
آینه جم/سجاد بهزادی
طی دو روز گذشته، حالوهوای تبریکها و تمجیدها از خبرنگاران و رسانهها به مناسبت روز خبرنگار در فضای عمومی رسانه های استان و شهرستان جم حسابی پیچید. اما شاید بد نباشد میان این ادبیات زیبا و آنچه در باور مدیریتی مدیران میگذرد، کمی دقیقتر نگاه کنیم؛ جایی که یک تناقض جدی خودنمایی میکند.
مصداق موردی؛ فرماندار جم
فرماندار جم که البته وی را فردی تعامل گرا با رسانه ها میدانم در پیام روز خبرنگار خود، خبرنگاران را "روایتگران صادق واقعیتها و صدای وجدان بیدار جامعه" معرفی کرده و از نقش آنان در شفافیت، مطالبهگری و ایجاد پل ارتباطی میان مردم و مسئولان گفته است و از ضرورت همکاری دستگاههای اجرایی با رسانهها نیز سخن به میان آورده است.
اما در یکی از مهمترین جلسات شهرستان، یعنی کمیته برنامهریزی و توزیع اعتبارات، ناگهان پرده دیگری از وضعیت مدیریت شهرستان کنار میرود؛ گلایههای صریح از عملکرد مدیران، انتقاد از کمتحرکی برخی ادارات، بیاطلاعی مدیری از وضعیت پروژه زیرمجموعه خود، هشدار درباره تخصیص اعتبارات، ضربالاجل تا هفته دولت و حتی سخن از جابهجایی مدیران ضعیف.
این ادبیات، ادبیات یک وضعیت عادی مدیریت شهرستان نیست؛ وقتی فرماندار از "بیتحرکی" ، "بیبرنامگی" و ضعف برخی مدیران سخن میگوید و برای آنان ضربالاجل تعیین میکند، یعنی مسئله از یک گلایه ساده عبور کرده و به یک هشدار جدی رسیده است.
اینجا دقیقاً همان جایی است که باید پرسید:
اگر رسانه واقعاً "وجدان بیدار جامعه" و "پل ارتباطی مردم و مسئولان" است، چرا این وجدان بیدار پیش از رسیدن کار به این نقطه، چیزی ندیده و چیزی نپرسیده است؟
البته ممکن است فرماندار بنا به ملاحظات مدیریتی، تا امروز نخواسته باشد ضعف عملکرد برخی روسای ادارات خود را رسانهای کند. شاید ترجیح داده با مدیران خود در داخل مجموعه مماشات کند، تذکر بدهد و فرصت اصلاح بدهد. این قابل درک است. اما اگر وضعیت آنقدر جدی شده که حالا در جلسه رسمی کمیته برنامهریزی چنین صریح درباره مدیران سخن گفته میشود، سؤال بعدی متوجه رسانههاست:
خبرنگاران و رسانههای شهرستان تا امروز کجا بودند؟
چطور ممکن است مدیری نسبت به پروژه زیرمجموعه خود بیاطلاع باشد، ادارهای برنامه نداشته باشد، اعتبارات جذب نشود و تحرک مدیریتی محل سؤال باشد، اما این مسائل تا روزی که فرماندار در یک جلسه رسمی لب به گلایه بگشاید، برای افکار عمومی و رسانهها آشکار نشده باشد؟
رسانه اگر قرار است فقط پس از بروز بحران، سخنان مسئولان را منتشر کند، دیگر "ناظر" نیست؛ صرفاً "راوی" است.
از سوی دیگر، اگر فرمانداری واقعاً به ظرفیت رسانه اعتقاد دارد، چرا از همین ظرفیت برای پیشگیری استفاده نمیکند؟ چرا رسانهها را در جریان وضعیت پروژهها، میزان جذب اعتبارات، عملکرد ادارات و نقاط ضعف برخی روسای ادارات شهرستان قرار نمیدهد تا مطالبهگری عمومی از همان ابتدا شکل بگیرد؟ چرا وقتی یک اداره کمتحرک است، رسانه نباید بداند که مشکل کجاست و از رئیس آن اداره توضیح بخواهد؟
نکته مهم این است که رسانه نباید زمانی فراخوانده شود که کار از کار گذشته است. اگر رسانه قرار است پل ارتباطی باشد، این پل باید در تمام مسیر مدیریت شهرستان فعال باشد؛ نه فقط در مناسبتهایی مانند روز خبرنگار.
و البته این مطالبه متوجه خود رسانهها نیز هست. خبرنگار نمیتواند صرفاً به انتشار خبر جلسات، تقدیرها و گزارش های عملکردی بسنده کند و بعد انتظار داشته باشد عنوان "وجدان بیدار جامعه" را بیهزینه یدک بکشد. اگر امروز در یک جلسه رسمی از ضعف جدی برخی دستگاهها سخن گفته میشود، بخشی از مسئولیت حرفهای رسانه این است که بپرسد: این ضعف از چه زمانی وجود داشته، چرا زودتر دیده نشد و رسانه چرا زودتر مطالبه نکرد؟
بنابراین مسئله فقط یک تناقض در حرف و عمل مدیران نیست؛ مسئله فاصله میان باور به رسانه و استفاده واقعی از رسانه است.
اگر خبرنگار واقعاً صدای وجدان بیدار جامعه است، باید اجازه داشته باشد ببیند، سؤال کند، نقد کند و پاسخ بخواهد. و اگر رسانه واقعاً پل میان مردم و مسئولان است، باید در روزهای عادی نیز از آن استفاده کرد، نه اینکه بعد از انباشته شدن مشکلات، تازه در جلسهای مدیریتی از ضعفها پردهبرداری شود.
شاید وقت آن رسیده باشد که هم فرمانداری و هم رسانههای شهرستان، از خودشان بپرسند؛ اگر این وضعیت و ضعف های شهرستان در برخی حوزه ها واقعاً تا این اندازه جدی بوده، چرا زودتر از این صدای مطالبهگری بلند نشد؟
و شاید مهمتر از همه:
"وجدان بیدار جامعه" بودن، واقعاً یک رسالت است یا فقط عبارتی زیبا برای پیام تبریک روز خبرنگار؟
[کد خبر:AJ54148]