356696.jpg

 

آینه جم/ ظاهراً شهرستان جم هیچ مشکلی ندارد!

 

نه مشکل آب دارد، نه قطعی برق؛

 

نه جوان بیکار دارد، نه مطالبه اشتغال؛

 

نه حوزه درمانش کمبود دارد، نه تأمین اجتماعی مطالبه‌ای؛

 

نه از همجواری با صنایع عظیم نفت و گاز سهمی می‌خواهد و نه اساساً درد و گرفتاری خاصی دارد!

 

اگر باور نمی‌کنید، کافی است به یک ماه گذشته نگاه کنید.

 

چندین وزیر، معاون رئیس‌جمهور، معاون وزیر و مقام ارشد دولتی یکی پس از دیگری به جنوب استان سفر کردند؛ اما گویا روی نقشه جنوب استان، جایی به نام شهرستان جم وجود نداشت!

 

مسئله فقط این نیست که چرا به جم نیامدند؛ سؤال مهم‌تر این است:

 

چرا صدای کسی هم از جم بلند نشد؟

 

وزیر کار آمد.

 

شهرستان جم با مسئله اشتغال جوانان و مطالبه سهم نیروهای بومی از صنایع منطقه روبه‌روست. درمانگاه تأمین اجتماعی نیز سال‌هاست می‌تواند یکی از مطالبات جدی شهرستان باشد.

 

اما چه شد؟

 

وزیر آمد و رفت و جم ماند و همان مشکلات همیشگی.

 

وزیر نیرو آمد.

 

مردم جم با قطعی برق و مشکلات آب دست‌وپنجه نرم می‌کنند. فرصتی بود که مسئولان شهرستان وزیر را به جم بکشانند یا دست‌کم پرونده مشکلات آب و برق شهرستان را چنان جدی روی میز بگذارند که وزیر بداند در همین جنوب استان، مردمی هستند که از ابتدایی‌ترین زیرساخت‌ها گلایه دارند.

 

باز هم خبری نشد.

 

وزیر بهداشت آمد.

 

مشکلات و کمبودهای حوزه بهداشت و درمان جم که موضوع تازه‌ای نیست. آیا این بهترین فرصت برای فریادزدن این مطالبات نبود؟

 

وزیر آمد و رفت.

 

معاون اجرایی رئیس‌جمهور آمد؛ جم نه!

 

سخنگوی دولت آمد؛ جم نه!

 

معاون وزیر نفت آمد؛ باز هم جم نه!

 

واقعاً باید پرسید:

 

جم چه زمانی قرار است «مسئله» مسئولانش باشد؟

 

مگر وظیفه مسئول فقط نشستن پشت میز، شرکت در جلسه، گرفتن عکس یادگاری و انتشار خبر جلسات و بازدیدهاست؟

 

مدیریت شهرستان یعنی در چنین فرصت‌هایی، خواب را بر مسئول بالادستی حرام کنی تا حرف مردمت شنیده شود.

 

یعنی وقتی وزیر تا جنوب استان آمده، برای کشاندنش به شهرستان تلاش کنی.

 

نشد؟ مطالبه را جلوی او بگذاری.

 

باز هم نشد؟ حداقل آن‌قدر صدایت را بلند کنی که مردم بفهمند برای حقشان جنگیده‌ای.

 

مسئول شهرستان باید صدای مردمی باشد که دستشان به وزیر و معاون رئیس‌جمهور نمی‌رسد.

 

اما وقتی مقام‌های ارشد یکی پس از دیگری تا جنوب استان می‌آیند و می‌روند و صدای مطالبه جدی از جم شنیده نمی‌شود، مردم حق دارند بپرسند:

 

پس چه کسی قرار است از حق این شهرستان دفاع کند؟

 

البته کسی ساده‌اندیش نیست.

 

قرار نیست با آمدن یک وزیر، فردای آن روز آب جم فراوان شود، برق دیگر قطع نشود، همه جوانان شاغل شوند و مشکلات درمان یک‌شبه پایان یابد.

 

چه‌بسا این سفرها نیز مثل بسیاری از سفرهای مسئولان، در حد جلسه و وعده باقی می‌ماند.

 

اما این، توجیهی برای سکوت نیست.

 

مردم حداقل می‌خواهند ببینند مسئولی که به نام آنها مسئولیت گرفته، برای مشکلاتشان تقلا می‌کند.

 

می‌خواهند ببینند کسی برای جم مطالبه می‌کند.

 

می‌خواهند ببینند مدیری برای حق شهرستانش حاضر است پیگیری کند، جواب منفی بشنود و دوباره پیگیری کند.

 

قرار نیست مسئول شهرستان همیشه مؤدبانه کنار بایستد تا شاید روزی کسی خودش یاد جم بیفتد!

 

حق گرفتنی است؛ سهم شهرستان هم با سکوت و تعارف به دست نمی‌آید.

 

امروز مسئله فقط نیامدن چند وزیر به جم نیست.

 

مسئله این است که چرا جم به‌راحتی از برنامه‌ها حذف می‌شود؟

 

چرا با وجود این همه مشکل، حذف‌شدن شهرستان از برنامه سفر مسئولان ارشد تبدیل به اتفاقی عادی شده است؟

 

و مهم‌تر از همه:

 

چرا ظاهراً کسی بابت این وضعیت عصبانی نیست؟

 

مردم جم توقع معجزه ندارند.

 

اما توقع دارند مسئولانشان حداقل صدای اعتراض، مطالبه و پیگیری آنها باشند.

 

وزیر می‌آید و می‌رود.

 

معاون رئیس‌جمهور می‌آید و می‌رود.

 

معاون وزیر می‌آید و می‌رود.

 

مشکلات اما می‌مانند و هر روز بر تعدادشان افزوده می‌شود.

 

شاید وقت آن رسیده مسئولان شهرستان به یک سؤال ساده پاسخ دهند:

 

برای اینکه صدای جم به گوش مسئولان کشور برسد، دقیقاً منتظر چه هستید؟

 

منتظرید وزیر خودش یاد جم بیفتد؟

 

منتظرید مشکلات خودشان حل شوند؟

 

یا منتظرید مردم دیگر مطالبه‌ای نداشته باشند؟

 

جم بی‌درد نیست.

 

جم درد زیاد دارد؛ آنچه کم دارد، صدایی است که دردهایش را آن‌طور که باید فریاد بزند

 

 

*** آوای بوشهر

[کد خبر:AJ54133]
پايگاه خبري تحليلي آينه ي جم


نوشتن دیدگاه

جدیدترین مطالب