005558524.jpg

 

 

آینه جم- محمدصادق صفت

پرسش اصلی این روزهای مردم ایران که در این آب و خاک زندگی می‌کنند این است که شرایط زندگی آنها تا چند سال دیگر با همین دست فرمان پیش خواهد رفت و آنها باید چند سال دیگر سختی‌های ریشه دوانده در تحریم را تحمل کنند؟ به عبارت ساده‌تر ایرانیان می‌پرسند تا چند سال دیگر باید به شکل غیرعادی زندگی کنند؟ واقعیت‌ها را نمی‌توان تا ابد از شهروندان پنهان کرد و به آنها یادآور شد روزگارشان عادی است.

مردم با گوشت و پوست و استخوان خود دردهای تورم و رشدهای آهسته را که دستاوردشان فقیر‌تر شدن است احساس می‌کنند و شوربختانه امیدی هم برای آینده کوتاه‌مدت به آنها داده نمی‌شود.

به این تحلیل که یک رسانه رسمی منتشر کرده توجه کنید: «کارشناسان و تحلیلگران خارجی می‌گویند ایران با طراحی یک سازوکار دو جانبه غیردلاری توانسته است مسیری تازه برای انجام تجارت خارجی ایجاد کند که تحریم‌های مالی آمریکا را عملا بی‌اثر می‌کند.»

پرسش این است که مگر می‌توان آینده یک سرزمین و ۹۰‌میلیون باشندگان آن را به این ترفندها گره زد؟ تا کی قرار است ایرانیان دنبال راه‌های تازه برای فرار از تحریم مالی باشند؟ چرا ایران نمی‌تواند و نباید نفت خود را مثل دیگر کشورها به بازار جهانی عرضه کند؟ این ترفندها اگر فایده داشت ایران اکنون سهم خود از بازار نفت جهان را به کشورهای دیگر نداده بود و گاز این کشور بی‌پناه و تنها در دل دریاها و کوه و بیابان‌ها و دشت‌های کشور رها نشده بود.

قبول کنیم باید دنبال حل مساله اصلی برویم و بپذیریم برای سربلندی ایران راه‌های دیگری هم هست.

 

00679605.jpg

 

 

آینه جم-نصرالله شفیعی

 

اگر نقش بی‌بدیل آموزش‌وپرورش در تربیت نسل آینده را بدرستی درک کنیم، بی‌تردید اجازه نخواهیم داد که این نهاد حیاتی به میدان رقابت‌های سیاسی و جناحی بدل شود. آموزش‌وپرورش نه ابزاری برای قدرت‌نمایی سیاسی‌ست و نه محل تصفیه‌حساب‌های جناحی. اما متأسفانه، طی سال‌های اخیر، سایه سنگین سیاست‌زدگی بر این نهاد گسترده شده و به آن لطمه‌هایی جدی وارد کرده است.

 

در حالی که اولویت نظام تعلیم و تربیت باید تربیت انسان‌های مسئول، آگاه و توانمند باشد، در عمل، شاهد آن هستیم که انتخاب و انتصاب مدیران در بسیاری از موارد نه براساس تخصص و شایستگی، بلکه صرفاً با ملاک‌های سیاسی و جناحی انجام می‌شود. به‌جای توجه به توان مدیریتی، تجربه، تعهد و آشنایی با نظام آموزشی، گاهی تنها معیار، هم‌سویی فکری با جریان سیاسی حاکم یا سابقه فعالیت در ستادهای انتخاباتی است.

 

این نگاه محدود و جناح‌زده، چه در قالب اصول‌گرایی و چه اصلاح‌طلبی، وقتی مبنای انتخاب مدیران قرار می‌گیرد، ضربه‌ای سهمگین به آینده آموزش کشور وارد می‌کند. مدیران شایسته و متخصص کنار گذاشته می‌شوند و افراد کم‌تجربه یا فاقد صلاحیت صرفاً به‌دلیل هم‌سویی سیاسی بر مصدر امور می‌نشینند. چنین رویکردی نه‌تنها باعث بی‌ثباتی مدیریتی در آموزش‌وپرورش می‌شود، بلکه فرصت‌های طلایی برای اصلاح و ارتقاء نظام آموزشی را نیز از بین می‌برد.

 

چرخه معیوب تغییرات مدیریتی با هر دگرگونی در ساختار سیاسی کشور، به‌ویژه در سطح وزارت آموزش‌وپرورش، گواه این واقعیت تلخ است. در بسیاری از موارد، به‌محض تغییر دولت، مدیرانی که به جریان قبلی وابستگی داشته‌اند، برکنار می‌شوند؛ بدون آنکه کارنامه، توانمندی‌ها یا خدمات آنان مورد بررسی قرار گیرد. در مقابل، مدیران جدیدی منصوب می‌شوند که گاه فاقد حداقل‌های لازم برای مدیریت در نظام تعلیم و تربیت‌اند.

 

نتیجه چنین سیاست‌زدگی آشکار و نگران‌کننده‌ای، چیزی جز افت کیفیت آموزشی، سردرگمی دانش‌آموزان و معلمان، و تضعیف اعتماد عمومی به نهاد آموزش‌وپرورش نیست. در این میان، معلمان شایسته‌ای وجود دارند که با پشتوانه‌ای از دانش، تجربه و تعهد، می‌توانند مدیریت آموزش را به‌درستی بر عهده بگیرند؛ اما نه شناسایی می‌شوند، نه به‌کار گرفته می‌شوند و نه مورد حمایت قرار می‌گیرند.

ضروری است که با ایجاد یک سیستم نظارتی قوی و کارآمد، توانمندی‌های مدیران به‌صورت مستمر ارزیابی شود و فرآیند انتخاب مدیران براساس شایستگی، تخصص، کارنامه عملی و تعهد حرفه‌ای انجام گیرد.

 

 آموزش‌وپرورش نیازمند مدیرانی است که به‌روز، مسئولیت‌پذیر، آگاه به تحولات جهانی تعلیم و تربیت و دلسوز نسل آینده باشند؛ نه صرفاً وفادار به یک جریان سیاسی.

نگاه تنگ و بسته جناحی در آموزش‌وپرورش، خسارتی بزرگ به فرزندان این سرزمین وارد کرده و آینده علمی، فرهنگی و اجتماعی کشور را تهدید می‌کند. وقت آن رسیده است که با بازنگری جدی در رویکردهای مدیریتی این وزارتخانه، آموزش‌وپرورش را از حاشیه‌های سیاسی دور کنیم و آن را به مسیر اصلی خود—یعنی تربیت انسان‌های فرهیخته، مسئول و متعهد—بازگردانیم.

 

 

 

 

02225222.jpg

 

آینه جم- راضیه حسینی

قائم‌مقام ارشد مدیرعامل ایران‌ خودرو: «چرا وقتی تورم ۴۰ درصد است افزایش قیمت خودرو باید ۱۵ درصد باشد؟»

الان باز یک عده سریع لیستی از سؤالات تخریب‌کننده، به جهت سیاه‌نمایی آماده می‌کنند. مثلاً می‌گویند:

چرا وقتی خودرویی در دنیا ساخته می‌شود که حتی در خواب یا سکته هم راننده را نجات می‌دهد، خودروهای داخلی ما، برای راننده‌ی بیدار و هوشیار هم ایمن نیستند؟

چرا وقتی آپشن‌های خودروسازان خارجی از خودروی دو صفر هفت جیمزباند هم فراتر رفته است، خودروهای داخلی ما باید هنوز گیر یک ایربگ باشند و باز هم هیچ‌کس نداند بعضی ماشین‌ها واقعاً ایربگ دارند یا مثل جیب برخی لباس‌ها، صرفاً تزیینی‌اند!

چرا خودروی صفر، که از کارخانه تحویل می‌گیریم، باید نقص فنی داشته باشد؟ چرا بعضی از نقص‌ها اصلاً برطرف نمی‌شوند و تعمیرکار می‌گوید «این دیگه ایراد ساختاری داره»

چرا ایمنی بدنه‌ی بعضی ماشین‌های تولید داخل از کاردستی بچه‌های دبستانی هم ضعیف‌تر است و فقط با باد یک خودروی سنگین، چپ می‌شود و بعضی‌های‌شان همین که کامیونی از دور ببینند یا صدایش را بشنوند مچاله می‌شوند؟

یا مثلا مردم می پرسند، چرا وقتی ارز تخصیص یافته دولتی برای قطعات تغییراتی نداشته باید  نرخ آن تغییر کند؟

این سؤال‌ها همگی فقط در جهت سیاه‌نمایی عملکرد درخشان شما مسئولان عزیز، پرسیده می‌شود و هیچ ارزشی ندارد. اگر مطرح کردیم فقط خواستیم  آگاهی خوانندگان بالا برود و بس. باید بدانند چه سؤالاتی سیاه‌نمایی است و کدام سفیدنمایی. به چه سؤالاتی باید وقع بنهند و کدام را محل نگذارند.

حالا می‌رویم سراغ قسمت وایت قضیه و سؤال‌هایی که پرسیدن‌شان نه‌تنها ایرادی ندارد، بلکه واجب است.

یکی همان بود که خودتان به زیبایی مطرح کردید. دومی این است که چرا مردم به گذشته‌ی خود نگاه نمی‌کنند. اجدادشان  مگر ماشین داشتند؟ ولی حالا شرکت‌های خودروسازی کاری کرده‌اند که مردم می‌توانند به‌راحتی از بین کلی ماشین، یکی را انتخاب کنند؛ تازه آن هم با امکان انتخاب رنگ‌های متنوع و جذاب!

درگذشته مگر ماشین‌ها کولر و شیشه‌بالابر داشتند؟ ولی الان به لطف خودروسازان داخلی ما می‌توانیم از کولر استفاده کنیم و لذت ببریم. البته واضح است که در سربالایی‌ها بنز و بی ام و هم کولرشان نمی‌کشد و باید خاموش کنند، این اصلاً ایراد به‌حساب نمی‌آید.

مگر ترافیک را نمی‌بینید؟ این‌ها همه به‌خاطر توانایی بالای مردم در خرید خودروست و هیچ ربطی به معابر و خیابان‌های قدیمی و افزایش جمعیت ندارد. خودروسازان از بس ماشین‌ها را ارزان می‌فروشند که بچه‌ی چهار‌ساله هم با پول‌توجیبی خودش می‌تواند یک ماشین بخرد و بگذارد در پارکینگ برای آینده.

امیدواریم به‌زودی شاهد برابری و حتی بالاتر رفتن قیمت خودرو نسبت به تورم باشیم و این مشکل هم به طور کامل برطرف شود!

 

012588.jpg

 

آینه جم-  دکتر سید حسین جعفری | کارشناس ارشد سیاسی  و مدرس دانشگاه

 

استان بوشهر، به‌عنوان نگین خلیج فارس و یکی از مهم‌ترین قطب‌های انرژی، تجارت و فرهنگ ایران، همواره خاستگاه استعدادها و ظرفیت‌های انسانی بی‌بدیلی بوده است. جوانان نخبه بوشهری، با ریشه‌های عمیق در فرهنگ بومی و روحیه‌ای سرشار از خودباوری، امروز بیش از هر زمان دیگر می‌توانند به‌عنوان نیروی محرکه توسعه اجتماعی و اقتصادی کشور نقش‌آفرینی کنند. اهمیت این گروه نه‌تنها در توانایی‌های علمی و تخصصی آنان، بلکه در پیوندی است که میان میراث فرهنگی منطقه و چشم‌اندازهای نوین پیشرفت ایجاد می‌کنند. در شرایطی که اقتصاد ایران در پی تنوع‌بخشی، کاهش وابستگی و توسعه پایدار است، بهره‌گیری از نخبگان بومی، کلید راهبردی برای تحقق اهداف نظام جمهوری اسلامی در سطح ملی به‌شمار می‌رود.

نخست باید پذیرفت که بوشهر، با موقعیت راهبردی‌اش در ساحل خلیج فارس، از دیرباز دروازه تعاملات تجاری، فرهنگی و علمی ایران با جهان بوده است. این پیشینه تاریخی، زمینه‌ای غنی برای پرورش استعدادهای چندوجهی فراهم کرده است؛ استعدادهایی که امروز در حوزه‌های مهندسی نفت و گاز، شیلات، حمل‌ونقل دریایی، صنایع دستی و گردشگری دریایی و حتی حوزه‌های نوین فناوری اطلاعات و انرژی‌های تجدیدپذیر فعال‌اند. چنین گستره‌ای از توانمندی‌ها نشان می‌دهد که بومی‌گرایی در بوشهر صرفاً یک شعار فرهنگی نیست، بلکه می‌تواند به‌عنوان یک راهبرد توسعه‌ای پایدار مورد بهره‌برداری قرار گیرد.

نکته اساسی دیگر، نقش جوانان نخبه در بازتعریف رابطه میان علم و اجتماع است. وقتی از بومی‌گرایی سخن می‌گوییم، به معنای نفی دانش و تجربه جهانی نیست، بلکه تأکید بر ترجمه و انطباق هوشمندانه آن با شرایط محلی است. جوانان بوشهری که در دانشگاه‌ها و مراکز پژوهشی استان تحصیل می‌کنند، به‌خوبی می‌توانند این پل انتقال دانش را بسازند؛ آنان با درک عمیق از نیازهای منطقه و شناخت فرهنگ بومی، ظرفیت‌های اقتصادی را به فرصت‌های واقعی تبدیل می‌کنند. در این میان، حمایت از کارآفرینی دانش‌بنیان و شرکت‌های نوپا در استان بوشهر یک ضرورت است؛ چرا که این نهادهای کوچک اما چابک، بسترهای خلاقیت جوانان نخبه را فراهم می‌کنند و موتور محرک اشتغال پایدار به‌شمار می‌آیند.

از منظر اجتماعی، حضور جوانان نخبه در عرصه تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری اهمیت ویژه‌ای دارد. این گروه می‌تواند به‌عنوان حلقه واسط بین مردم و ساختارهای حاکمیتی عمل کند و نیازهای واقعی جامعه را به زبان علمی و کارشناسی ترجمه کند. ورود آنان به شوراهای مشورتی، نهادهای پژوهشی، سازمان‌های مردم‌نهاد و حتی عرصه‌های مدیریتی، تضمین‌کننده سیاست‌گذاری واقع‌بینانه‌تر و کارآمدتر خواهد بود. از سوی دیگر، این فرآیند موجب می‌شود تا خود جوانان احساس تعلق و اثرگذاری بیشتری داشته باشند؛ عاملی که سرمایه اجتماعی را در سطح استان و کشور تقویت می‌کند و به افزایش اعتماد عمومی منجر می‌شود.

نظام جمهوری اسلامی در گام دوم انقلاب، بر علم، معنویت، اخلاق و خودباوری جوانان تأکید دارد. در این چارچوب، بوشهر می‌تواند به‌عنوان الگویی از پیوند جوانان نخبه با اهداف کلان ملی معرفی شود. حمایت از نخبگان بومی نه‌تنها باعث ارتقای شاخص‌های اقتصادی استان می‌شود، بلکه می‌تواند به گسترش عدالت اجتماعی و کاهش مهاجرت نخبگان از مناطق جنوبی کشور کمک کند. دولت و نهادهای محلی باید با برنامه‌های حمایتی، از جمله اعطای تسهیلات مالی، ایجاد مراکز نوآوری، توسعه زیرساخت‌های پژوهشی و فراهم کردن فرصت‌های آموزشی، مسیر رشد و اثرگذاری جوانان را هموار سازند.

از سوی دیگر، نباید از اهمیت هویت فرهنگی و دینی در تقویت روحیه جوانان نخبه غافل شد. فرهنگ بومی بوشهر، با ریشه‌های عمیق مذهبی، موسیقایی و آیینی، می‌تواند پشتوانه‌ای معنوی و هویتی برای حرکت‌های نوآورانه باشد. این تلفیق فرهنگ و فناوری، نه‌تنها از انقطاع فرهنگی جلوگیری می‌کند، بلکه در تولید محصولات و خدماتی که با روح و نیاز جامعه سازگارند نقش تعیین‌کننده دارد.همچنین، پیوند میان دانشگاه و صنعت در بوشهر باید جدی‌تر گرفته شود.

استان بوشهر با برخورداری از صنایع بزرگ انرژی، کشاورزی، شیلات و حمل‌ونقل دریایی، ظرفیت عظیمی برای تبدیل ایده‌های علمی به پروژه‌های اقتصادی دارد. جوانان نخبه می‌توانند از طریق کارآموزی، پروژه‌های مشترک تحقیقاتی و استارتاپ‌های صنعتی، پلی میان این دو حوزه ایجاد کنند. این تعامل دوسویه به ارتقای سطح فناوری صنایع محلی، افزایش بهره‌وری و در نهایت تحقق اهداف کلان اقتصادی کشور کمک خواهد کرددر نهایت، باید تأکید کرد که بومی‌گرایی به معنای بستن درها به روی دیگران نیست، بلکه به معنای باز کردن درها از درون است.

هنگامی که جوانان نخبه بوشهری با تکیه بر میراث فرهنگی، دانش علمی و تعهد اجتماعی خود در مسیر توسعه حرکت کنند، استان بوشهر می‌تواند الگویی برای سایر استان‌های کشور باشد.

0111300.jpg

 

 

آینه جم- سید محسن پیامی

صدای آرام موج‌ها، نسیم خنک خلیج فارس و عطر شور دریا، اولین سلام بوشهر به هر گردشگر است. شهری که در امتداد آب‌های فیروزه‌ای گسترده شده و هر گوشه آن داستانی تازه برای روایت دارد. قدم زدن بر شن‌های طلایی، تماشای غروب خورشید بر آب‌های آرام و تجربه فرهنگ غنی دریانوردی، تنها بخشی از ظرفیت‌های بی‌پایان این استان است.

اما فراتر از این تصویر شاعرانه، واقعیتی نهفته است: بوشهر بیش از ۷۰۰ کیلومتر مرز آبی دارد و یکی از مهم‌ترین سواحل ایران در همسایگی خلیج فارس به شمار می‌رود. همین ویژگی، این استان را به بهترین نقطه کشور برای توسعه گردشگری دریایی بدل می‌سازد؛ صنعتی که امروز در جهان میلیاردها دلار درآمد ایجاد کرده اما در ایران سهمی ناچیز دارد.

بر اساس تعریف جهانی، گردشگری دریایی به فعالیت‌های تفریحی در آب‌های عمیق و دور از ساحل گفته می‌شود؛ از جمله غواصی، تورهای دریایی، اسکی روی آب، جت‌اسکی، قایق‌های کف‌شیشه‌ای، آکواریوم‌های دریایی و ماهیگیری در آب‌های عمیق. این شاخه از گردشگری در دهه‌های اخیر رشد چشمگیری داشته و امروزه کشتی‌های کروز با ظرفیت هزاران مسافر، بخش بزرگی از بازار گردشگری را در اختیار دارند. تنها در سال 2024 بیش از 34 میلیون نفر در جهان سفر دریایی را تجربه کرده‌اند.

کشورهای همسایه جنوبی خلیج فارس همچون امارات و بحرین با سرمایه‌گذاری گسترده، توانسته‌اند گردشگری دریایی را به منبع مهم درآمد خود تبدیل کنند. دوبی امروز قطب گردشگری دریایی منطقه است و سالانه هزاران گردشگر از طریق کشتی‌های تفریحی وارد آن می‌شوند. این در حالی است که ایران، با وجود موقعیتی استراتژیک و ظرفیت‌های طبیعی و فرهنگی، هنوز در این حوزه حضوری کمرنگ دارد.

بوشهر می‌تواند این معادله را تغییر دهد. سواحل متنوع، جزایر بکر، اکوسیستم‌های مرجانی، فرهنگ دریانوردی سنتی، موسیقی و آیین‌های بومی، غذاهای محلی و بازارهای ساحلی، بستری منحصربه‌فرد برای جذب گردشگر داخلی و خارجی فراهم کرده است. توسعه اسکله‌های تفریحی، ایجاد ماریناهای استاندارد، راه‌اندازی مراکز ورزش‌های آبی، احداث هتل‌های ساحلی و طراحی تورهای تخصصی می‌تواند بوشهر را به جایگاهی فراتر از یک مقصد محلی ارتقا دهد.

البته موانعی نیز وجود دارد: ضعف زیرساخت‌ها، کمبود سرمایه‌گذاری بخش خصوصی، نبود برنامه‌ریزی استراتژیک، کمبود فرهنگ‌سازی و آشنایی عمومی با سفرهای دریایی و نیز قوانین دست‌وپاگیر، بخشی از چالش‌های این حوزه هستند. بسیاری از ایرانیان دریا را تنها با ساحل، شنا یا لنج می‌شناسند و با مفهوم گردشگری دریایی مدرن بیگانه‌اند. از همین رو، آموزش و فرهنگ‌سازی عمومی می‌تواند نقشی اساسی در توسعه این صنعت داشته باشد.

راهکارها روشن است: توسعه کشتیرانی و قایقرانی تفریحی، تجهیز اکوپارک‌های آبی، برگزاری جشنواره‌های فرهنگی و ورزشی در حاشیه سواحل، ایجاد آکواریوم‌های بزرگ، راه‌اندازی قایق‌های کف‌شیشه‌ای و زیردریایی‌های تفریحی، سرمایه‌گذاری در ساخت کشتی‌های مسافری مقرون‌به‌صرفه و مهم‌تر از همه، جذب سرمایه‌گذاری خارجی در کنار بخش خصوصی داخلی.

تجربه جهانی نشان می‌دهد که توسعه گردشگری دریایی نه تنها باعث رشد اقتصادی می‌شود بلکه موجب اشتغال‌زایی پایدار، افزایش تعاملات فرهنگی، ارتقای کیفیت زندگی ساکنان محلی و حتی حفاظت بهتر از محیط زیست دریایی خواهد شد. بوشهر با ظرفیت‌های منحصر‌به‌فردش می‌تواند پیشگام این تحول باشد؛ به شرط آن‌که نگاه به دریا از یک منظر صرفاً معیشتی به یک فرصت بزرگ اقتصادی، فرهنگی و گردشگری تغییر کند.

امروز، در حالی که کشورهای منطقه با سرعتی چشمگیر در حال بهره‌برداری از فرصت‌های خلیج فارس هستند، غفلت بیش‌تر می‌تواند جایگاه ایران و به‌ویژه بوشهر را به حاشیه براند. اگر بوشهر به عنوان دروازه گردشگری دریایی ایران دیده شود و اراده‌ای جدی برای توسعه زیرساخت‌ها و جذب سرمایه وجود داشته باشد، این استان قادر است نه تنها مقصدی ملی بلکه قطبی بین‌المللی در گردشگری دریایی منطقه باشد.

بوشهر، با دریا و فرهنگش، سرمایه‌ای بی‌بدیل است؛ کافی است این سرمایه را باور کنیم و برای شکوفایی آن اقدام کنیم.

جدیدترین مطالب