌ربط و باربط چنگ زدند، ابر و باد و مه و خورشید و فلک را به هم برآوردند و زمین و زمان و آسمان و ریسمان را به هم دوختند، بلکه بتوانند از برگزاری این فستیوال فرهنگی جلوگیری کنند، که البته گامی پیش نبردند و کامی بر نگرفتند.

از جمله مواردی که بارها دستاویز مخالفان قرار گرفت و گاه و بی‌گاه در نوشته‌ها و از تریبون‌های مختلف سعی کردند آن را چماق کرده و بر سر دست‌اندرکاران فستیوال فرود آورند، این نکته بود که به جای برگزاری فستیوال «کوچه»، به فکر حل مشکل آب و برق بوشهر باشید!

https://

اگر از این نکته بگذریم که برگزار کنندگان یک برنامه‌ی مشخص فرهنگی را با حل مشکل آب و برق و… چه کار، و یا بی‌خیال پاسخ به این پرسش شویم که خودِ این مدعیان صاحب جایگاه و تریبون، تاکنون چه اقدام مؤثر و مفیدی در رفع چنین مشکلاتی داشته‌اند، اما همین که یک فستیوال چندروزه، موجب شد دغدغه‌ی حل مشکلات مردم پس از چند ده سال، به خاطر شریف این عزیزان خطور کند، خود اتفاق فرخنده‌ای‌ست که به واسطه‌ی پیش آمدن بحث «کوچه» رقم خورد.

و اما به باور این قلم، اتفاقاً به جرأت می‌توان ادعا کرد که پیشرفت این بوم و بر و توسعه‌ی زیرساخت‌ها، از کوچه‌ی برگزاری فستیوال‌هایی همچون «کوچه» می‌گذرد.

برای حل مشکلات یک منطقه، شهر و استان، شرطِ اول‌قدم آن است که غبار فراموشی و بی‌توجهی را از تن آن اقلیم برگیریم، توجه همگانی را به آن معطوف کرده و به اصطلاح از نام آن شهر، استان یا کشور برندسازی کنیم. https://

بدیهی‌ست که در سایه‌ی گمنامی و مهجور ماندن، هیچ اتفاق مثبت و سازنده‌ای رخ نخواهد داد. به واسطه‌ی برگزاری فستیوال‌هایی همچون «کوچه» و حضور گسترده‌ی گردشگران و به دنبال آن سرمایه‌گذاران است که از جانب مردم و کسانی که به دیار خود عشق می‌ورزند، پرسشگری و مطالبه‌ی عمومی در راستای بهبود وضعیت شهر و آبروداری در برابر سیل میهمانان افزایش می‌یابد.

ضمن این‌که برگزاری برنامه‌هایی از این گونه که آوازه‌شان مرزهای شهر و استان و کشور را در می‌نوردد، با آگاهی‌بخشی عمومی نسبت به پتانسیل‌های نهفته و منحصر به‌فرد این دیار، سقف آمال و رؤیاهای مردم را بلندتر کرده، تا با اعتماد به‌نفس و عزّت نفس دوچندان، مطالبات و خواسته‌های خویش را پی گیرند و در پی زدودن پسوند منحوس محرومیت از استان خود باشند.

با درک این مهم است که کشورهایی از جمله عربستان، امارات، ترکیه و… که سودای شتاب‌گیری توسعه و پیشرفت بیش از پیش را در سر می‌پرورانند، هم راستا با کارهای عمرانی و زیرساختی، از فرهنگ و هنر و برگزاری جشنواره‌های موسیقی و فیلم و حتی فوتبال و… بهره می‌برند و با صرف هزینه‌های هنگفت و گاه شگفت‌انگیز، مطرح‌ترین گروه‌های موسیقی، فیلمسازان و دیگر هنرمندان جهانی و همچنین برترین فوتبالیست‌های فعلی دنیا را به سرزمین خود فرا می‌خوانند تا بدین‌واسطه نگاه‌ها خیره‌ی سرزمین‌شان شود.

به عبارتی هر آن‌که و هر آن‌چه بتواند نام کشورشان را به تیتر رسانه‌های جهان و واژه‌ی جملات گفت‌وگوی مردمانی فراتر از مرزهایشان بدل کند، بلادرنگ در حوزه‌ی برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری ایشان قرار می‌گیرد.

از طرفی، یکی از ستون‌های اصلی پیشرفت و بالندگی هر مملکت در حوزه‌های مختلف، اولویت دادن به مسائل فرهنگی‌ست. آن‌گاه که جنون جنگ جهانی دوم، جز دود و خاکستر از اروپا بر جای ننهاده بود، پس از جنگ، کشورهای اروپایی در روند بازسازی، همزمان با ایجاد زیرساخت‌ها و امور عمرانی و صنعتی، بازسازی فرهنگی را به صورت جدی در دستور کار خود قرار دادند.

به عنوان نمونه کشور اتریش در بخش فرهنگ و هنر سرمایه‌گذاری سنگینی داشت و حتی بخش عمده‌ای از کمک‌های خارجی را به این مهم اختصاص داد، به طوری که بازسازی مراکز فرهنگی همچون سالن‌های اپرا، تئاتر، کنسرت و… را همزمان و یا حتی زودتر از پروژه‌های زیربنایی دیگر مثل ساختمان‌های دولتی و کارخانه‌ها آغاز کرد.

اتریشی‌ها در شرایط فقر شدید اقتصادی، پروژه‌های بازسازی سالن‌های اپرا، تئاتر، موسیقی، کتابخانه‌ها و دانشگاه‌ها را در اولویت قرار دادند. تونی جات در کتاب «پس از جنگ» تأکید می‌کند که بازسازی فرهنگی فقط یک مسأله‌ی نمادین نبود، بلکه وسیله‌ای برای بازسازی اعتبار بین‌المللی اتریش به عنوان یک کشور متمدن و بی‌گناه پس از دوران نازیسم بود. این روند به ترمیم حس افتخار ملی، ایجاد اعتماد اجتماعی و جذب دوباره توریست‌ها و سرمایه‌گذاری‌های خارجی کمک کرد.

توسعه و پیشرفت متوازن، بدون در نظر گرفتن و ارجح دانستن مسائل فرهنگی امکان‌پذیر نیست. با توجه به آن‌چه از نظر گذشت، اینک که بخش خصوصی پیش‌قدم شده و با صرف زمان و اعصاب و سرمایه، بدین‌منظور به یاری دولت و مملکت آمده، باید با تمام توان از این اقدام متولیان «کوچه» استقبال و حمایت کرد. حال اگر گام نهادن در مسیر پیشرفت و تسریع توسعه و حل مشکل آب و برق می‌خواهید، فستیوال‌هایی مثل «کوچه» را تکثیر کنید.
منبع:عصرایران

h490170.jpg

 

 

آینه جم- هادی دوراهکی

در حالی که بندر دیر به‌عنوان قلب تپنده صیادی استان بوشهر شناخته می‌شود، صیدهای غیرمجاز و بی‌رحمانه با روش‌هایی همچون دفره، پرساین و ترال، زنگ خطر نابودی ذخایر آبزیان در آب‌های خلیج فارس را به صدا درآورده است.

 

۸۵۰ قایق بی‌هویت در برابر ۲۸۰ قایق قانونی

به گفته جمالی، رئیس اداره شیلات شهرستان دیر، هم‌اکنون ۲۸۰ قایق دارای مجوز رسمی صید در این شهرستان فعالیت می‌کنند، در حالی که حدود ۸۵۰ قایق بدون هویت و فاقد پروانه صید نیز در همین آب‌ها حضور دارند، یعنی نزدیک به سه برابر قایق‌های قانونی، قایق‌های متخلف مشغول غارت منابع دریایی هستند؛ آن‌هم بدون نظارت، بدون محدودیت، و بدون هیچ‌گونه پاسخگویی.

وی در گفت‌وگو با خبرنگار مهر با گلایه از ضعف شدید در حوزه نظارت و برخورد، افزود: قایق‌هایی که با عنوان تفریحی مجوز گرفته‌اند، تنها اجازه دارند در شعاع ۲ مایلی و با ۲۰ قلاب صید کنند ولی متأسفانه بسیاری از آن‌ها از تور و ادوات ممنوعه استفاده می‌کنند و عملاً به تهدیدی جدی برای دریا تبدیل شده‌اند.

روش‌های صیدی که دریا را خشک می‌کنند

صید به روش‌های ممنوعه‌ای چون دفره، ترال و پرساین در بندر دیر و به‌ویژه در منطقه بکر و پرمایه «مطاف» شدت گرفته است.

جمالی درباره روش دفره توضیح داد: صیاد با نورافشانی، ماهی‌های کوچک را جذب می‌کند و ماهی‌های شکارچی بزرگ‌تر را به دنبال آن‌ها می‌کشاند، سپس همه این‌ها را با تورهایی بزرگ محاصره می‌کنند، در یک نوبت تورکشی، گاه بیش از ۱۰ تن ماهی صید می‌شود؛ این یعنی سهم ۱۰۰ صیاد قانونی فقط توسط یک قایق.

جمالی اضافه کرد: هر روشی غیر از قلاب، در درازمدت تخریب‌کننده است.

رئیس شیلات شهرستان دیر گفت: صید ترال حتی بستر دریا را نابود می‌کند ولی با ضعف نظارت، این روش‌ها به سادگی در منطقه ریشه دوانده‌اند.

هادی جمالی گفت: تنها در چند روز گذشته، پنج لنج صیادی متخلف در عملیات مشترک با یگان حفاظت، مرزبانی، اداره اطلاعات و دادگستری توقیف شدند که از این پنج لنج، ۲ مورد به جرم صید دفره و سه لنج به دلیل صید ترال غیرمجاز بازداشت شده‌اند و جمعاً ۱۰ تن ماهی صید شده از آن‌ها ضبط شده است.

غارت ذخایر خلیج فارس در سایه نبود نظارت؛صیادان قانون‌مدار منتظر حمایت

فقط ۱۰ نیروی ناظر برای ۹۰۰ کیلومتر

ساحل استان بوشهر با ۹۰۰ کیلومتر نوار ساحلی، تنها با ۱۰ نیروی یگان حفاظت شیلات اداره می‌شود.

در شهرستان‌های دیر، کنگان و عسلویه فقط ۴ نیروی یگان مستقر هستند که آن‌هم به‌صورت شیفتی فعالیت می‌کنند.

جمالی گفت: در خوشبینانه‌ترین حالت، ۲ نفر در پایگاه حضور دارند، بسیاری از عملیات‌ها هم فقط بر اساس اطلاعات مردمی و با هماهنگی سایر نهادها انجام می‌شود.

منطقه مطاف؛ بهشت ماهی‌ها یا میدان تاخت‌وتاز متخلفین؟

منطقه مطاف در بندر دیر، به‌دلیل وجود ۴ جزیره، جریان آب خاص رأس‌المطاف، ورود رودخانه مند و غنای طبیعی بستر دریا، یکی از ارزشمندترین منابع تخم‌ریزی ماهیان در خلیج فارس است اما همین منطقه به‌دلیل نبود محافظت مؤثر، به جولانگاه قاچاقچیان دریا و متخلفان صیادی بدل شده است.

جمالی گفت: متأسفانه بسیاری از لنج‌های بوشهری با روش ترال غیرمجاز و حتی قایق‌های متخلف دفره به این منطقه می‌آیند در حالی که می‌توانستیم این نعمت خدادادی را مدیریت کنیم، اکنون به تاراج گذاشته شده و آینده صید کل استان را تهدید می‌کند.

غارت ذخایر خلیج فارس در سایه نبود نظارت؛صیادان قانون‌مدار منتظر حمایت

صدای صیادان دیری: ما قانون را رعایت می‌کنیم، اما تنبیه می‌شویم!

در گفت‌وگویی میدانی با چند صیاد قدیمی دیری، عمق فاجعه بیشتر نمایان می‌شود.

ابراهیم تند رفتار، یکی از صیادان باسابقه دیر می‌گوید: ما با هزار بدبختی مجوز گرفتیم، سهمیه سوخت قانونی می‌گیریم، از قلاب استفاده می‌کنیم و صیدمان هم محدود است، اما می‌بینیم یک قایق بدون مجوز، با دفره ۱۰ برابر ما صید می‌کند و کسی هم کاری با آن‌ها ندارد.

مهدی غفوری، جوانی که پدر و پدربزرگش هم صیاد بوده‌اند، با بغض می‌گوید: فقط ما قانونی‌ها تنبیه می‌شویم، سهمیه‌مان کم می‌شود، قایق‌مان توقیف می‌شود، اما آنهایی که هیچ مجوزی ندارند آزادانه جولان می‌دهند، این عدالت نیست.

حسین خیاط یکی دیگر از صیادان گفت: وقتی یک قایق بدون مجوز با یک شب صید، درآمد ۵۰ میلیون تومانی دارد، چه انگیزه‌ای برای جوانان ما می‌ماند که دنبال مجوز و قلاب بروند؟ این یعنی ترغیب به تخلف.

امید به برخورد قاطع دستگاه قضا

رئیس شیلات دیر از همکاری خوب دستگاه قضائی، مرزبانی، دادستان دیر، فرمانداری و اداره اطلاعات در تشکیل تیم ویژه مقابله با صید غیرمجاز تقدیر کرد و گفت: امیدواریم با برخورد قاطع دستگاه قضا، بازدارندگی لازم ایجاد شود.

هادی جمالی در پایان با بیان اینکه اکنون آن‌قدر تورهای محاصره‌ای غیرمجاز توقیف کرده‌ایم که انبارهای ما دیگر ظرفیت ندارند تصریح کرد: باید به جایی برسیم که صیاد قانون‌مدار دلگرم شود و متخلف احساس ناامنی کند.

برخورد قاطع و همه‌جانبه با متخلفان، افزایش نیروهای حفاظتی، و حمایت عملی از صیادان قانون‌مدار، تنها راه نجات این ثروت خدادادی است.

خلیج فارس را باید حفظ کرد، پیش از آن‌که دیگر چیزی برای حفظ‌کردن باقی نماند.

منبع: مهر

j88011.jpg

 

آینه جم- عبدالمحمد شعرانی

در سال‌های اخیر، افزایش احساس ناامیدی و کاهش انگیزه در میان نوجوانان و جوانان، به یکی از چالش‌های جدی اجتماعی بدل شده است. این پدیده، برخلاف تصور عمومی، تنها حاصل دشواری‌های اقتصادی یا ناکارآمدی نظام آموزشی نیست؛ بلکه بخش قابل توجهی از آن، در ساختار خانواده و شیوه تعامل والدین با فرزندان ریشه دارد.

szzz539.jpeg

 

 

آینه جم - محمدجواد قبادبیگی *: ما در عصری زندگی می‌کنیم که «ارتباطات» دیگر یک مهارت نیست، یک زیستن است؛ و «رسانه» تنها یک ابزار نیست، بلکه یک جهان است؛ جهانی با منطق خاص خود، زبان مخصوص و قوانینی که بر ذهن و دل انسان‌ها حکومت می‌کند.

در این میان، آن‌که رسانه را نشناسد، ممکن است نه تنها نتواند سخنی بگوید، بلکه بی‌آنکه خود بداند، هدف روایت دیگران قرار گیرد و آن‌که ارتباط مؤثر را نیاموزد، ممکن است سال‌ها حقیقتی ارزشمند در دل داشته باشد، اما راهی به گوش کسی نیابد.

ارتباطات، هنرِ پیوند است؛ هنر عبور از دل واژه‌ها و رسیدن به دل انسان‌ها، گفت‌وگویی از جنس احترام، فهم متقابل، روشن‌سازی، و چه مسئولیتی بالاتر از این که انسان بتواند نوری از دانایی را از ذهن خود، به ذهن دیگری منتقل کند؟

رسانه، آئینه‌خانه افکار عمومی است، هر تصویری که در آن بتابانی، بازتاب خواهد یافت؛ اما این آئینه، ساده و بی‌طرف نیست؛ گاهی بزرگ‌نمایی می‌کند، گاه تحریف، گاه وارونگی. از همین رو نمی‌توان نسبت به رسانه بی‌تفاوت بود؛ یا باید سواد رسانه‌ای داشت و دست‌به‌روایت شد، یا باید سکوت کرد و منتظر ماند تا دیگران، قصه ما را به سبک خودشان بازنویسی کنند.

در همین زمینه است که رهبر حکیم انقلاب، با دقتی بی‌نظیر، مفهومی را به ما آموختند که عمق و دقت هر دو (رسانه و ارتباطات) را با خود دارد: «جهاد تبیین»؛ یعنی روشنگری، پیش از آنکه تاریکی فراگیر شود.

یعنی گفتن، پیش از آن‌که دروغ، ذهن‌ها را پر کند، یعنی تبدیل شدن به «راوی حقیقت»، نه تنها برای دفاع از خویش، بلکه برای روشنی‌بخشیدن به جامعه‌ای که گاه در تردید، گاه در تحریف و گاه در تاریکی سرگردان است.

جهاد تبیین، به معنای فریاد نیست؛ بلکه به معنای بصیرت است. یعنی دیدن لایه‌های پنهان، شناختن زبان مخاطب و انتخاب واژه‌هایی که نه تنها شنیده شوند، بلکه اثر بگذارند.

در جهاد تبیین، رسانه نه ابزار حمله، بلکه ابزار هدایت است، نه برای متهم‌کردن، بلکه برای معنا دادن. نه برای حذف، بلکه برای فهماندن. هر جوانی که سواد رسانه‌ای بیاموزد، یک جهادگر تبیین است.

هر معلمی که کلاس درسش را به فضایی برای گفت‌وگوی سالم تبدیل کند، جهادگر تبیین است. هر مدیر، هر نویسنده، هر هنرمند، که حقیقت را با زبان زمانه و در قالبی زیبا به مخاطب برساند، مشغول تبیین است. رسانه، تریبون نیست؛ تربیت است و ارتباطات، انتقال پیام نیست؛ تولد فهم است.

بیاییم به جای مصرف‌کننده محتوا، تولیدکننده فهم باشیم و به‌جای تکرار محتوا، معمار معنا باشیم. بیاییم در این میدان، سهم خود را بشناسیم؛ نه فقط برای دفاع از باورهای خود، بلکه برای روشن‌کردن چراغی در ذهن دیگران. چرا که آینده، از آنِ کسانی‌ست که می‌توانند «درست» ببینند، «زیبا» بگویند، و «عمیق» بفهمانند.

* فعال حوزه ارتباطات و رئیس روابط غمومی پتروشیمی بوشهر

000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000not55ojavanha.jpg

آینه جم-مسعود عرب زاده*

دکتر سید جعفر حمیدی، نویسنده، شاعر و یکی از مفاخر ادب و فرهنگ ایران، ساعاتی پیش درگذشت. او که در سال ۱۳۱۵ متولد شده بود، نه تنها شاعری برجسته، بلکه در طول زندگی‌اش با عشق و ارادت به زادگاهش بوشهر، خدمات فرهنگی و ادبی فراوانی را به یادگار گذاشت.

اندیشه و عشق در شعر

دکتر حمیدی چهره‌ای فراموش‌نشدنی از استان بوشهر بود که با اندیشه‌های عمیق و شعرهای دلنشینش در دل‌ها جاودانه خواهد ماند. او با عشق به فرهنگ و تاریخ این خطه و با تکیه بر خلاقیت و دانش خود، به ترویج ادبیات فارسی پرداخت و زیباترین واژه‌ها را به تصویر کشید. شعر معروف « سی بوشهر هیچکی مثل مو دلش غمگین نبیده» نمونه‌ای از عمق احساسات او نسبت به زادگاهش است و چنان در دل‌ها جا گرفته که تقریباً همه بوشهری‌ها و دوستداران بوشهر حداقل بیت اول آن را حفظ هستند و به نیکی از ایشان یاد می‌کنند.

کارنامه علمی و تدریس

دکتر حمیدی به عنوان پژوهشگر و استاد زبان و ادبیات فارسی، در طول زندگی پربار خود، بیش از ۳۰ کتاب در زمینه شعر، پژوهش‌های ادبی و تاریخی منتشر کرد و صدها مقاله علمی و ادبی نیز نگاشت.

در اسفند ۱۳۸۸ نیز، دکتر سید جعفر حمیدی به عنوان چهره ماندگار شهر بوشهر انتخاب و از ایشان تجلیل به عمل آمد. او حتی تا سال ۱۳۹۶ با وجودبالای ۸۰ سالگی، هر شنبه از تهران ساعت ۶ صبح پرواز می‌کرد و به بوشهر می‌آمد تا در دانشکده تحصیلات تکمیلی به تدریس مقطع دکترا بپردازد. چقدر عاشقانه هر هفته به استقبالش به فرودگاه می‌رفتم. فردی در این سن می‌بایست ساعت ۴ صبح راهی فرودگاه می‌شد. خانه‌اش در خیابان بعثت بود و یکشنبه مجدد به تهران برمی‌گشت.

در سال ۱۳۹۷ نیز، برای کتاب “شمع جمع”، که اثر پژوهشی من بود، به صورت تلفنی با ایشان صحبت می‌کردم. استاد چقدر صمیمانه نام کوچک من را صدا می‌زد: “مسعود”، و با حافظه بسیار خوبی که داشت، دانشجویانش را معرفی می‌کرد و پیشنهاد می‌داد که می‌توانم از آن‌ها کمک بگیرم. او هر آنچه لازم بود را به صورت تلفنی دریغ نمی‌کرد.

تاثیر در جامعه ادبی

شاید بزرگ‌ترین دستاورد دکتر حمیدی، تربیت نسل‌هایی از دانشجویان و علاقه‌مندان به ادبیات باشد که تحت تأثیر او قرار گرفته‌اند. شخصیت خاص و خلاق او نه تنها در دنیای ادبیات، بلکه در قلب مردم استان بوشهر و ایران نیز جایگاه ویژه‌ای دارد.

پویش مردمی «قدم‌های سبز»

در ۲۷ شهریور ۱۳۹۶و به مناسب روز ادبیات، تصمیم مهمی گرفتم. صبح ساعت هفت و نیم، به منظور برگزاری یک روز شعر و ادب فارسی، دیدار هنرمندان با یکه‌تاز هنر شاعری، یعنی دکتر سید جعفر حمیدی، در فرودگاه بوشهر را برنامه‌ریزی کردم. این روز، فرصتی برای استقبال و خوش‌آمدگویی به ایشان و نیز کسب افتخار هم‌سفر شدن با او در دانشگاه تحصیلات تکمیلی بود.

به همین منظور، برای تبلیغ این رویداد، یک هفته پیش از آن در فضای مجازی، اشعار و زندگی‌نامه ایشان را منتشر می‌کردم. هنرمندان و شاعران صبح روز ملاقات دور هم جمع شدند و ایشان را تا دانشکده همراهی کردیم. چقدر خوشحالی و رضایت در چهره ایشان به وضوح مشاهده می‌شد. توصیف این لحظات را در کتاب لحظه‌نگاری یک روزنامه‌نگار مفصل منتشر کردم و خاطرات آن روز را برای همیشه در خاطر خود و دیگران ثبت کردم.

رحمت خدا بر دکتر سید جعفر حمیدی به نوبه خود ، به خانواده داغدار ایشان و تمامی عاشقان ادبیات تسلیت می گویم.

*عضو هیئت رئیسه انجمن اهل قلم استان بوشهر

جدیدترین مطالب