000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000not55ojavanha.jpg

 

آینه جم- در سال‌های اخیر، اگر گذرتان به فضای مجازی و رسانه‌ای مناطق نفت‌خیز و به‌ویژه قطب‌های انرژی کشور بیفتد، با پدیده‌ای شگفت‌انگیز مواجه می‌شوید: رویش قارچ‌گونه و روزافزون پایگاه‌های خبری، کانال‌ها، نشریات اختصاصی و صفحات رنگارنگی که نام صنعت نفت، گاز و پتروشیمی را یدک می‌کشند. اما در پس این زرق‌وبرق ظاهری و کثرت نام‌ها، یک حقیقت تلخ و غیرقابل انکار وجود دارد: «رسانه‌هایی بدون مخاطب و خالی از کمترین ضریب نفوذ و اثرگذاری.»

 

 

۱. رشد قارچ‌گونه؛ دکان‌داری رسانه‌ای به جای رسالت خبری

 

امروز راه‌اندازی یک سایت یا کانال تلگرامی و اینستاگرامی با کلیدواژه‌های انرژی چندان دشوار نیست. این رشد بی‌رویه و قارچ‌گونه، نه از سر احساس نیاز جامعه و بدنه کارگری به آگاهی‌بخشی و شفافیت، بلکه حاصل یک معادله کاملاً انتفاعی است. متأسفانه رسانه در برخی دوایر صنعتی، از «دیده‌بان عمومی» به « دريافت پیمان ها ، ابزار چانه‌زنی برای جذب آگهی، رپورتاژ و تسهیلات روابط‌عمومی‌ها » تنزل یافته است. پایگاه‌هایی که صرفاً ایجاد می‌شوند تا از سفره گسترده نفت، گاز و پتروشیمی سهمی ببرند، بدون آنکه حتی الفبای روزنامه‌نگاری تحلیلی، میدانی یا تخصصی را بشناسند.

 

۲. کنتورهای بی‌رمق؛ مخاطبانی که وجود خارجی ندارند

 

نگاهی به آمارهای بازدید و تعاملات در این دست رسانه‌ها، عمق فاجعه را آشکار می‌کند. سایت‌هایی که با هزینه‌های بالا طراحی و سرورهایشان تمدید می‌شود، اما گاهی بازدید روزانه یک یادداشت یا گزارش فنی‌شان از تعداد انگشتان دو دست فراتر نمی‌رود! کانال‌هایی با چند هزار عضو فیک و غیرواقعی که بازدید پست‌هایشان به زحمت به ۵۰ یا ۱۰۰ می‌رسد. این آمارها نشان می‌دهد این رسانه‌ها نه تنها در میان عموم مردم و جامعه میزبان نفوذی ندارند، بلکه حتی بدنه کارکنان و کارشناسان همان صنعت نیز رغبتی به باز کردن و خواندن مطالب آن‌ها نشان نمی‌دهند.

بعضا این رسانه‌های بی بازدید براي مدیران شرکت‌های بزرگ خط و نشان می کشند و امتیازگیری میکنند. 

 

۳. تکرار مکررات؛ بن‌بست «خبرنامه‌های کاغذی در قالب وب»

 

چرا این رسانه‌ها خوانده نمی‌شوند؟ پاسخ ساده است: فقدان سواد رسانه‌ای، فقدان استقلال، فقدان مسئله‌محوری و دوری از درد واقعی ذی‌نفعان و مردم محلي.

 

اغلب این پایگاه‌ها به کپی-پیست بولتن‌های روابط‌عمومی شرکت‌ها تقلیل یافته‌اند: 

بریدن روبان‌ها،

احوال‌پرسی‌های تشریفاتی و گزارش جلسات بی‌خروجی،

انتشار عکس‌های پرتره مدیران از زوایای مختلف،

و تیترهای کلیشه‌ای و تملق‌آمیز.

 

در این رسانه‌ها هیچ خبری از مسائل بنیادین مانند مسئولیت‌های اجتماعی نفت، آلودگی‌های زیست‌محیطی، امنیت شغلی کارگران پیمانکاری، توسعه نامتوازن پیرامون صنعت یا چالش‌های بومی‌گزینی نیست. وقتی رسانه جرأت، سواد یا تمایل ورود به واقعیت‌های ملموس را ندارد، طبیعی است که مخاطب آگاه امروز وقت خود را برای ویترین‌های بی‌خاصیت تلف نکند.

 

۴. پایان بی‌اثر؛ بودجه‌هایی که دود می‌شوند

 

نتیجه نهایی این رویکرد، «بی‌اثر بودن مطلق» است. این رسانه‌ها نه در شکل‌گیری افکار عمومی نقشی دارند، نه توان بحران‌زدایی در شرایط حساس را دارا هستند و نه می‌توانند پیوند سالمی میان صنعت و مردم منطقه برقرار کنند. آنها جزایری منزوی هستند که برای مدیران بالا‌دست می‌نویسند تا در گزارش‌ها بایگانی شوند. 

 

صنعت انرژی کشور و مناطق پیرامونی آن بیش از هر زمان دیگر به رسانه‌های مستقل، متخصص، شجاع و متصل به جامعه محلی نیاز دارند؛ رسانه‌هایی که پل باشند نه ویترین، و صدای واقعی مطالبات و دستاوردها باشند، نه ابزار بزک کردن سوءمدیریت‌ها. وقت آن رسیده است که بخش‌های ناظر و مدیران روابط‌عمومی‌ها، به جای توزیع بی‌حساب‌وکتاب حمایت‌ها میان سایت‌های بی‌هویت، عیار نفوذ واقعی، مرجعیت رسانه‌ای و رضایت مخاطب را معیار اعتباربخشی قرار دهند.

 

 

 

 

[کد خبر:AJ54474]
پايگاه خبري تحليلي آينه ي جم


نوشتن دیدگاه

جدیدترین مطالب