000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000download.jpg

 

اینه جم / سواد زندگی؛ مریم طرزی- در دنیایی که به سرعت در حال نزدیک شدن به یکدیگر است، صدا و نظرات دیگران بیش از هر زمانی شنیده می‌شود. این صداها گاهی مسیر ما را تعیین می‌کنند و هویت ما را شکل می‌دهند.

ما به طور طبیعی به توصیه‌های خانواده، دوستان، همکاران و حتی تأثیرگذاران شبکه‌های اجتماعی گوش می‌دهیم؛ این برای گرفتن ایده یا کمک گرفتن، کاملاً طبیعی و لازم است.

 

اما مشکل از جایی شروع می‌شود که ما کلید زندگی‌مان را به دست  قضاوت و نظرات دیگران بسپاریم. وقتی مدام بر اساس نظر دیگران تصمیم بگیریم، نتیجه چیزی جز استرس، ناامیدی و احساس گیرافتادن نخواهد بود.

این مقاله دقیقاً برای شماست تا به شما یادآوری کند: قدرت نهایی کنترل زندگی‌تان، کاملاً در دستان خود شماست و می‌توانید مسیرتان را مطابق میل خودتان بسازید.

آدمک قرمز به دلیل پیوندهایی که با دیگر آدمک ها دارد، همواره در ترس و هراس از نطرات آنان است.

درک تأثیر نظرات دیگران بر زندگی مان

از کودکی به ما یاد داده‌اند که دیدگاه دیگران را بفهمیم و بپذیریم. این ویژگی به خودی خود خوب است؛ چون باعث می‌شود همدلی، همکاری و مهارت‌های اجتماعی ما شکل بگیرد.

اما مشکل اینجاست که این درک، کم‌کم تبدیل به یک نقطه ضعف می‌شود. ما عادت می‌کنیم بیش از حد به تأیید بیرونی دیگران (خانواده، دوستان، جامعه یا شبکه‌های اجتماعی) اهمیت دهیم و تمرکزمان از درک احساسات و باورهای واقعی خودمان منحرف می‌شود.

نتیجه این وضعیت چیست؟

ما دائماً در مرکز یک کشمکش دائمی قرار می‌گیریم: تضادی بین خواسته‌ها و نیازهای شخصی ما در مقابل انتظارات و هنجارهای جامعه.

چرا از قضاوت و نظر دیگران می ترسیم؟

وجود ترس تأثیر بسیار زیادی بر وابستگی ما به توصیه دیگران دارد. ما از قضاوت یا طرد شدن یا ناامید کردن کسانی که برایشان اهمیت قائلیم می‌ترسیم، از این رو ترجیح می‌دهیم راه امن را در پیش بگیریم.

 
 
 

این می‌تواند الگویی از اضطراب ایجاد کند زیرا غریزه تأیید جایگزین آرزوهای واقعی یک فرد می‌شود. در واقع شناسایی این نوع ترس اولین قدم برای حذف آن از زندگی فرد است.

 

 خوداندیشی 

کشف ارزش‌های شخصی

به همین دلیل است که وقتی کسی در مسیر استقلال قرار می‌گیرد، شناسایی آنچه که واقعاً به آن اهمیت می‌دهید بسیار مهم است. برای قرار دادن خود در رتبه‌بندی صحیح، باید مقداری زمان صرف فکر کردن به خودتان و آنچه در مورد این فرآیند می‌خواهید و احساس می‌کنید، کنید.

از خودتان سوالاتی بپرسید مانند چه چیزی مرا خوشحال می‌کند؟ اهداف زندگی من چیست؟ چه ارزش‌هایی را برای خودم گرامی می‌دارم؟

ممکن است نوشتن خاطرات را به عنوان ابزاری ارزشمند در این فرآیند بیابید.

بخشی از روز را به بیان افکار یا احساسات خود روی کاغذ اختصاص دهید.

برای این کار، الگوهایی به مرور زمان پدیدار می‌شوند تا به شما در یافتن معنای عمیق‌تر آنچه برای شما مهم است، کمک کنند.

مورد دیگر مدیتیشن است که به شما امکان می‌دهد نفوذ بیرونی را کنار بگذارید و روی آنچه در درون خود می‌شنوید تمرکز کنید.

تعیین اهدافی که از ارزش‌های اصلی پشتیبانی می‌کنند

هنگامی که ارزش‌های خود را پیدا کردید، اهدافی را تعیین کنید که منعکس کننده این ارزش‌ها باشند.

این باعث می‌شود که آنها اهداف واقعی باشند که شما تعیین می‌کنید و شما را مجبور به تعیین اهدافی نمی‌کنند که می‌دانید نمی‌توانید به آنها دست یابید. این اهداف را به اهداف کوچکتری تبدیل کنید که واقعاً قابل دستیابی باشند و حتماً برای آنها تلاش کنید.

تعیین مرزها

مرزهای عاطفی: مفهوم توضیح داده شده این با این ایده مطابقت دارد که یکی از دلایل کلی که فرد مرزها را تعیین می‌کند و این مرزها را اجرا می‌کند، احترام به خود است.

مرزهای عاطفی به میزان ایجاد مانع برای حفظ فضای ذهنی خود اشاره دارد. این بدان معناست که شما باید مراقب باشید که به چه کسی گوش می‌دهید و چه مقدار از آن نظر را می‌پذیرید.

جوانی که نه گفتن را آموخته و مرزهایش را مشخص کرده است، به رهایی و آرامش دست یافته است.

یادگیری نه گفتن

از جمله مؤثرترین سلاح‌ها برای تعیین مرزها، مهارت رد کردن است. چه رد دعوت‌ها باشد، چه رد توصیه‌هایی که درخواست نشده‌اند، یا اجتناب از کسانی که برای شما مضر هستند، نه گفتن به شما قدرت می‌دهد.

مهمتر از همه، برای شروع، برخی از دستورات باید قاطعانه داده شوند و لحن باید به تدریج بالاتر برود. فقط به خودتان یادآوری کنید که شما نیز حقوقی دارید که شامل توجه و سرمایه‌گذاری در رفاه خود، ایجاد اعتماد به نفس می‌شود.

راه‌های افزایش عزت نفس

به همین دلیل است که اعتماد به نفس عامل مهمی در جلوگیری از وسوسه وابستگی به تأیید دیگران است. از همه مهم‌تر، بپذیرید که در حال حاضر چه کسی هستید، توانایی‌ها و دستاوردهایتان هر چقدر هم که ناچیز به نظر برسند.

جملات تاکیدی مثبت همچنین می‌توانند به عنوان تکنیکی برای تغییر دیدگاه شما استفاده شوند. به طور مداوم حافظه خود را در مورد آنچه هستید و آنچه قادر به انجام آن هستید، تازه کنید.

تأثیر خانواده/دوستان

نوع معاشرتی که فرد تمایل به داشتن آن دارد، تأثیر زیادی بر توانایی تفکر او دارد.

داشتن دوستان و اقوامی که دلگرم‌کننده هستند، کسانی که می‌توانید با آنها در میان بگذارید و نمی‌خواهند برای رساندن منظور خود، بر مکالمه تسلط داشته باشند.

این روابط حمایتی می‌توانند روحیه شما را بازیابی کرده و شما را به سمت خود واقعی‌تان هدایت کنند.

تمرین ذهن آگاهی

تکنیک‌هایی برای ماندن در زمان حال

یادگیری چگونگی جلوگیری از تأثیر افکار دیگران بر شما، راهی عالی برای محدود کردن تأثیرات اضافی در زندگی شماست. بنابراین با تمرین ذهن آگاهی، خودتان را تغییر می‌دهید.

فرآیند تفکر را بهبود می‌بخشد و نادیده گرفتن نظرات دیگران در مورد شما را آسان‌تر می‌کند.
این امر با تمرین‌هایی مانند تنفس عمیق، مدیتیشن و پیاده‌روی آگاهانه در میان دیگران امکان‌پذیر می‌شود.

فواید مدیتیشن

جدا از افزایش سطح ذهن آگاهی بهبود یافته، تمرین مکرر مدیتیشن به درک افکار و احساسات کاربر آن کمک می‌کند.

به این ترتیب، شما شروع به یادگیری نحوه تمایز بین ایده‌ای که متعلق به شماست و ایده‌ای که دیگران بر شما تأثیر گذاشته‌اند، می‌کنید. اگر می‌خواهید اختیار خود را دوباره به دست آورید، این تمایزات مهم هستند.

به چالش کشیدن افکار منفی

یعنی وقتی افراد برای ارائه بازخورد منفی یا انتقاد وقت می‌گذارند، باید از خود بپرسند.
از خود بپرسید: آیا این نظر منطقی است - یعنی مبتنی بر واقعیت است یا فرض است؟ مدرکی که با این دیدگاه در تضاد است؟

به همین دلیل است که با تجزیه و تحلیل نظراتی که دریافت می‌کنید، می‌توانید تأثیر آنها را بر خود تا حد قابل توجهی کاهش دهید.

بازتعریف انتقاد

این قابل درک است زیرا وقتی افراد احساس انتقاد می‌کنند، می‌توانند آن را به عنوان تلاش کسی برای پایین کشیدن خود نادیده بگیرند.

به این فکر کنید که کدام جنبه‌های انتقاد را می‌توانید بر اساس آن بسازید تا از آن به عنوان راهنما، نه یک نسخه، برای سفر خود استفاده کنید.
این تغییر نگرش به شما کمک می‌کند تا کنترل خود را بر برداشت‌های دیگران از خود و فعالیت‌هایتان بازیابی کنید.

وقتی نگاه کسی معطوف به نظر دیگران است همواره استرس قضاوت شدن دارد.

پذیرش اصالت

چرا اصیل بودن حیاتی است

به یاد داشته باشید که شرط اصلی یک زندگی کامل، اصالت است. پذیرش خودمان با شکست‌هایمان، ما را از فشارهای جامعه‌ای که هر روز ما را تعقیب می‌کند، آزاد می‌کند.

افکار خود را بیان کنید و به همه بگویید که چه می‌خواهید یا چه نیازی دارید، حتی اگر "اشتباه" باشد. این عمل کلامی، معیار زندگی از طریق صدای خود است و واقعاً توانمندساز است.

داستان‌هایی از خودهای واقعی

اما بیایید به افراد در اصالتشان نگاه کنیم - این می‌تواند خوانندگان محبوب، تاجران، فعالان و افراد مشابه باشد.
این بسیار دردناک و دشوار است و با وجود طرد جدی از سوی جامعه، آنها هنوز آن را حفظ کرده‌اند.

با این حال، ادبیات موجود ممکن است به شما در کسب قدرت خاصی از تجربه آنها و همچنین جلوگیری از هرگونه تزلزل در اعتقاد حتی تحت فشار کمک کند.

اقدام

گام‌های کوچک در مسیر استقلال

به همین دلیل است که پس از پذیرش استقلال، اقدام برای تثبیت دستاورد حاصله بسیار ضروری است. یکی از مسائل مهم هنگام تکیه بر کمک دیگران، شروع با اهداف کوچک و قابل انجام برای استقلال است.

این می‌تواند شامل انجام یک کار جدید که قبلاً هرگز انجام نداده‌اید، صحبت کردن در مقابل مخاطب یا تصمیم‌گیری به تنهایی باشد. در حالی که هدف شما بازپس‌گیری زندگی‌تان است، به دنبال فرصتی برای تشویق هر موفقیت تدریجی باشید.

جشن گرفتن یا تشویق دستاوردهای فردی یا شخصی مهم است.

تایید خود به معنای تشخیص شکست و موفقیت، بزرگ و کوچک، به منظور تقویت خود است.

هر از گاهی به دستاوردهای زندگی خود توجه کنید و نوشتن خاطرات، بحث با دوستان یا دادن هدیه‌ای خوب به خودتان را تمرین کنید.

این تمرین نه تنها برای افزایش روحیه، بلکه برای تقویت خود نیز مفید است.

جان کلام:

جدا شدن از زنجیره نظرات دیگران یکی از مهمترین مراحل تکامل اخلاقی یک انسان است که نیازمند روشن‌بینی، قدرت و پشتکار است.

این دوباره به این معنی است که وقتی منابع نفوذ خارجی را درک می‌کنید، یک تمرین خوداندیشی انجام می‌دهید، مرز تعیین می‌کنید و خودآگاهی را تمرین می‌کنید، آنگاه آزادی خود را بازیابی می‌کنید.

پذیرفتن خودتان به عنوان کسی که هستید و بنابراین شروع به تلاش برای رسیدن به رویاهایتان، زندگی شما را بهتر خواهد کرد.

 

 

عصر ایران

000000000000000000000000011photo57.jpg

 

آینه جم/ مهرداد جشنی پور | خبرنگار و فعال رسانه

در اواخر دولت دوازدهم در نشستی که با آقای گراوند استاندار وقت بوشهر داشتم، موضوع نشست های خبری مدیران دستگاه های اجرایی در یک روز مشخص هفته به میزبانی خبرگزاری جمهوری اسلامی ( ایرنا ) مرکز بوشهر پیشنهاد دادم که خیلی سریع عملی و در دولت سیزدهم نیز ادامه یافت.

این نشست های خبری در ابتدای دولت چهاردهم نیز از سر گرفته شد اما مدتی است که به فراموشی سپرده شده است.

 

نکته اساسی این است که در دولت جهاردهم، مدیران کل دستگاه‌های اجرایی استان بوشهر مدت هاست که در برابر مطالبه روشن رسانه‌ها و مردم برای برگزاری نشست خبری، سکوتی سنگین و پرسش‌برانگیز پیش گرفته‌اند؛ سکوتی که دیگر نمی‌توان آن را با عنوان «مشغله کاری» توجیه کرد. این رفتار بیشتر شبیه فرار از پاسخ‌گویی است تا مدیریت.

این در حالی است که استان بوشهر با انبوهی از چالش‌های زیرساختی، مشکلات اقتصادی، مطالبات محیط‌زیستی، نا مشخص بودن وضعیت مصوبات سفر دولت به استان در سال گذشته و ده‌ها پرونده نیمه‌تمام روبه‌روست؛ با این حال مدیرانی که باید در خط مقدم پاسخ‌گویی باشند، ترجیح داده‌اند پشت درهای بسته بمانند و از پرسش‌های ساده و منطقی مردم دوری کنند.

سؤال ساده و اساسی این است:

اگر عملکرد مدیران دستگاه های اجرایی استان بوشهر قابل دفاع است، چرا نشست خبری برگزار نمی‌شود؟ و اگر نیست، چرا مردم نباید بدانند؟

به نظر می رسد این سکوت طولانی فقط یک رفتار اداری نیست بلکه نوعی بی‌اعتنایی آشکار به افکار عمومی تلقی می شود.

شاید بهتر بگوئیم که اغلب این مدیران که برای نرفتن به نشست های خبری هزاران بهانه درست و خراب جور می کنند شاید از گفت‌وگوی شفاف با رسانه‌ها هراس داشته یا چیزی برای گفتن ندارند و یا چیزی برای پنهان کردن. در هر حالت، نتیجه‌اش ضربه‌ای جدی به اعتماد عمومی است.

افکار عمومی و جامعه رسانه ای این سامان دغدغه مند هستند که چطور می‌شود استان بوشهر با این سطح از اهمیت ملی، مدیرانی داشته باشد که کوچک‌ترین تلاش برای ارتباط با جامعه را یک مزاحمت تلقی می‌کنند؟ مگر مقام مدیریتی، مصونیت از پاسخ‌گویی می‌آورد؟ مگر رسانه‌های استان بوشهر با شما دشمن‌ هستند که بیشتر شما مدیران کل از آن‌ها فاصله می گیرید ؟

مدیران کل دستگاه های اجرایی استان بوشهر باید بدانند که رسانه‌ها وظیفه مطالبه‌گری دارند، اگر مدیری علاقه‌ای به پاسخ دادن ندارد، شاید جای او در مسئولیت عمومی نیست، مدیری که حتی یک ساعت زمان برای نشست خبری نمی‌گذارد، چگونه می‌خواهد سال‌ها بار یک دستگاه را بر دوش بکشد؟

به نظر می رسد وقت آن رسیده که این دست مدیران کل ادارات استان بوشهر که تعدادشان کم هم نیست بدانند سکوت در این زمینه، یک استراتژی مدیریتی نیست؛ نشانه ضعف است و مردم استان از مدیری که صدای خود را از آنان دریغ می‌کند، انتظار اعتماد و همراهی ندارند.

بهتر است تا دیر نشده استاندار بوشهر با این مدیران کل تنبل و فراری از رودرویی با خبرنگاران، اتمام حجت کند که در مسیر پاسخگویی قرار بگیرند و با هر نوع ترک فعلی در این بخش برخورد جدی داشته باشد.

 

0000000000000000000000000055666.jpg

 

آینه جم-  محمدمهدی علیپور*

مدتی است در سطح شهرهای مختلف کشور کنسرت های بزرگ به صورت رایگان و با حمایت بانک‌ها، صنایع و شهرداری ها برگزار می‌شود و از طرفی شاهد آن هستیم، رویدادی که می‌تواند برای ساعاتی تنش‌های روزمره مردم را بکاهد و لحظات متفاوتی را برای آنها که توان خرید بلیت گران قیمت را ندارند، رقم بزند و موجب نشاط اجتماعی در این شرایط سخت شود.

متاسفانه در بوشهر نه تنها شاهد چنین پدیده‌ای نیستم، بلکه علاقه‌مندان اجراهای زنده موسیقی نظیر کنسرت علیرضا قربانی با نرخ بلیط تا یک میلیون و پانصد هزار تومانی در این شرایط اقتصادی روبه‌رو هستند و بدتر اینکه برای گرفتن همین بلیط هم بازارسیاه راه افتاده است.

در این میان ضعف شدید متولیان امر فرهنگی اجتماعی کاملا مشهود است که دلشان خوش است که پیست موتورسواری بوشهر را تبدیل به استیج موسیقی کرده اند! ولی از آن طرف بسیاری از مردم برای خرید بلیط گران دست به دامان این و آن شده‌اند تا شاید بتوانند بلیطی گیر بیاورند و در این روزهای سخت معیشتی، حداقل در این مورد شرمنده زن و بچه‌شان نشوند!

به عنوان مثال در شهریور، مهر و آبانماه سالجاری کنسرت‌های بزرگ رایگان پرواز همای، حامد همایون، گرشا رضایی، میثم ابراهیمی و مصطفی راغب، رضا یزدانی، رضا صادقی، گروه لیان، آرمان گرشاسبی، حامد صیفیری، رضا بهرام، عرفان طهماسبی، ارکستر سمفونیک تهران، ارکستر موسیقی ملی و اجرای مختلف هنرمندان موسیقی نواحی ایران برگزار شد.

همچنین حجازی مدیرعامل منطقه فرهنگی و گردشگری عباس‌آباد گفته «کنسرت هنرمندان شاهین بنان، گروه «آوای موج»، سینا شعبان‌خوانی، گروه «نوتاش»، علی عبدالمالکی، فرج علی‌پور، مهدی یغمایی، حسین توکلی، دف‌نوازان هور، برای ماههای آتی برنامه ریزی شده است.

برگزاری کنسرت‌های رایگان موسیقی در فضای باز بوستان‌ها از دهه ۹۰ توسط برخی هنرمندان و نهادهای فرهنگی و هنری کلید خورد، اقدامی که درصورت اجرا در سایر شهرها، می تواند گامی در مسیر نشاط گروهی و شهروندانی شاداب شود.

*مدیر پایگاه خبری لیان‌دید

 

00000000000006768402.jpg

آینه جم زهرا سیف‌آذرنژاد

در یکی از روزهای آرام بندر بوشهر، همانطور که صدای موج و بوی نمک در هوا پیچیده بود، با مردی گفت‌وگو کردیم که دریا برایش فقط یک پهنه‌ آب نیست؛ خانه‌ای است که در آن نفس می‌کشد، الهام می‌گیرد و روایت می‌کند.

جواد غلام‌نژادجبری، متولد ۱۳۷۳، نویسنده و فیلمساز جوانی که ناخدا و پژوهشگر دریایی است؛ از دل امواج برخاسته تا صدای دریا را در قاب تصویر و واژه جاودانه کند.

چطور شد پایتان به دریا باز شد؟
من ‌زاده خانواده‌ای دریایی‌ام؛ پدر و مادرم هر دو با دریا بزرگ شده‌اند و طبیعی بود که من هم از همان کودکی بوی نمک و صدای باد را بشناسم. نخستین‌بار وقتی 10ساله بودم با پدرم به دریا رفتم. از همان موقع حس می‌کردم دریا فراتر از نان و معیشت است. بعدها که ‌خودم قایق داشتم، ماهیگیری برایم بیشتر به گفت‌وگو با طبیعت شبیه بود، اما از سال ۱۳۹۸ به بعد دیگر قلاب و تور را کنار گذاشتم و حس می‌کردم زمانش رسیده است دریا را طور دیگری صید کنم؛ با دوربین، قلم و تصویر.

چطور از ماهیگیری و صیادی به سمت هنر و فیلمسازی رفتید؟
راستش، از دل همان دریا بود که به فیلم رسیدم. وقتی سال‌ها در سکوت دریا زندگی می‌کنی، بالاخره یک روز می‌فهمی که خودت صدای دریا شده‌ای. با چشم خودم دیدم که چطور دریا دارد رنج می‌کشد؛ آلودگی، صید بی‌رویه، نابودی مرجان‌ها. همانجا تصمیم گرفتم کاری کنم. رفتم سراغ فیلمسازی، دوره دیدم، عضو انجمن سینمای جوانان ایران شدم و بعد در آکادمی قرمز یاد گرفتم چطور تصویر را روایت کنم.
درواقع مسیر من از «صیاد ماهی» به «صیاد معنا» تغییر کرد.

از آثار فیلمسازی تان بگویید.
اولین فیلم کوتاه داستانی‌ام «نَفَس» بود که در سال ۱۴۰۰ ساختم. برایم حکم نخستین گام جدی را داشت و در جشنواره‌ها دیده شد. این تجربه به من جرأت داد تا مسیرم را ادامه بدهم. بعد از آن مستند «خساک» را ساختم؛ خلاصه‌ای از همه‌ دغدغه‌های دریا. این مستند در جشنواره بین‌المللی«یادآوری آینده» جشنواره کن فرانسه جایزه بهترین مستند کوتاه را گرفت و در جشنواره‌های دیگر هم درخشید. برای من اما مهم‌تر از همه این بود که خساک صدای دریا را به گوش دنیا رساند؛ صدایی که سال‌ها خاموش مانده بود.

درباره‌ کتابتان هم بگویید. «اهل دریا» چه موضوعی دارد؟
کتاب اهل دریا برای من مثل دفتر خاطرات جمعی مردمان جنوب است. این اثر نوعی دایره‌المعارف فرهنگ دریا و دریانوردی است؛ شامل واژه‌ها، اصطلاحات، آداب و باورهایی که نسل‌ها از پدران ما به ارث رسیده است.

یکی از کارهای خاص شما «کتابخانه‌ دریایی فیدوس» است. ایده‌اش از کجا آمد؟
همان قایقی که روزی با آن مردم را برای ماهیگیری می‌بردم، حالا تبدیل شده به کتابخانه‌ای شناور به نام «فیدوس».
روزگاری مردم با قلاب و تور روی عرشه می‌نشستند و در انتظار بالا آمدن ماهی، چشم به دریا می‌دوختند؛ حالا همان چشم‌ها، میان واژه‌ها سفر می‌کنند.

فیدوس فقط یک قایق نیست، یک پناهگاه فرهنگی است که وسط دریا لنگر می‌اندازد تا ذهن‌ها از شتاب روزمرگی فاصله بگیرند. وقتی قایق آرام می‌شود و موج‌ها با پهلوهایش حرف می‌زنند، صدای ورق خوردن کتاب‌ها در فضا پخش می‌شود. گاهی مهمان‌هایم روی عرشه می‌نشینند، چای می‌نوشند و کتابی از قفسه‌های کوچک فیدوس برمی‌دارند. برای من، فیدوس یعنی آشتی دوباره‌ مردم با دریا؛ یعنی لنگر انداختن؛ نه برای صید، بلکه برای تأمل. در دنیایی که همه در رفت‌و‌آمد و عجله‌اند، اینجا، در سکوت دریا، می‌توانی بنشینی، بخوانی و صدای زمین را بشنوی.‌
منبع: همشهری

 

 

 

 

 

0000000000000222566.jpg

 

آینه جم- مرتضی خضری

بازار گناوه قلب تپنده‌ی اقتصاد این شهر است؛ هر زمان که بازار به رکود می‌افتد، گناوه تب می‌کند.

بازار گناوه این بار با قانون تعرفه ۵ درصدی به سمت و سوی کما پیش می‌رود. قانونی که قرار بود مرهمی بر زخم اقتصاد بنادر جنوب و بازارهای جنوب باشد، به کابوسی برای بازارهای ساحلی و خاص بازار بزرگ گناوه تبدیل شده است.

 

تعرفه‌ی پنج درصدی که در ابتدا برای حمایت از مرزنشینان و ملوانان در نظر گرفته شده بود، امروز ابزاری در دست تجار پایتخت‌نشین شده است. آنان با سوءاستفاده از همین قانون، کالاهای خود را از طریق لنج‌ها وارد می‌کنند و مستقیم به تهران می‌فرستند؛ بی‌آنکه سهمی از سود آن به مردم جنوب برسد.

در این میان، صدها شغل در گناوه از بین رفته و کسب‌وکارهای کوچک یکی‌یکی به تعطیلی کشیده می‌شوند. اجناسی که قرار بود در بازار جنوب عرضه شوند، اکنون به سمت پایتخت روانه می‌شوند.

پرسش این است:

وقتی این کالاها مقصدشان بازار تهران است، چرا باید با تعرفه‌ی پنج درصدی از گمرک بنادر جنوبی خارج شوند؟

مشکوک نیست؟

پروانه‌ی کلی خروج کالا از گمرک به‌گونه‌ای تنظیم شده است که هم ورود آن به بازار جنوب مجاز است و هم خروج مستقیم به سایر استان‌ها؛ نتیجه آن شده که شرایط برای مرزنشین و پایتخت‌نشین یکسان است، اما امکانات و قدرت رقابت هرگز برابر نیست.

اگر این روند ادامه یابد، بازار گناوه با بیش از پنج هزار مغازه، در برابر بازار تهران زانو خواهد زد. رکود، مهاجرت، و تعطیلی گسترده‌ی اصناف، فقط بخشی از تبعات این سیاست ناعادلانه است.

راهکار چیست؟

برای نجات بازار گناوه و دیگر بنادر جنوبی، تعرفه‌ی پنج درصدی باید اصلاح شود.

اگر کالایی قرار است از بنادر جنوبی خارج و به دیگر استان‌ها ارسال شود، باید تعرفه‌ی آن افزایش یابد.

پیشنهاد مشخص این است که برای خروج کالا از استان‌های جنوبی، تعرفه‌ی ۲۰ درصدی وضع شود تا تعادل میان بازارهای جنوب و پایتخت برقرار بماند و توان رقابت دوباره به تجار بومی بازگردد.

در واقع، مصوبه‌ی پنج درصدی را تجار تهرانی با نفوذ خود در دولت و مجلس به تصویب رسانده‌اند؛ قانونی که قرار بود حامی مرزنشینان باشد، امروز به ابزاری برای تضعیف آن‌ها تبدیل شده است.

اگر این قانون اصلاح نشود، جنوب نه‌تنها از مزایای مرزنشینی محروم می‌ماند، بلکه به‌زودی شاهد سقوط کامل بنادر و خاص بازار گناوه خواهد بود.

 

 

خلیج فارس

جدیدترین مطالب